عقیقه

- عقيقه، يعنى قربانى كردن گوسفند يا گاو ويا شتر. مستحب است هموزن موهاى تراشيده شده سر نوزاد طلا يا نقره صدقه دهند. " " عقيقه كردن براى نوزاد مستحبى است كه راجع به آن بسيار سفارش شده، بلكه ظاهر بعضى از اخبار وفتاوى وجوب آن است، ودر سلامت وبقاى فرزند تاثير به سزايى دارد. واگر از روز هفتم تاخير افتد ساقط نمىشود، بلكه اگر عقيقه را تا وقت بلوغ كودك تاخير اندازند مستحب است خود او هر گاه توان داشته باشد عقيقه كند. بلكه اگر شك داشته باشد كه براى او عقيقه كرده اند يا نه باز هم مستحب است عقيقه نمايد، هر چند سن او زياد باشد. " مساله " حيوانى كه براى عقيقه انتخاب مىشود بايد شتر يا گاو ويا گوسفند بباشد. وبهتر است شرايط قربانى در آن رعايت شود، يعنى حيوان سالم وبدون عيب باشد و " شتر " حد اقل پنج ساله و " گاو " دو ساله و " بز " بنابر احتياط دو ساله و " ميش " يك ساله باشد. ولى رعايت اين شرايط لازم نيست، بلكه چنانچه حيوان چاق وپرگوشت باشد كفايت مىكند. " " عقيقه در نوزاد پسر ودختر فرقى نمىكند، ولى بهتر است عقيقه براى پسر حيوان نر، وبراى دختر حيوان ماده باشد. " بهتر است عقيقه را به طور ساده وبا آب ونمك بپزند وحد اقل ده نفر از مومنان را براى خوردن آن دعوت كنند تا از آن بخورند وبراى نوزاد دعا كنند، ومى توانند گوشت عقيقه را ميان مومنان تقسيم نمايند واز آنان بخواهند تا براى نوزاد دعا كنند. همچنين مستحب است در تقسيم كردن، استخوانهاى عقيقه را نشكنند. ومستحب است يك چهارم آن را براى قابله بفرستند. براى پدر ومادر نوزاد وعائله پدر مكروه است از عقيقه نوزادشان بخورند، واين كراهت براى مادر نوزاد بيشتر است. " اگر به جاى كشتن عقيقه پول آن را به فقرا بدهند كفايت نمىكند، ولى اگر پول آن را به فرد يا مؤسسه خيريه اى بدهد تا از آن پول عقيقه اى تهيه كرده وآن را بكشند وبين فقرا تقسيم نمايند كافى است. " مساله 2735 " كسى كه مىخواهد در عيد قربان قربانى كند اگر نيت عقيقه نيز بنمايد كفايت مىكند.

ساءله 9 - يكى از مستحبات اكيده عقيقه است براى پسر و دختريكه متولد مى شود، و آداب آن چند است : اول - اينكه براى پسر حيوان نر و براى دختر حيوان ماده را عقيقه كنند، دوم - اينكه عقيقه را روز هفتم ولادت انجام دهند و اگر از روز هفتم تاخير بيفتد چه بدون عذر و چه بخاطر عذر استحباب آن ساقط نمى شود حتى اگر كسى براى او عقيقه نكرده باشد تا به سن بلوغ برسد خودش براى خود عقيقه مى كند، بله اگر خودش هم عقيقه نكرده از دنيا رفت مستحب است براى او عقيقه شود، سوم - اينكه عقيقه يكى از حيوانات سه گانه اينكه زكاتشان واجب است يعنى گاو و گوسفند و شتر باشد، و گوسفند شامل بز نيز مى شود، و صدقه دادن قيمت عقيقه كافى از عقيقه نيست ، چهارم - اينكه بعضى گفته اند مستحب است همه شرائط اضحيه (يعنى قربانى ) را دارا باشد يعنى حيوان از هر عيبى سالم باشد، و سن آن در شتر كمتر از پنج سال كامل و در گاو كمتر از دو سال و در بز كمتر از يكسال و در گوسفند كمتر از هفت ماه نباشد، لكن استحباب دارا بودن شروط قربانى خالى از اشكال نيست ، همچنانكه تعيين بعضى از سالهاى نامبرده نيز محل اشكال است ولى خيلى مهم نيست ، پنجم - اينكه يك ران و پاى عقيقه را بقابله اختصاص دهند، و از اين بهتر آنست كه يك چهارم لاشه حيوان را به او بدهند و اگر جمع بين هر دو دستور كنند يعنى يك چهارمى را بدو بدهند كه مشتمل باشد بر پا و ران حيوان بهتر است و شايد بهر دو استحباب نيز عمل شده باشد، و اگر كودك بدون قابله بدنيا آمده باشد آنرا بمادرش مى دهند تا صدقه بدهد. مساءله 10 - كسيكه عقيقه مى كند مخير است بين اينكه گوشت خام آنرا توزيع كند و يا آنكه طبخ نموده پخته آن را تقسيم كند، و آنكه وقتى پخت جماعتى از مومنين را بخانه خود دعوت نموده اطعامشان كند، و حداقل آن جماعت ده نفر است البته اگر بيشتر باشند بهتر است تا آن اطعام را بخورند و براى مولود دعا كنند، و اما كيفيت طبخ آن اين است كه طبق متعارف باشد ولى بعضى گفته اند افضل آنستكه آنرا با آب و نمك بپزند لكن اين افضليت معلوم نيست .

در قربانى چندچيز معتبر است :

اول : سن است كه در شتر بايد داخل سال ششم عمرش شده باشد و در گاو بنابراحتياط بايد داخل سال سوم شده باشد، وبز نيز مانند گاو است ، و گوسفند بنابراحتياط بايد داخل سال دوم شده باشد.

دوم : سلامتى و صحت است ، بنابراين حيوان مريض حتى حيوان داراى گرى نيز بنابراحتياط كافى نيست .

سوم : اين است كه بسيار سالخورده نباشد.

چهارم : اينكه اعضاء بدن حيوان تمام باشد پس قربانى كردن حيوان ناقص ‍ مانند آخته كه تخمهاى آن را در آورده باشند كافى نيست و بنابراحتياط حيوانى هم كه تخم آنراكوبيده باشند كفايت نمى كند و همينطور حيوانى كه از اصل تخم نداشته باشد، وهمينطور شرط است كه گوش بريده و يادم بريده نباشند وهمينطور حيوانى كه شاخ درونيش شكسته باشد كافى نيست ، و اماحيوانى كه شاخ بيرونيش شكسته باشد عيبى ندارد، وبعيدنيست حيوانى كه در اصل خلقت گوش و شاخ ندارد كافى باشد ولى نزديكتر به احتياط قربانى نكردن آن است و بنابراقوى حيوانى كه كور و شل است و كورى و شلى آن پيدا شد كافى نيست و بنابراحتياط درصورت ناپيدا بودن نيزكافى نيست و اما گوش شكافته و سوراخ شده عيب ندارد، ولى نزديكتر به احتياط آن است كه به آن اكتفاء نكند، همچنانكه نزديكتر به احتياط آن است كه به حيوانى كه چشمش سفيد شده اكتفاء ننمايد.

صفرماه نحس و راه درامان ماندن از آن

صفرماه نحس و راه درامان ماندن از آن

بدانكه اين ماه معروف به نحوست است و شايد سبب آن ، واقع شدن وفات رسولخدا(ص)است در آن. همچنان كه نحوست دوشنبه به اين سبب است و يا به­ جهت آنست كه اين ماه بعد از سه ماه حرام واقع شده كه در آن سه ماه حرب وقتال نبوده و در اين ماه ، شروع به­قتال مي نمودند و خانه ها و منازل از اهلش خالى مي­شد و اين هم يك سبب است در وجه تسميه آن به صفر. به هر حال از براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدقات و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد محفوظ بماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند:  (( يا شديد القوى يا شديد المحال يا عزيز يا عزيز يا عزيز ذلت بعضمتك جميع خلقك فاكفنى شر خلقك يا مجمل يا منعم يا مفضل يالااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين فاستجباله و نجبيناه من الغم و كذلك ننجى المومنين و صلى الله على محمد و آله الطبين الطاهرين)) :خلاصة الاذكار محدث فيض.