آیا امام علی علیه السلام حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را اذیت کرد ؟
✍️آیا امام علی علیه السلامحضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را اذیت کرد ؟ وقتی آزار و اذیت کردن او در روایاتی از کتب شیعه چون علل الشرایع و خصال شیخ صدوق ذکر شده است چرا فقط نسبت به ابوبکر و عمر و عثمان انتقاد می کنید و ...؟
جواب این پرسش را در قالبنکات زیر تقدیمتان می کنم :
🌑 نکته اول :
یکی از روش های ناپسند وهابیت و برخی از اهل تسنن این است که جد و جهد فراوانی کرده اند تا هرچه امتیاز در وجود امام علی علیه السلاموجود دارد برای ابوبکر، عمر و عثمان نیز جعل کنند و بتراشند و هر چه نقص و کمبود در آنها وجود داشته در کارنامه امام علی علیه السلام وارد کنند مثلا اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلمفرموده اند انا مدینه العلم و علی بابها آنها عثمان و عمر و ...را به عنوان دیوار و سقف و ...آن شهر علم اضافه کرده اند! اما تحریف روایات واقعیت را تغییر نمی دهد. امام علیعلیه السلام آن امامی بود کهراههای آسمان را بهتر از زمین می دانست ولی جناب عمر حتی احکام تیمم گرفتن را هم نمی دانست.امام آن امیر بیانی است که وقتی جرج جرداق مسیحی به احادیث نهج البلاغه اش نظر می کند دویست بار کتاب را می خواند.گفتنی است جریان سقیفه، خشمگین شدن و خشمگین ماندن حضرت فاطمه(س) و...با این شبهه سازی ها پاک نخواهد شد
🌑نکته دوم
یکی از بزرگترین چالش های اهل تسنن قصه و قضیه راستینی است که جناب ابوبکر و عمرو... حضرت فاطمه (س) را به شدت آزردندخانه نشینی امام علی علیه السلام
غصب فدک ،بین در و دیوار گرفتار شدن حضرت فاطمه (س)و در نهایت شهادت و دفن شبانه او فقط گوشه هایی از آن اذیت و آزارهاست حال برخی از وهابیان و اهل تسنن برای اینکه گرد ستمکاری را از چهره ی بزرگانشان پاک کنندمی گویندفقط نامبردگان حضرت زهرا(س) را اذیت نکردند بلکه علی نیز حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلامرا اذیت کرده است و به چند روایت تمسک می کنند و نتیجه می گيرند پس از این جهت هم علی ابوبکر و عمری بیش نبوده است و این نوع اذیت و آزاری ها طبیعی بشر است !
🌑 سوم
وقتی آیه ی تطهیر معصومین را از هر ناپاکی پاک می داند و سند و معنی آیه هم قطعی و معتبر است اگر روایتی در کتابهای شیعه هم یافت شود که عصمت معصومین را زیر سوال ببرد آن روایت هرگز معتبر نخواهد بود. بنابراین وقتی امام علی علیه السلامو حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام معصوم هستند هر روایتی با هر بیانی و در هر کتابی اگر عصمت آن دو را خدشه دار کند ، روایتی مردود خواهد بود.
🌑چهارم
هیچعالمی نگفته است هر حدیثی در کتاب بحارالانوار و علل الشرایع، خصالو... آمده است قابل استناد است در این کتابها احادیث جمع آوری شده است تا احادیث برای نسل های بعد باقی بماند اما کدام روایت دارای سند درستی است و قابلیت استناد را دارد مقوله ای دیگر است و هر روایتی از این جهت دارای بحث سندی است بنابراین بودن روایت در کتابهایی از شیعه دلیل بر صحت سند آن روایت نیست همانطور که بودن روایات در کتب اهل سنت دلیل بر اعتبار آنها نیست زیرا از دید علمای مکتب تشیع و اهل تسنن نخست باید سلسله سند روایت را بررسی کرد اگر روایت صحیح السند باشد و با آیات قرآن کریم ناسازگار نباشد می توان به آن اعتماد کرد
🌑 پنجم
نظر علمای تشیع و اهل تسنن نسبت به افرادی که در سلسله سند یک روایت قرار می گیرند گاهی متفاوت است به عنوان نمونه از دید شیعیان ابوهریره دروغگو ترین فرد بوده است و گاهی برای فروش پیاز حدیث جعل می کرد ولی اهل تسنن او را قبول دارند. پس ممکن است روایتی از دید اهل تسنن معتبر باشد ولی از دید تشیع نامعتبر باشد و بالعکس
ششم
مواردی که به عنوان اذیت و آزار امام علی(ع) نسبت به حضرت فاطمه (س) بیان می کنند هم از نظر سند و هم از نظر محتوا و هم از نظر واقعیات تاریخی قابل خدشه هستند. بعضی از این موارد عبارتند از:
1-می گویند امام علی(ع) یکی از باغها یا زمینهای خود را فروخت و بین فقرا تقسیم کرد. حضرت زهرا(س) از این امر مطلع و ناراحت شد و فرمودند که ما را هم مانند یکی از فقرا حساب میکردید. جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شدند که حضرت فاطمه(س) را دریاب و به او بگو حق ندارد که با ولیّ ما اینگونه سخن بگوید.
2-شیخ صدوق روایت کرده است که فاطمه (س) و پیامبر خدا (ص) وقتی که علی (ع) خواست با دختر ابوجهل ازدواج کند بر امام علی(ع) خشمگین شدند تا جایی که پیامبر (ص) علی را نصیحت کرد و به او گفت: (ای علی آیا نمی دانی که فاطمه پاره تن من است و من از او هستم، پس هر کسی او را اذیت کند مرا اذیت کرده است و هر کسی مرا آزار دهد او را آزار داده است، و کسی که در دوران حیاتم او را اذیت کند چون کسی است که بعد از وفاتم او را اذیت کرده است. (علل الشرائع ابن بابویه، ص 185- 186)
در حدیث علاوه بر آنچه در نکات قبل گفته شد اولاً: این حدیث از نظر سند صحیح نیست، ثانیاً: در این موضوع امام علی (ع) مرتکب خلافی نشده است و به همین دلیل حتی با فرض پذیرش روایت و فروش زمین، در نهایت رضایت حضرت زهرا (س) جلب شده است؛ و ثالثاً: اختلافاتی در این حد در میان پیامبران نیز وجود داشته است که نمونه آن را در سخنان تند موسی (ع) به هارون (ع) و توضیحاتی که ایراد شد می توان مشاهده کرد (طه 94-92).
در مورد خواستگاری امام از دختر ابی جهل ، موضوع با حقایق و واقعیات تاریخی همخوانی ندارد؛ چرا که دختر ابوجهل در مکه سکونت داشت و علی در مدینه با فاطمه (س) ازدواج کرده و زندگی می کرد. حقیقت این است که این حدیث را مخالفان طراحی کردند تا موضوع (من آذاها فقد آذانی) را از خلفا به علی (ع) منصرف کنند. و آن همه اذیت و آزاری را که بعد از پیامبر (ص) نسبت به حضرت فاطمه مرتکب شده بودند، از ذهن مردم منصرف کنند.
علاوه بر این صحیح بخاری و مسلم این روایت را فقط از مسور بن مخرمه که در آن زمان در سنین کودکی بوده است، نقل کرده اند. حادثه ای به این مهمی که پیامبر آن را بعد از تشهد نماز، و یا طبق برخی نقل ها بر بالای منبر برای اصحاب خود بیان می دارد، می باید از طریق های متعدد نقل شود و به حد شیوع برسد، نه این که آن را فقط یک کودک شنیده باشد. زیرا مسور بن مخرمه دو سال پس از هجرت به دنیا آمده و هنگام رحلت پیامبر هشت ساله بوده است. آیا این صحبت پیامبر را فقط همین کودک شنیده است و از اصحاب کسی دیگر نبود ت بشنود!؟
مسور بن مخرمه، در صف دشمنان اهل بیت (ع)
در تمام روایاتى که اهل سنت آوردهاند؛ به ویژه در صحیح بخارى و مسلم، سند به فردى به نام مسور بن مخرمه، از مریدان خاص عبد الله بن زبیر مىرسد، وى از لشکریان ابن زبیر بود که در حمله یزید به مکه مکرمه، با سنگى که از منجنیق سربازان یزید پرتاب شده بود به همراه تعدادى دیگر کشته شد.
عبد الله بن زبیر از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود؛ به حدى که صلوات بر پیامبر را به خاطر این که اهل بیت آن حضرت خوشحال نشوند، حذف کرده بود. بلاذرى در انساب الأشراف مىنویسد:
از زشتکاریهاى عبد الله بن زبیر نام نبردن از رسول خدا (ص) در خطبه هایش بود، هنگامى که علتش را جویا شدند، گفت: برخى از منسوبین رسول خدا (ص) آدمهاى بدى هستند؛ چون از شنیدن نامش گردنها دراز کرده، خوشحال شده وبر خود مىبالند.(أحمد بن یحیى بن جابر بلاذری(متوفای279هـ)، أنساب الأشراف، ج 2، ص 418(
براى اثبات دشمنى مسور بن مخرمة با اهل بیت علیهم السلام، همین بس که خوارج با او رابطه خوبى داشته و او را از خودشان مىدانستند.
ذهبى در مورد مسور بن مخرمه مىنویسد:خوارج او را تحویل گرفته و از خودشان مىدانستند.(ذهبی ، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 3، ص 391، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم عرقسوسی، ناشر: مؤسسة رسالة - بیروت، چاپ نهم، 1413ه(
بــه نــام خـــدایے که دغدغــه ے از دســــت دادنــش را نــــداریـــم