به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد
جنازهام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
که گور پرده جمعیت جنان باشد
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد
تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد
کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد
کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد
دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد
دلیل دکتر سروش برای خواندن نماز
کلیبی از دکتر سروش برایم فرستادند که می فرماید از من پرسیدند چرا نماز می خوانی؟
او می گوید نگفتم نماز می خوانم چون خداوند دستور داده است . گفتم برای این که نماز تجربه ی پیامبر بوده است. من هم نماز می خوانم تا در تجربه پیامبرشرکت کنم .
علاوه بر این نماز خواندن فرصتی هست که من با خدا حرف بزنم تا در مورد خودم تامل کنم.نماز علامتی هم هست که من عضو مجموعه ی بزرگی به نام مسلمانان هستم و از این تجربه ابراز و احراز هویت می کنم.از این که شریک تجربه نماز خواندن پیامبر می شوم بهره های معنوی هم می برم.
گفت پیامبر چرا نماز می خوانده است؟
گفتم او نماز می خوانده است چون او در تجربه ی خود دید همه عالم در تسبیح خداوند هستند. چون دید همه عالم
خدا را تسبیح می گویند پیامبر هم ، بی اختیار به نماز ایستاد و بی اختیار به سجده افتاد!
پیامبر در نماز خواندن مقلد نبود .من مقلدم.او تجربه ی فربهی کرد. همان تجربه که ماه رمضان و شب قدر را برای او ساخت. همه عالم را دید که در حال تسبیح خداوند هستند که چند بار هم در قرآن آمده است:
یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض
و ان من شى ء الا يسبح بحمده ولكن لاتفقهون تسبيحهم
هیچ چیزی نیست خدا را تسبیح نکند.
محال است شما یک جهانی را ببینید که همه تسبیح می کنند وتسبیح نکنید.شما هم به تبع خم می شوید و نماز
می خوانید.
پیامبر هم براثر آن تجربه به تسبیح افتاد و به خضوع افتاد و نماز گزارد.
حالا ما که این تجربه را می بینیم که چه تجربه خوش عاقبتی بوده است و ازچه منشاء عالی و متعالیی برخواسته است حالا ما دیگر عزم هماهنگی با پیامبر و کل جهان می کنیم و در تسبیح شرکت می کنیم.
بسیار تجربه نشاط بر انگیزی است. اشکالی ندارد کسی بگوید من به امر خدا نماز می خوانم ولی
حقیقت این است که پیامبر بعد از آن تجربه ما را به نماز خواندن امر کرد .
پیامبر فرمود
همانطور که من نماز می خوانم نماز بخوانید همین طوری خم شوید و رکوع و سجده را انجام دهید.
تمام اوامر و نواهی که در دین داریم از آن پیامبر است اما چون
خدا پیامبر را قبول داشته است و چون در او نشسته بود امر ونهی پیامبر امر و نهی خداوند است.
خداوند مستقیما امر و نهی نمی کند .
فقط چند نکته :
این نکات مربوط به این بخش از کلام دکتر سروش است که
می فرماید تمام امر و نهی ها از پیامبر است و....
نکته اول:
جناب دکتر سروش!
نزول جبرئیل و وحی از قطعیات مذهب شیعه و اهل سنت است
طبق کدامین سند جنابعالی نزول جبرئیل و وحی را انکار می کنید؟!
نکته دوم در کجا آمده است که خاتم رسولان الهی ، از راه تجربه کردن نماز خوان شد؟!
نکته سوم:
بیش از سیصد بار در قرآن کریم «قل» به کار رفته است و در
بیشتر آنها روشن است که مخاطب آنها شخص پیامبر است .
در بسیاری از آیات منادی با خطاب یا ایها الرسول
یا ایها النبی و...است و این یعنی دستور دهنده ای در کار بوده
است.
نکته چهارم:
برداشت آقای سروش با سخن معصومین هم مخالف است؛ زیرا آنان نیز وحی را به منزله کلامی که از سوی خداوند
بیان شده است، معرفی کرده اند نه مشاهده یا رؤیای خالی از مکالمه خدای سبحان با پیامبر
نکته پنجم:
از دیگر دلایلی که قرآن به عنوان شاهدی بسیار قوی بر آسمانی بودن خود اقامه می کند، درس ناخوانده و
مکتب نرفته بودن حضرت محمد(ص) است. برای بسیاری از مردم هنوز هم باور كردنى نیست كه مردى بدون خواندن و نوشتن بتواند چنین اثرى شگرف در جامعه پدید آورد؛ مسلماً در چنین محیطى، اگر پیامبر(ص) نزد معلمى خواندن و نوشتن را آموخته بود كاملا معروف و مشهور مىگشت .
نکته ششم می فرماید پیامبر بی اختیار به نماز ایستاد .
جناب دکتر آیا عملی که بی اختیار انجام شود تا چه حد ارزشمند است؟
تکریم سادات و ...
دودی بود و با قلیان رفیق بود . گفت ای برادر برو ذره ای از آن آتش جهنم بیاور تا این قلیان را روشن کنم .
او رفت تا آتشی بیاورد اما دست خالی برگشت و گفت آتش جهنم آوردنی و جداشدنی و خاموش شدنی نیست .
آن آتش ثمره ی شوم اعمال بد جهنمیان است .هرجهنمی در آتش جهنم اعمال خویش می سوزد .
✍آتش جهنم نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را می کشد؛ به این معنا که نه چیزی را نگه می دارد و نه چیزی را از بین می برد: « لا تُبْقی وَ لا تَذَرُ»؛ « (آتشی است که) نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را رها می سازد . یعنی آتشی است خالص که ظاهر و باطن و روح را می سوزاند با این حال جان را نمی گیرد تا درد و زجر پیوسته ادامه داشته باشد.
@seratsadegh
امویان شایع کرده بودند که بنی هاشم به زیاد روی جنسی مبتلا هستند و معاویه هم به این شایعه دامن می زد .
معاویه به عقیل برادر امام علی (ع) گفت ای بنی هاشم چقدر تندروی جنسی در میان مردان شما آشکار است!
عقیل پاسخ داد ولیکن این خصیصه در میان زنان بنی امیه خیلی خیلی آشکار است .
معاویه درمانده و مبهوت گشت.
@seratsadegh
تامی لاسوردا می گوید:
مدیریت مانند نگه داشتن یک پرنده کوچک در دستانتان است . اگر بیش از حد آن را محکم بگیرید آنرا خواهید کشت و اگر آن را بیش از حد شل بگیرید پر می زند و دور می شود .
@seratsadegh
تدلویت می گوید:
آینده از آن کسانی است که فرصتها را قبل از نمایان شدن می بینند. @seratsadegh
ای سال نو چرا تو هم عوض شدی ؟!
یادت می آید آن سالها وقتی می آمدی هیچ چیز گران نمی شد؟
چرا چند سالی است با آمدنت همه چیز گران و گرانتر می شود از بنزین گرفته تا آب از نان گرفته تا اجاره خانه !
از کنتور برق گرفته تا تعویض پلاک ماشین !
ای سال نو چرا هرچه نوتر می شوی نامهربان تر می شوی؟! چرا درصد بی رحمی و گرانیت بالاتر می رود ؟!
راستی از این که یارانه ها را قطع می کنی و عوارض خروج از کشور را سیصد برابر می کنی عذاب وجدان نمی گیری؟!
ای سال نو تا آمدنت سه ماه مانده است چرا این همه زود گران شدن داشتنیهایت را به رخ می کشی ؟!
ای سال نو چرا هر چه می آیی از حقوق رییسها ریالی کم نمی کنی ولی تاب و تحمل یک یارانه چهل و پنج هزاری را برای مردم نداری؟!
ای سال نو کاش هرگز نیایی ! آخر این چه آمدنی است که هم یارانه ها را قطع کنی و هم حاملهای انرژی را گران کنی و هم عوارض خروج از کشور را سیصد درصد گران کنی ؟!
ای سال نو وقتی آمدنت آن همه هزینه و این همه گرانی را به همراه دارد من چگونه تو را تبریک بگویم؟
تبریکم کجاست ؟ باید به خاطر آمدنت اشک بریزیم !😭😭😭😭
ای سال نو!
ای کاش سالها همیشه کهنه بمانند.
@seratsadegh
برخی ها وقتی مشکل دارند به یاد خدایند و چون مشکل حل شود از خدا فاصله می گیرند!
✍هروقت که سرت به درد آید
نالان شوی و سوی من آیی
چون درد سرت شفا بدادم
یاغی شوی و دیگر نیایی
@seratsadegh
امام صادق علیه السلام - در ایام قحطی - دستورمی داد برای تهیه آرد گندم را با جو مخلوط کنند و می فرمود:
من می توانم برای خانواده ام آرد گندم خالص تهیه کنم ولی دوست دارم در زندگی اندازه و حساب و کتاب را خوب رعایت کنم.
@seratsadegh
خدا را شکر ما نان تهیه شده از آرد گندم خالص می خوریم و ...
فرزند صالح
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
"مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُومِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛
✍میراث خداوند به بنده مومنش فرزند صالح است
وسائل الشیعه، ج15، ص97.
بهتر از او در دنیا وجود ندارد !
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
✍ «در دنیا چیزی بهتر از همسر شایسته وجود ندارد. زنیکه شوهرش از دیدار او مسرور و شاد گردد»
بحار ج 103 ص 217. به نقل از کتاب همسرداری /آیت الله ابراهیم امینی
@seratsadegh
همسرانتان را دوست بدارید
امام صادق علیه السلام فرمود:
✍ زن از مرد آفریده شده و تمام توجهش به سوی مردش معطوف می باشد.پس همسرانتان را دوست بدارید
بحار جلد 103 ص 226 به نقل از کتاب همسرداری /ابراهیم امینی
ای خدای من،ای آفریدگار من،ای همه ی هستیم
بر من این نعمت را ارزانی دار كه:
بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن
بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
بیشتر در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
زیرا در بخشیدن است كه می یابیم
و در عفو كردن است كه بخشیده می شویم
و در مردن است كه حیات جاوید می یابیم
@seratsadegh
*روزنا مه چاپ شده بود*
*هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت*
*من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ي قبولي هاي کنکور جستجو کنم*
*تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي*
و
*او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود*
الهی
سرانجامی نیک
نصیبمان بگردان
خانه ای که با طلاق ویران شود به این آسانی آباد نمی شود
هیچ چیز در پیشگاه خدا محبوب تر از خانه ای که به ازدواج، آباد شده باشد نیست
و هیچ چیز، در پیشگاه خدا منفورتر از خانه ای که در اسلام، به جدایی (طلاق) ویران شود، نیست.
وسائل الشیعه، ج 16، ص 266 و 267.
@seratsadegh
و نیز در روایت است که:.
تَزَوَّجُوْا وَلا تُطَلِّقُوا فَإنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الذوّاقِینَ وَالذَوّاقاتِ؛
✍ازدواج کنید و طلاق ندهید که خداوند مردانی را که زن می چشند و زنانی را که مرد می چشند، دوست نمی دارد.
سفره و شام تشریف آوردند دو لقمه ای ارسال شد و زنگ در به صدا در آمد .
گفتند ای سید ! تو را می خواهند
رفتم و دیدم دوستی با قدمت ده ساله است و جوانی او را همراهی می کند .
از آمدن منزل خودداری کردند و مرا به داخل ماشینشان هدایت کردند .
درد دل جوان شروع شد و گفت بر اثر یک اتفاق با دختری رفیق شدم و دلم به دلش راه یافت و به عقد رسیدیم .
بعد از مدتی رفت و آمد و دوستی کم کم به دشمنی رسیده ایم !
او از طلاق گرفتن می گوید و من نیز !
گفتم چرا ؟
فرمود در خانواده اش کوچکها احترام بزرگترها را ندارند . گاه فرزند به پدر می گوید برو درب را ببندد و ...!
تلفنی که صحبت می کنم خانمم می گوید با چه کسی صحبت می کنی ؟
نکند نامزد دومی داشته باشی ؟!
بنده و خانمم که صحبت می کنیم برادر خانمم دخالت می کند !
مادر خانم همه کاره ی منزل آنهاست !
گفتم این ها را علت طلاق می دانید ؟!
و...
واقعا
مدیریت مانند نگه داشتن یک پرنده کوچک در دستانتان است . اگر بیش از حد آن را محکم بگیرید آنرا خواهید کشت و اگر آن را بیش از حد شل بگیرید پر می زند و دور می شود .
@seratsadegh
✍شوهرداري در اسلام اهميت بسيار زيادي دارد و در همين رابطه امام علي (ع) مي فرمايند: «جهاد زن خوب شوهرداري است.
✍امام باقر (ع) مي فرمايند:
«براي زن هيچ شفاعتي در پيشگاه پروردگارش به اندازۀ رضايت شوهرش ثمربخش و مفيدتر نيست»
✍-استقبال گرم از شوهر:
يكي از سنت هاي بسيار نيكوي مسلمانان اين است كه هرگاه به يكديگر مي رسند، «سلام» مي كنند، زيرا سلام كردن ايجاد انس، الفت و محبت مي كند، كينه ها و كدورت ها را مي زدايد.
بنابراين دو زوجي كه نياز به صداقت و صميميت بيشتري دارند، اين دستور الهي را بيشتر بايد رعايت نمايند. @seratsadegh
ای لایحه
و
ای بودجه !
مردم داشتند در آرامش و خوشی زندگی می کردند که دولت تدبیر و امید لایحه ی بودجه را به مجلس تقدیم کرد .
تقدیم کردن لایحه همان و
گفتن از بنزین ١۵٠٠تومانی
خروج از کشور چندصدتومانی
و...
نقل و نبات مجالس و بازار شد !
هنوز رییس جمهور به منزل بر نگشته بود صف برخی از پمب بنزینهای قم رخ قحطی به خود گرفت و جوی در بازار به وجود آمد !
یکی آمد و جهیزیه خرید و گفت جناب فروشنده این اجناس در انبار شما بمانند تا سه ماه دیگر که ازدواج می کنیم !
آن یکی بازاری گفت رفتم جنس بخرم و در جوابم گفتند چون در آینده همه چیز گران می شود ما فقط نقدی می فروشیم !
واقعا ای لایحه ی بودجه چه نمی کنی؟!
ای کاش می شد پانزده روز بعد از عید لایحه را به مجلس می دادند . @seratsadegh
شیب کندم آرزوست!
چند سالی است این مردم برق و گاز و ...گران خریدند و در مقابل یارانه گرفتند
ولی
هربار
به حدی از تورم این یارانه چهل و پنج هزاری گفتند که کوفت مردم شد !
اکنون می گویند به خاطر این که شیب کم مهری ها تند نشود در سال آینده فقط یارانه تقریبا سی میلیون مردم حذف می شود
و
قیمت حاملهای انرژی به سقف می رسد!
و...
آیا این شیب تندی نیست که هم یارانه ها قطع شوند و هم حاملهای انرژی گران شوند؟!
واقعا
به فرموده مهران مدیری
در منطقه کونکاکاف یه مسئول هست به وعده هایش عمل می کند !
✍حال باید منتظر بود که چون یارانه ها قطع شوند.
آیا تورم جان می دهد؟
اگر تورم بماند آیا در سال آینده طرحی خواهند داد این بار از حقوق هر کدام دولتیان و نمایندگان و … فقط چهل و پنج هزار کم شود؟
راستی چرا فقط چهل و پنج هزارهای یارانه تورم زا هستند؟!
@seratsadegh
✍ غمبار می شوم وقتی مسئولی را می بینم که گفتار و کردارش با نظام مقدس جمهوری اسلامی نمی سازد.
اندوهگین می شوم هرگاه جوانی را می بینم که از بیکاری پژمرده شده و با ازدواج قهر کرده است!
محزون می شوم وقتی کسی را می بینم که همه چیز برای زندگیی شاد دارد اما مرتب به قارونهای اطرافش نگاه می کند و خیال می کند از بدبخت ترینهای روزگار است!
دل شکسته می شوم وقتی بچه ها و دانش آموزان ابتدایی را می بینم که پدر و مادرشان از طلاق می گویند و در تب بگو مگوها می سوزند.
و خیلی ناراحت می شوم وقتی اذان صبح فرا رسد و خورشید از طلوع کردنش بگوید و کسی نماز صبحش را نخواند
و ...
در گذشت یک روز از عمر !
✍جمعه بود و غم غربت بر دل سنگینی می کرد .
گفتم ای دل بی قرار من ! کوهدشت دور است اما کوه و دشت جمکران که نزدیک است
و
رفتیم اما عمر روز بسیار کوتاه بود !
آخرین نورهای خورشید در روز جمعه بر وجودم نشست و گفت هان ای صادق آگاه باش این روز از عمر تو نیز بامن خورشید غروب کرد !
ای وای چون همه روزهای عمرم غروب کنند آن لباس سفید که کفن نام دارد خواهد آمد و...
آری کفنم
خواهد آمد و من حالی برای پوشیدنش ندارم 😭 @seratsadegh
✍ بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)
احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.
✍حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!
✍در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵
@seratsadegh
قحطی ندیده ایم !
امشب در کتابخانه حرم کتابی را مطالعه کردم به نام قم در قحطی بزرگ
سال١٢٨٨قمری
✍در این کتاب آمده بود
در شهرها سگ و گربه نمانده است و...
قحطی باعث شده است مردم اجساد مردگان را می خورند!
کدخدای وقت محمدرضا بیگ که از معتبرین شهر است نقل کرده است شخصی به نام حاج علی با زن و چهار فرزندش از مزرعه حصار در راه بازگشت به قم بودند که در یک فرسخی شهر جاده به علت برف شدید مسدود شد و آنها در یک قلعه ی قدیمی پناه گرفتند .
یکی از بچه ها مرد و بقیه خانواده گوشت او را خوردند!
ص ۶۵
✍حاج سید محمود که مسئول غسالخانه بود گزارش کرده که یک شب مردی سعی کرد جسد بچه ای را برباید ولی محافظها نگذاشتند.
او در حضور عباس قلی خان حاکم شهر اظهار داشت بیشتر اجسادی که از پایین شهر می آورند به ویژه اگر زن بودند سینه هایشان بریده و گوشت رانها و دیگر قسمتهای بدنشان را جدا کرده بودند !
✍نواب امیر زاده سلطان سیامک میرزا گفته بود برای نماز صبح رفتم که با چشم خودم دیدم در بقعه میرزا ابوالقاسم قمی در گوشه ای از قبرستان شیخان حصیر بقعه را آتش زده و جسدی را کباب می کردند!
✍نواب جوان بخت می گوید از سرداب مسجد امام حسن رایحه ی کریه به مشامم می رسید و چون به آنجا رفتم پنج زن را در حال کباب کردن گوشت جسدی که از سرما و گرسنگی تلف شده بود دیدم.
✍اجساد سه زن با سینه های بریده و ران های قطعه فطعه شده در گورستان صحن در طویله بهاربند عمارت امین الدوله کشف شده بود.
در داخل ارگ قدیمی در زمینی خالی که برای کشت سبزیجات مورد استفاده قرار می گرفت مردی دیده شد و سر دوبچه در همان محل یافت شد که به جهت جلوگیری از شناخته شدن پوست سرها کنده شده بود.
✍خواهر فیض نقل کرده که همسایه ای داشتند که دوزن داشت .مرد و زن بزرگترش از گرسنگی تلف شدند .زن دیگر جسد شوهر را دفن کرده بود و جسد زن را پنهان و سپس گوشت او را پخته و خورده بود .
✍دو خواهر آماده می شدند که به زیارت حضرت معصومه س بروند اما هنگامی که بچه قدم در کوچه گذاشت زنی او را زیر چتر خود پنهان کرد و دزدید چون آن دو خواهر به آن زن رسیدند بچه مرده بود(خفه اش کرده ).
یک زن اقرار کرده است طفل چهارساله اش را کشته و خورده است و...
✍واقعا قحطی ندیده ایم و در خیلی از وقتها قدر دان نعمتهای الهی نیستیم .و متاسفانه گاه کفران نعمت می کنیم😭
@seratsadegh
مرحوم نراقی در معراج السعاده روایتی از پیامبراکرم ص نقل کرده اند که فرموده اند من شفاعت چهار نفر را قبول می کنم هرچند گناه اهل دنیا را داشته و آورده باشند
یکم کسی که ذریه مرا احترام کرده باشد
دوم :
کسی که حاجتهای آنها را بر آورده کرده باشد.
سوم:
کسی که برای ذریه ام در هنگامی که مضطرند سعی و تلاشی کرده باشد.
چهارم
کسی که ذریه ام را به دل و زبان دوست داشته باشد
@seratsadegh
در روز قیامت منادی ندا می دهد همه خاموش باشید که حضرت پیامبر ص می خواهد سخن بگوید .
پیامبر ص می فرماید ای مردم هرکس بر ذمه من منتی یا نعمتی دارد برخیزد تا من تلافی کنم .
مردم می گویند ما بر شما چه منتی داریم ؟!
پیامبر می فرماید هرکس نسبت به ذریه من نیکیی کرده است ، بی پناهی از آنها را پناه داده یا گرسنه ای را سیر کرده است و یا برهنه ای از آنها را پوشانده است برخیزد تا تلافی کنم . پس قومی که این کارها را کرده اند بلند می شوند و خداوند می فرماید پاداش اینها با شما در هرجایی از بهشت می خواهید آنها را جای بده .
منبع : معراج السعاده
@seratsadegh
شیخ حسنعلی اصغهانی چهار روز قبل از رحلتش به فرزندش فرمود من صبح یک شنبه خواهم مرد تو را سفارش می کنم :
یکم
نمازهابت را سر وقت بخوان
دوم
برای بر آورده شدن حاجات مردم تا می توانی تلاش کن .
سوم
سادات را بسیار احترام کن و هرچه داری در راه آنها خرج کن.
چهارم :
از نماز شب غفلت نکن
پنجم
به حدی درس بخوان که تقلید نکنی
گفتم پدرجان !
گاه سعی کردن در راه بر آورده کردن حاجات دیگران موجب رسوایی آدمی می گردد .
فرمود چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود .
منبع : نشان از بی نشانها ص ٣١
@seratsadegh
✍راههای اثبات سیادت :
سید بودن سادات از راههای زیر ثابت می شود
یکم
دو نفر عادل سید بودن کسی را تصدیق کنند
دوم :
در شهر و منطقه خود مشهور باشد که سید است خواه این شهرت سبب یقین شود یا گمان
سوم
اگر عالمی نسب شناس سید بودن کسی را تایید کند .
همچنین شجره های که به تایید علمای معروف رسیده است برای اثبات سیادت کفایت می کند
آیت الله العظمی مکارم شیرازی
@seratsadegh
سادات
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )
و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.
اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.
این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیتها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژهاى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.
احترام و نیکی به سادات
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)
خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستا
ن اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات (2)
تاريخ : شنبه 1390/11/29 تعداد بازديد : 9260
شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است.
به نام خدا
در قسمت اول این نوشتار، با تمسک به روایات، نگاهی به سیره بزرگان در احترام و اکرام سادات و ذریه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله داشتیم. اینک ادامه مطلب:
فلسفه احترام به سادات
از محضر مرحوم «علامه طباطبایی» سؤال شد که:
آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟
پاسخ علامه:
از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود.
ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (1)
و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند.
پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. (2)
وعده شفاعت پیامبر
رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:
حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِه (3)؛ شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است. (4)
و روایت شده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیَا الْمُكْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِه (5)؛ چهار كس هستند که من در روز قیامت شفیع ایشانم، اگر چه آورده باشند گناهان اهل دنیا را: بزرگوار دارنده ذریه من، و قضاكننده حاجتهاى ایشان، و سعىكننده از براى ایشان در وقت اضطرارشان، و دوست دارنده ایشان به دل و زبان خود. (6)
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:
لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ یُوَقِّرْ كَبِیرَنَا وَ یَعْرِفْ حَقَّنَا. (7)؛ از ما نیست كسى كه بر صغیر ما (سادات) رحم نكند و بزرگ ما را احترام نكند و حق ما را نشناسد. (8)
و از حضرتش روایت است که:
اكرموا اولادى الصّالحون للَّه و الطالحون لى. (9)
گرامى دارید اولاد مرا خوبانشان را از براى خداوند و بدانشان را از براى من. (10)
در معراج السعاده می خوانیم:
و از جمله طوایفی که زیادتی تعظیم و اکرام ایشان لازم، و احترام ایشان متحتم است، سلسله جلیله سادات علویه است، که مودت و محبت ایشان، اجر رسالت، و مزدنبوت است.
و از حضرت رسالت پناهی - صلی الله علیه و آله - مروی است که: «شفاعت من ثابت است از برای هر که اعانت کند ذریه مرا به دست، یا زبان، یا با مال خود».
و فرمود:
«چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:
یکی: آنکه اکرام کند ذریه مرا.
دوم: آنکه حاجت ایشان را بر آورد.
سیم: آنکه سعی نماید از برای ایشان در وقتی که مضطر باشند.
چهارم: آنکه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت کند»
و فرمود:
«اکرام کنید خوبان ذریه مرا از برای خدا. و بدان ایشان را از برای من».
و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اکرام و تعظیم ایشان بی نهایت است. و آنچه مذکور شد از برای اهل ایمان کافی است. (11)
احترام به کودکان سادات
شخصی از اقوام «آیت الله میرزا جواد تهرانی» که از سادات محترم است نقل می کند:
روزی به دیدن آقا آمده بودم و به همراه من برادر کوچکم که در آن موقع سنش حدود 7 یا 8 سال می شد بود، داخل اطاق با آقا مشغول صحبت بودیم، هر چندگاه آقا با تمام قامت از جایشان برمی خاستند و می نشستند.
این ک
ار را چند بار با اندک فاصله ای تکرار کردند، وقتی دقت کردم فهمیدم علت قیام و قعود ایشان به خاطر برادرکوچکم می باشد، چون او بازیگوش بود و چندین باز از اطاق خارج شد و برگشت و هر نوبت که وارد اطاق می شد، آقا به احترام سیادت او می ایستاد و بعد می نشست.
بعد از اینکه متوجه قضیه شدم، دست او را گرفتم و پهلوی خودم نشاندم که دیگر رفت و آمد نکند تا مزاحم آقا نشود، ایشان با مهربانی و عطوفت فرمودند: « بگذار بچه آزاد باشد و مزاحم او نشو، آزادش بگذارید تا بازی کند.» (12)
دستتان را بدهید تا من به بوسم
«آیت الله میرزا جواد تهرانی» از عالمان ربانی و صاحب کرسی درس خارج بودند.
یک روز هنگام درس، سیدی سؤالی می کند، آقا پاسخ او را می دهند، ولی آن سید بزرگوار، جواب را قبول ندارند و آن مطلب را انکار می نماید، و آقا اصرار برصحت جواب دارند تا اینکه بحث داغ می شود، آقا کمی با صدای بلندتر پاسخ می دهند و آن سید جلیل القدر دیگر سکوت اختیار می کند؛ پس از اینکه درس تمام می شود، آقا نزد آن سید می روند و از او پوزش و عذرخواهی می کنند و به او می گویند:
«دستتان را بدهید تا من به بوسم که چرا من با فرزند زهرا (سلام الله علیها) با تندی صحبت نمودم.»
یک روز دیگر پای درس، شخصی که سید بود، چیزی گفت که بقیه، طلاب به حرف او خندید و او خجالت کشید و شرمنده شد، در آن موقع آقا طوری حرفهای او را تصحیح و توجیه کردند که آبروی سید نرود و او خجالت نکشد، از تمامی حرکات ایشان محسوس و معلوم بود که عشق و محبت و ارادتشان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار است. (13)
پی نوشت ها:
(1) شوری/23
(2) کتابخانه طهور
(3) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(4) الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص239
(5) جامع الأخبار، ص140، فصل101 فی إكرام أولاد النبی
(6) كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص35، فصل ششم در بزرگوار داشتن اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله
(7) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج93، ص231، باب 27 مدح الذریة الطیبة و ثواب صلتهم؛ الأمالی (للمفید)، ص18، المجلس الثانی
(8) ارشاد القلوب- ترجمه رضایى، ج1، ص434
(9) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(10) گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص79، احترام به سیدها
(11) معراج السعاده، ص433- 434
(12) کتاب خاطراتی از آیینه اخلاق
(13) همان
تهیه و فرآوری : حامد رهنما ، گروه حوزه علمیه تبیان
درس اخلاق امام خامنه ای در مورد رابطه بین توجه به دنیا و آخرت
ساده زیستی و سیره عملی علماء
من طالب او ، او طالب من!
کلید حل مشکلات
وبگردی
تخفیف ویزه دستبند و گردنبند طلا
سفر ارزان به پاریس ،هم اکنون
وارد شو ، عضو شو ، سکه بگیر
سکه ، هدیه ویژه به مشتریان وفادار
قیمت و امکانات هتل های خارجی را ببینیم
10 باشگاه پردرآمد جهان را بشناسید
تا ۷۰٪ تخفیف برای زیبایی آقایان
روش نوین کاشت ابرو
نظرات کاربران ( انتشاریافته:19 ,غیر قابل انتشار :2 ,در حال بررسی :0 )
ناشناس1396/06/14-12:02
سهم سادات را اگر به سادات فقیر می دادند دیگر سید فقیر نداشتیم بنده هم دو برادر بیکار دارم که خرج یکی را خودم می دهم یک بار هم کسی نیامده بگوید این هم سهم این سید
00
پاسخ
ناشناس1396/03/19-12:28
با سلام. غرض ما هم از سادات هستیم و الان غریب به 8 سال از زندگی مون می گذره و هنوز که هنوزه در گیر اقساط و هزینه های درمانی خویش و خانواده هستم و هیچ نهادی حتی برای تامین دارو خارجی بنده اقدامی نمی کند و در کنار بحث اجاره و اقساط تامین دارو هم معضلی شده. انشاالله آقا رسول الله شفیع ما باشه.
00
پاسخ
ناشناس1396/01/06-14:01
احترام به سادات بخاطر وصیت پیامبر و حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام است.علت این وصیت این بوده که سادات به عنوان یادگاران و یادبودان نسل ائمه بوده اند و اینکه سادات غالبا به عنوان مبلغان دینی وارد سرزمینهای دیگر میشدند و اینکه دشمنان همیشه دنبال از بین بردن نسل پیامبر بوده اند و بااین احترام ما وظیفه در حفظ نسل پیامبر داریم.در ضمن گوشت و پوست انها از حضرات پیامبران مانند ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله است
00
پاسخ
ناشناس1395/09/23-09:41
بنام خدا با عرض سلام خدمت همه دوستان خاصه سادات عزیز
عرض کنم طبق آیه 23 سوره شوری احترام سادات واجب است . نماز ما هم بدون احترام به سادات باطل است !! تعجب نکنید . ما در تشهد نماز باید صلوات بفرستیم و اگر عمدا"نفرستادیم نماز باطل است. آخر صلوات هم دارد « و آل محمد » آل هم همان اهل می شود . خوب اهل و خاندان پیامبر کیانند ؟ همین سادات . پس احترامشان واجب است . حالا اگر خدای ناکرده سیدی بدی کرد ، بگذارییم به حساب فرزند پیامبر بودنش و به خاطر پیامبر گذشت کنیم. چ/ن پیامبر (ص) فرمودند: سیدهای خوب را به خاطر خدا و سیدهای بد را به خاطر من دوست بدارید. و نکته آخر اینکه حساب و کتاب قیامت برای همه هست . سید و غیر سید ندارد. البته سی
دها با آتش عذاب نمی شوند . یا بگویم جهنم نمکی روند .عذاب دیگری برای سید های بد در نظر گرفته شده که شاید از جهنم بد تر باشد. به خاطر اینکه اینها فرزند پیغمبرند باید بیشتر گوش به حرف پیامبر بدهند. متشکرم.
10
پاسخ
رقیه 1395/05/05-13:28
اگه سیدی اینو خوند ممنون میشم بهم جواب بده....
من محبت حضرت فاطمه به نواده هاشو درک نمیکنم..
اصلا چرا باید چنین چیزی باشه...خب ما میگیم فاطمه زهرا اشرف مخلوقات..میگیم پیامبر با تبعیض نزادی مبارزه کرد حالا چطور میشه بیاد در مورد نزاد و نواده های خودش این جور بگه...
والا من قبلا به این چیزا اهمیت نمیدادم..
ولی روزگار باعث شد پسری که غاشقش بودم با یه سید که اتفاقا چند سال باهم دوست بودن ازدواج کنه..
من ول چون دختر سید بود ازش خوشم اومد ولی والا همین که پاشو پیش مادرشوهرش محکم کرد چادرشو کنار گزاشت...بعذش کم کم روسریش عقب رفت..ماشاالله ارایشم که میکنه.....
تا اونجا من میدونم همه این کارا خلاف شرع هست...
حالا چرااااا باید فاطمه زهرا این دخترو فرزند خودش بدونه...بهش محبت کنه...
خب اگه حضرت بخواد بهش نگاه خاصی کنه..چون از یک نزاد هستن..
پس کل دین رو هواس...
لطفا یکی جواب بده
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/09/19-20:00
و در ضمن اون احترامی که عامه مردم به سادات قائلند صرفا بخاطر آینه ک از حضرت رسول (ص) هستن وگرنه سادات معصوم نیستند و مثل بقیه مردم جایزالخطا هستن
00
ناشناس1396/02/12-23:40
این سفارشها بخاطر توجه به سادات در هرزمان و سید سادات امام زمان هرعصر وگسترش دین واحترام به پیغمبر ص است وقتی به کسی ارادت داری و دستت به او نمیرسه به بچه هاش احترام میگذاری و این احترام را مردم احترام به پدر میشمارند و پدر هم این را احترام به خود میداند
وبویژه برعکسش هم بی احترامی همینطور هست
ضمن اینکه با این همه تاکید میبینیم چقدر ظلم کرده اند به فرزندان پیامبر پی به خباثت وپستی قاتلان امامان معصوم میبریم و هدف اصلی همین است در آخر دعای توسل دشمنان امامان دشمنان خدا شمرده شده اند . زیرا این دشمنان چون دستشان به پیغمبر و بهطرق اولی به خدا نمیرسید به منسوبان آنان ظلم کرده اند
00
alavi_m1396/04/10-15:57
حتی تو قرآن خطاب به منسوبین پیامبر آمده و تهدیدشون کرده که خطاهاشون دوبرابر عذاب داره...
00
پاسخ
ناشناس1394/09/27-03:11
هیچ فرقی بین بندگان خدا نیست
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1394/11/16-00:24
تو درک این حرفارو نداری بچه جون
30
ناشناس1395/02/21-01:57
قبل این عالم،عالم دیگه ای بوده،و انتخواب ما تو اون عالم باعث شده یه فرقایی باشه،ولی بازم فرصت انتخواب هست،مثلا میشه از یه سادات فضیلتت پیش خدا بیشتر باشه
20
ناشناس1395/09/19-19:56
هیچ فرقی بین بنده های خدا نیست خواهر یا برادر عزیزم.
00
پاسخ
ناشناس1394/09/05-09:22
سلام من ی سید هستم 4سال متاهل شدم ولی الان بیکارم 4ماه قسطم عقب افتاده شمابگید من چیکارکنم
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/02/21-01:58
شماره کارت بده😌
10
پاسخ
ناشناس1394/04/07-01:07
درود خدا و مردمانش بر ذریه پاک رسول خدا.
20
پاسخ
ناشناس1394/02/17-01:11
عالی بود
10
پاسخ
ناشناس1393/12/11-13:14
عالی
10
پاسخ
بیشتر
-
وبگردی
فستیوال فساد؛ فساد در این کشورها بیداد میکند
تعدادبازدید
تاکنون 8666329519
اکنون 4213
روابط عمومی - صفحه اصلی - نقشه سایت - درباره ما - ارتباط با ما
Copyright © 2012 . All right reserved
بازدید
34275 تاریخ بروزرسانی 1389/05/12
اشتراک گذاری
خلاصه پرسش
دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟
پرسش
در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟
پاسخ اجمالی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، احتراماً سید گفته مىشود.
دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،
البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.
پاسخ تفصیلی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».[3] را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]
2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]
3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».[6]
گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
1.در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مسا
وی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]
2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.[8]
[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
[3] . شوری، 23.
[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق.
[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
پرسش های مرتبط
شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فرم جستجو جستجو
پاسخگویی آنلاینمنوی ثانویهعضویت ورود
چرا از نظر اسلام مقام سادات بیش از دیگران است؟
ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۳/۶ - ۷:۵۵
در اسلام، شرافت و کرامت انسان ها، به نسب آنها مربوط نیست. بلکه کرامت و شرف هر انسانی در گرو اعمال خود اوست:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[حجرات/۱۳] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیله ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»
امام على علیه السلام می فرمایند: چنگ زدن به كانونهاى فضیلت، از كمال شرافت است.[۱]
حضرت علی (ع) می فرمایند: هر آن كس كه پَستى اَدَبش او را پست گرداند شرافت تبارش او را بلندى نمى بخشد.[۲]
حتی در جایی که شرف ائمه یاد می شود، اهل بیت (علیهم السلام) علت آن را ذکر می کنند تا مردم بدانند که سبب اصلی شرف چیست: مردى بحضرت رضا (ع) عرض كرد بخدا قسم كه در روى زمین از جهت پدر احدى با شرف تر از تو نیست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ایشان را بهره مند گردانید.[۳]
اما وقتی یک شخص در مقام انتساب به اهل بیت دیده می شود، (سید بودن او مد نظر است) احترام بیشتر به او، جهت در نظر گرفتن نسبت اوست. و دلیلی برای پاسداشت حرمت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد. همانگونه که اگر فرزند یکی از دوستان عزیز خود را ببینیم، به خاطر پدرش او را تکریم می کنیم. اگر چه هیچ نوع عمل خلاف ظابطه ای انجام ندهیم.
این نوع مواجهه سبب تکریم شعائر است و یاد اهل بیت (علیهم السلام) را در جامعه زنده تر می کند و از همین جهت نیکوست.
با توجه به این توضیحات، می توانیم به بعضی از فرق ها بین سادات و غیر آنها دقت کنیم و بنگریم که علی رغم این فرق ها، بی عدالتی ای بی آن ها و سایر افراد جامعه به وجود نمی آید:
۱. در زمینۀ مالی: نیمی از خمس به سادات اختصاص داده شده است. اما این فرق، سبب بی عدالتی نیست، چونکه :
اولاً: سهمی كه در خمس برای سادات معین شده فقط به نیازمندان آنها اختصاص مییابد، آن هم به اندازه رفع نیاز آن ها، بنابراین تنها از كار افتادگان، بیماران، كودكان یتیم و یا افراد دیگری كه به علّتی مشكل مادی از نظر هزینه زندگی پیدا كردهاند، حق استفاده از آن را دارند.
ثانیاً: مستمندان و نیازمندان سادات، حق استفاده از زکات را ندارند و زکات برای جبران نیازهای مالی غیر سادات است. در واقع سادات منبع مالی متفاوتی دارند، نه اینکه حق بیشتری داشته باشند.
ثالثاً: اگر سهم سادات در خمس، از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ملحق کرد و در مصارف دیگر مصرف نمود.
این فرق می تواند حکمت هایی داشته باشد مثل اینکه بهانهای به دست مخالفان نیفتد كه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط كرده است، چون زکات مالیاتی است که حکومت از مردم اخذ می کند. و البته دلایل این تفاوت هر چه باشد، منجر به بی عدالتی نمی شود.
حتی شاید سادات در این فرق احساس محرومیت نیز بکنند: امام صادق ع مىفرمایند:" جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر ص رسیدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمعآورى زكات چهار پایان كنند و و گفتند این سهمى را كه خداوند براى جمعآورى كنندگان زكات تعیین كرده است، ما به آن سزاوارتریم پیامبر ص فرمود: اى" بنى عبد المطلب" زكات نه براى من حلال است، و نه براى شما ولى من به جاى این محرومیت به شما وعده شفاعت مىدهم .... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین كرده راضى باشید (و كار به امر زكات نداشته باشید) آنها گفتند راضى شدیم.[۴]
[ر.ك: تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۸۲؛ دارالكتب الاسلامیة/ پرسشها و پاسخهای مذهبی، آیت اللّه مكارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۲، انتشارات نسل جوان.]
۲. در امور و مناصب اجتماعی: در این زمینه هیچ فرقی بین سادات و غیر آنها نیست. و قرار گرفتن امامت در خاندان پیامبر (ص) نیز دلیل اختصاص جایگاه ویژه به خاندان پیامبر (ص) به دلیل انتساب خانوادگی آنها نیست. امامت نیاز به عصمت دارد و عصمت را تنها خدای متعال تشخیص می دهد و شخص آن را متعین می کند. و دلیل کسب این جایگاه، طهارت شخص و دوری او از هر نوع آلودگی است. و دقت در درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدا، برای امام شدن ذریه اش و پاسخ خدای متعال نشان می دهد که در این امر، رابطه خانوادگی تعیین کننده نیست.
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ[بقره/۱۲۴] (ب
ه خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمى رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»
۳. در فضایل و پاداش اخروی: در این مساله، انتساب خانوادگی به پیامبر (ص) تنها سبب سنگین تر شدن، مسئولیت ها می شود. همانگونه که قرآن این مساله را درباره زنان پیامبر (ص) بیان کرده است:
«یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً * وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَریماً[احزاب/۳۰-۳۱] اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. * و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ایم.»[۵]
امام رضا (ع) در جایی که متوجه می شوند، برادرشان بر دیگران به دلیل نسبش فخر می فروشد، به ملاک اصلی توجه می دهند که تنها عمل خود شخص معتبر است و می فرمایند: اینكه موسى بن جعفر علیهما السّلام پدرت اطاعت خدا كند، روزها را روزه بگیرد و شبها را بنماز و عبادت پردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا كنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس بدون تردید تو عزیزتر از او در نزد خدا باشى (چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بى طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته اى در حالی که این گونه نیست) آرى علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرموده است: براى نیكوكار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدكار ما دو چندان عذاب و جریمه.[۶]
در موضعی دیگر امام رضا (ع) به برادر خود که مرتکب اعمال خلافی شده است، این گونه می فرمایند: اى زید از خدا پروا كن و بدان كه ما این موقعیّت را نزد خدا و خلق بدست نیاوردیم مگر از راه تقوى و پرهیزكارى، و هر كس تقوى نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نكند از ما هرگز نخواهد بود، و ما نیز از او نیستیم.[۷]
[۱]. غرر الحكم: ٩٣٥٧.
[۲]. غرر الحكم: ٨١٤٢.
[۳]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۶.
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸۶ به نقل از تفسیر نمونه.
[۵]. ر.ك: بررسی مسائل كلی امامت، ابراهیم امینی، ص ۵۵، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلام / پیام قرآن، آیت...مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۹۴، ج ۹، ص ۲۷، دارالكتب الاسلامیة.
[۶]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۲.
[۷]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۴.
کلام و عقاید›دین و فرقه شناسی›ادیان›اسلام
Facebook Twitter Google+ Pinterest PrintFriendly اشتراک
اشتراک نظرات بازدید: ۷۲۱۸
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستان اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات
بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)
احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.
حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!
در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵
احترام سادات اهلبیت
سادات طبق آنچه در کتاب فضائل السادات آمده، افرادی هستند که از اولاد عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که جد حضرت رسول(ص) است بوده باشند و فرقی از این جهت بین مرد و زن نیست ولی این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر اکثر علمای شیعه بر این عقیدهاند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر.
بنابر حدیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.
و امام(ع) در این خصوص به آیه{p - کافی، ج 1، ص 540. P} شریفه »اُدْعُوهُمْ لِابائِهِمْ...« استناد کردهاند.
طبق آنچه که بیان شد ریشه سادات به حضرت عبدالمطلب و هاشم جدّ اعلای{p - احزاب، آیه 5. P}
پیامبر گرامی اسلام بر میگردد و طبیعی است که هاشم و عبدالمطلب فرزندان زیادی داشتهاند که از جمله آنها عبدالله پدر پیامبر(ص) و ابوطالب پدر علی(ع)؛ عباس، عموی پیامبر و... میباشند و لذا نسل سادات از آنها شروع میشود ولی از آنجا که خداوند اراده نموده است پیامبر(ص) ابتر (مقطوع النسل) نباشد چون فرزند پسری نداشت لذا کوثر یعنی فاطمه(س) را به آن حضرت بخشید که ریشه سادات فاطمی از ایشان و حضرت علی(ع) است و فرزندان و نسل حضرت علی(ع) از دیگر همسران آن حضرت را سادات علوی گویند و آنچه که روشن است شرافت و عظمت ساداتی که اعقاب آنها به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر میگردد بیشتر از دیگر سادات است زیرا از ناحیه پدر و مادر به آن ذوات مقدسه منتسب میشوند. اگر چه بعضی از بزرگان فرمودهاند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل میگردد و فرزند از طرف مادر سید میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتری میتوانید به کتاب فضائل السادات مراجعه نمایید.
سادات
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )
و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.
اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.
این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیتها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژهاى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.
احترام و نیکی به سادات
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)
خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستا
ن اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات (2)
تاريخ : شنبه 1390/11/29 تعداد بازديد : 9260
شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است.
به نام خدا
در قسمت اول این نوشتار، با تمسک به روایات، نگاهی به سیره بزرگان در احترام و اکرام سادات و ذریه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله داشتیم. اینک ادامه مطلب:
فلسفه احترام به سادات
از محضر مرحوم «علامه طباطبایی» سؤال شد که:
آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟
پاسخ علامه:
از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود.
ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (1)
و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند.
پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. (2)
وعده شفاعت پیامبر
رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:
حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِه (3)؛ شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است. (4)
و روایت شده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیَا الْمُكْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِه (5)؛ چهار كس هستند که من در روز قیامت شفیع ایشانم، اگر چه آورده باشند گناهان اهل دنیا را: بزرگوار دارنده ذریه من، و قضاكننده حاجتهاى ایشان، و سعىكننده از براى ایشان در وقت اضطرارشان، و دوست دارنده ایشان به دل و زبان خود. (6)
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:
لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ یُوَقِّرْ كَبِیرَنَا وَ یَعْرِفْ حَقَّنَا. (7)؛ از ما نیست كسى كه بر صغیر ما (سادات) رحم نكند و بزرگ ما را احترام نكند و حق ما را نشناسد. (8)
و از حضرتش روایت است که:
اكرموا اولادى الصّالحون للَّه و الطالحون لى. (9)
گرامى دارید اولاد مرا خوبانشان را از براى خداوند و بدانشان را از براى من. (10)
در معراج السعاده می خوانیم:
و از جمله طوایفی که زیادتی تعظیم و اکرام ایشان لازم، و احترام ایشان متحتم است، سلسله جلیله سادات علویه است، که مودت و محبت ایشان، اجر رسالت، و مزدنبوت است.
و از حضرت رسالت پناهی - صلی الله علیه و آله - مروی است که: «شفاعت من ثابت است از برای هر که اعانت کند ذریه مرا به دست، یا زبان، یا با مال خود».
و فرمود:
«چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:
یکی: آنکه اکرام کند ذریه مرا.
دوم: آنکه حاجت ایشان را بر آورد.
سیم: آنکه سعی نماید از برای ایشان در وقتی که مضطر باشند.
چهارم: آنکه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت کند»
و فرمود:
«اکرام کنید خوبان ذریه مرا از برای خدا. و بدان ایشان را از برای من».
و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اکرام و تعظیم ایشان بی نهایت است. و آنچه مذکور شد از برای اهل ایمان کافی است. (11)
احترام به کودکان سادات
شخصی از اقوام «آیت الله میرزا جواد تهرانی» که از سادات محترم است نقل می کند:
روزی به دیدن آقا آمده بودم و به همراه من برادر کوچکم که در آن موقع سنش حدود 7 یا 8 سال می شد بود، داخل اطاق با آقا مشغول صحبت بودیم، هر چندگاه آقا با تمام قامت از جایشان برمی خاستند و می نشستند.
این ک
ار را چند بار با اندک فاصله ای تکرار کردند، وقتی دقت کردم فهمیدم علت قیام و قعود ایشان به خاطر برادرکوچکم می باشد، چون او بازیگوش بود و چندین باز از اطاق خارج شد و برگشت و هر نوبت که وارد اطاق می شد، آقا به احترام سیادت او می ایستاد و بعد می نشست.
بعد از اینکه متوجه قضیه شدم، دست او را گرفتم و پهلوی خودم نشاندم که دیگر رفت و آمد نکند تا مزاحم آقا نشود، ایشان با مهربانی و عطوفت فرمودند: « بگذار بچه آزاد باشد و مزاحم او نشو، آزادش بگذارید تا بازی کند.» (12)
دستتان را بدهید تا من به بوسم
«آیت الله میرزا جواد تهرانی» از عالمان ربانی و صاحب کرسی درس خارج بودند.
یک روز هنگام درس، سیدی سؤالی می کند، آقا پاسخ او را می دهند، ولی آن سید بزرگوار، جواب را قبول ندارند و آن مطلب را انکار می نماید، و آقا اصرار برصحت جواب دارند تا اینکه بحث داغ می شود، آقا کمی با صدای بلندتر پاسخ می دهند و آن سید جلیل القدر دیگر سکوت اختیار می کند؛ پس از اینکه درس تمام می شود، آقا نزد آن سید می روند و از او پوزش و عذرخواهی می کنند و به او می گویند:
«دستتان را بدهید تا من به بوسم که چرا من با فرزند زهرا (سلام الله علیها) با تندی صحبت نمودم.»
یک روز دیگر پای درس، شخصی که سید بود، چیزی گفت که بقیه، طلاب به حرف او خندید و او خجالت کشید و شرمنده شد، در آن موقع آقا طوری حرفهای او را تصحیح و توجیه کردند که آبروی سید نرود و او خجالت نکشد، از تمامی حرکات ایشان محسوس و معلوم بود که عشق و محبت و ارادتشان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار است. (13)
پی نوشت ها:
(1) شوری/23
(2) کتابخانه طهور
(3) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(4) الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص239
(5) جامع الأخبار، ص140، فصل101 فی إكرام أولاد النبی
(6) كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص35، فصل ششم در بزرگوار داشتن اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله
(7) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج93، ص231، باب 27 مدح الذریة الطیبة و ثواب صلتهم؛ الأمالی (للمفید)، ص18، المجلس الثانی
(8) ارشاد القلوب- ترجمه رضایى، ج1، ص434
(9) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(10) گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص79، احترام به سیدها
(11) معراج السعاده، ص433- 434
(12) کتاب خاطراتی از آیینه اخلاق
(13) همان
تهیه و فرآوری : حامد رهنما ، گروه حوزه علمیه تبیان
درس اخلاق امام خامنه ای در مورد رابطه بین توجه به دنیا و آخرت
ساده زیستی و سیره عملی علماء
من طالب او ، او طالب من!
کلید حل مشکلات
وبگردی
تخفیف ویزه دستبند و گردنبند طلا
سفر ارزان به پاریس ،هم اکنون
وارد شو ، عضو شو ، سکه بگیر
سکه ، هدیه ویژه به مشتریان وفادار
قیمت و امکانات هتل های خارجی را ببینیم
10 باشگاه پردرآمد جهان را بشناسید
تا ۷۰٪ تخفیف برای زیبایی آقایان
روش نوین کاشت ابرو
نظرات کاربران ( انتشاریافته:19 ,غیر قابل انتشار :2 ,در حال بررسی :0 )
ناشناس1396/06/14-12:02
سهم سادات را اگر به سادات فقیر می دادند دیگر سید فقیر نداشتیم بنده هم دو برادر بیکار دارم که خرج یکی را خودم می دهم یک بار هم کسی نیامده بگوید این هم سهم این سید
00
پاسخ
ناشناس1396/03/19-12:28
با سلام. غرض ما هم از سادات هستیم و الان غریب به 8 سال از زندگی مون می گذره و هنوز که هنوزه در گیر اقساط و هزینه های درمانی خویش و خانواده هستم و هیچ نهادی حتی برای تامین دارو خارجی بنده اقدامی نمی کند و در کنار بحث اجاره و اقساط تامین دارو هم معضلی شده. انشاالله آقا رسول الله شفیع ما باشه.
00
پاسخ
ناشناس1396/01/06-14:01
احترام به سادات بخاطر وصیت پیامبر و حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام است.علت این وصیت این بوده که سادات به عنوان یادگاران و یادبودان نسل ائمه بوده اند و اینکه سادات غالبا به عنوان مبلغان دینی وارد سرزمینهای دیگر میشدند و اینکه دشمنان همیشه دنبال از بین بردن نسل پیامبر بوده اند و بااین احترام ما وظیفه در حفظ نسل پیامبر داریم.در ضمن گوشت و پوست انها از حضرات پیامبران مانند ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله است
00
پاسخ
ناشناس1395/09/23-09:41
بنام خدا با عرض سلام خدمت همه دوستان خاصه سادات عزیز
عرض کنم طبق آیه 23 سوره شوری احترام سادات واجب است . نماز ما هم بدون احترام به سادات باطل است !! تعجب نکنید . ما در تشهد نماز باید صلوات بفرستیم و اگر عمدا"نفرستادیم نماز باطل است. آخر صلوات هم دارد « و آل محمد » آل هم همان اهل می شود . خوب اهل و خاندان پیامبر کیانند ؟ همین سادات . پس احترامشان واجب است . حالا اگر خدای ناکرده سیدی بدی کرد ، بگذارییم به حساب فرزند پیامبر بودنش و به خاطر پیامبر گذشت کنیم. چ/ن پیامبر (ص) فرمودند: سیدهای خوب را به خاطر خدا و سیدهای بد را به خاطر من دوست بدارید. و نکته آخر اینکه حساب و کتاب قیامت برای همه هست . سید و غیر سید ندارد. البته سی
دها با آتش عذاب نمی شوند . یا بگویم جهنم نمکی روند .عذاب دیگری برای سید های بد در نظر گرفته شده که شاید از جهنم بد تر باشد. به خاطر اینکه اینها فرزند پیغمبرند باید بیشتر گوش به حرف پیامبر بدهند. متشکرم.
10
پاسخ
رقیه 1395/05/05-13:28
اگه سیدی اینو خوند ممنون میشم بهم جواب بده....
من محبت حضرت فاطمه به نواده هاشو درک نمیکنم..
اصلا چرا باید چنین چیزی باشه...خب ما میگیم فاطمه زهرا اشرف مخلوقات..میگیم پیامبر با تبعیض نزادی مبارزه کرد حالا چطور میشه بیاد در مورد نزاد و نواده های خودش این جور بگه...
والا من قبلا به این چیزا اهمیت نمیدادم..
ولی روزگار باعث شد پسری که غاشقش بودم با یه سید که اتفاقا چند سال باهم دوست بودن ازدواج کنه..
من ول چون دختر سید بود ازش خوشم اومد ولی والا همین که پاشو پیش مادرشوهرش محکم کرد چادرشو کنار گزاشت...بعذش کم کم روسریش عقب رفت..ماشاالله ارایشم که میکنه.....
تا اونجا من میدونم همه این کارا خلاف شرع هست...
حالا چرااااا باید فاطمه زهرا این دخترو فرزند خودش بدونه...بهش محبت کنه...
خب اگه حضرت بخواد بهش نگاه خاصی کنه..چون از یک نزاد هستن..
پس کل دین رو هواس...
لطفا یکی جواب بده
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/09/19-20:00
و در ضمن اون احترامی که عامه مردم به سادات قائلند صرفا بخاطر آینه ک از حضرت رسول (ص) هستن وگرنه سادات معصوم نیستند و مثل بقیه مردم جایزالخطا هستن
00
ناشناس1396/02/12-23:40
این سفارشها بخاطر توجه به سادات در هرزمان و سید سادات امام زمان هرعصر وگسترش دین واحترام به پیغمبر ص است وقتی به کسی ارادت داری و دستت به او نمیرسه به بچه هاش احترام میگذاری و این احترام را مردم احترام به پدر میشمارند و پدر هم این را احترام به خود میداند
وبویژه برعکسش هم بی احترامی همینطور هست
ضمن اینکه با این همه تاکید میبینیم چقدر ظلم کرده اند به فرزندان پیامبر پی به خباثت وپستی قاتلان امامان معصوم میبریم و هدف اصلی همین است در آخر دعای توسل دشمنان امامان دشمنان خدا شمرده شده اند . زیرا این دشمنان چون دستشان به پیغمبر و بهطرق اولی به خدا نمیرسید به منسوبان آنان ظلم کرده اند
00
alavi_m1396/04/10-15:57
حتی تو قرآن خطاب به منسوبین پیامبر آمده و تهدیدشون کرده که خطاهاشون دوبرابر عذاب داره...
00
پاسخ
ناشناس1394/09/27-03:11
هیچ فرقی بین بندگان خدا نیست
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1394/11/16-00:24
تو درک این حرفارو نداری بچه جون
30
ناشناس1395/02/21-01:57
قبل این عالم،عالم دیگه ای بوده،و انتخواب ما تو اون عالم باعث شده یه فرقایی باشه،ولی بازم فرصت انتخواب هست،مثلا میشه از یه سادات فضیلتت پیش خدا بیشتر باشه
20
ناشناس1395/09/19-19:56
هیچ فرقی بین بنده های خدا نیست خواهر یا برادر عزیزم.
00
پاسخ
ناشناس1394/09/05-09:22
سلام من ی سید هستم 4سال متاهل شدم ولی الان بیکارم 4ماه قسطم عقب افتاده شمابگید من چیکارکنم
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/02/21-01:58
شماره کارت بده😌
10
پاسخ
ناشناس1394/04/07-01:07
درود خدا و مردمانش بر ذریه پاک رسول خدا.
20
پاسخ
ناشناس1394/02/17-01:11
عالی بود
10
پاسخ
ناشناس1393/12/11-13:14
عالی
10
پاسخ
بیشتر
-
وبگردی
فستیوال فساد؛ فساد در این کشورها بیداد میکند
تعدادبازدید
تاکنون 8666329519
اکنون 4213
روابط عمومی - صفحه اصلی - نقشه سایت - درباره ما - ارتباط با ما
Copyright © 2012 . All right reserved
بازدید
34275 تاریخ بروزرسانی 1389/05/12
اشتراک گذاری
خلاصه پرسش
دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟
پرسش
در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟
پاسخ اجمالی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، احتراماً سید گفته مىشود.
دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،
البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.
پاسخ تفصیلی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».[3] را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]
2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]
3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».[6]
گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
1.در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مسا
وی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]
2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.[8]
[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
[3] . شوری، 23.
[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق.
[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
پرسش های مرتبط
شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فرم جستجو جستجو
پاسخگویی آنلاینمنوی ثانویهعضویت ورود
چرا از نظر اسلام مقام سادات بیش از دیگران است؟
ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۳/۶ - ۷:۵۵
در اسلام، شرافت و کرامت انسان ها، به نسب آنها مربوط نیست. بلکه کرامت و شرف هر انسانی در گرو اعمال خود اوست:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[حجرات/۱۳] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیله ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»
امام على علیه السلام می فرمایند: چنگ زدن به كانونهاى فضیلت، از كمال شرافت است.[۱]
حضرت علی (ع) می فرمایند: هر آن كس كه پَستى اَدَبش او را پست گرداند شرافت تبارش او را بلندى نمى بخشد.[۲]
حتی در جایی که شرف ائمه یاد می شود، اهل بیت (علیهم السلام) علت آن را ذکر می کنند تا مردم بدانند که سبب اصلی شرف چیست: مردى بحضرت رضا (ع) عرض كرد بخدا قسم كه در روى زمین از جهت پدر احدى با شرف تر از تو نیست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ایشان را بهره مند گردانید.[۳]
اما وقتی یک شخص در مقام انتساب به اهل بیت دیده می شود، (سید بودن او مد نظر است) احترام بیشتر به او، جهت در نظر گرفتن نسبت اوست. و دلیلی برای پاسداشت حرمت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد. همانگونه که اگر فرزند یکی از دوستان عزیز خود را ببینیم، به خاطر پدرش او را تکریم می کنیم. اگر چه هیچ نوع عمل خلاف ظابطه ای انجام ندهیم.
این نوع مواجهه سبب تکریم شعائر است و یاد اهل بیت (علیهم السلام) را در جامعه زنده تر می کند و از همین جهت نیکوست.
با توجه به این توضیحات، می توانیم به بعضی از فرق ها بین سادات و غیر آنها دقت کنیم و بنگریم که علی رغم این فرق ها، بی عدالتی ای بی آن ها و سایر افراد جامعه به وجود نمی آید:
۱. در زمینۀ مالی: نیمی از خمس به سادات اختصاص داده شده است. اما این فرق، سبب بی عدالتی نیست، چونکه :
اولاً: سهمی كه در خمس برای سادات معین شده فقط به نیازمندان آنها اختصاص مییابد، آن هم به اندازه رفع نیاز آن ها، بنابراین تنها از كار افتادگان، بیماران، كودكان یتیم و یا افراد دیگری كه به علّتی مشكل مادی از نظر هزینه زندگی پیدا كردهاند، حق استفاده از آن را دارند.
ثانیاً: مستمندان و نیازمندان سادات، حق استفاده از زکات را ندارند و زکات برای جبران نیازهای مالی غیر سادات است. در واقع سادات منبع مالی متفاوتی دارند، نه اینکه حق بیشتری داشته باشند.
ثالثاً: اگر سهم سادات در خمس، از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ملحق کرد و در مصارف دیگر مصرف نمود.
این فرق می تواند حکمت هایی داشته باشد مثل اینکه بهانهای به دست مخالفان نیفتد كه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط كرده است، چون زکات مالیاتی است که حکومت از مردم اخذ می کند. و البته دلایل این تفاوت هر چه باشد، منجر به بی عدالتی نمی شود.
حتی شاید سادات در این فرق احساس محرومیت نیز بکنند: امام صادق ع مىفرمایند:" جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر ص رسیدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمعآورى زكات چهار پایان كنند و و گفتند این سهمى را كه خداوند براى جمعآورى كنندگان زكات تعیین كرده است، ما به آن سزاوارتریم پیامبر ص فرمود: اى" بنى عبد المطلب" زكات نه براى من حلال است، و نه براى شما ولى من به جاى این محرومیت به شما وعده شفاعت مىدهم .... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین كرده راضى باشید (و كار به امر زكات نداشته باشید) آنها گفتند راضى شدیم.[۴]
[ر.ك: تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۸۲؛ دارالكتب الاسلامیة/ پرسشها و پاسخهای مذهبی، آیت اللّه مكارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۲، انتشارات نسل جوان.]
۲. در امور و مناصب اجتماعی: در این زمینه هیچ فرقی بین سادات و غیر آنها نیست. و قرار گرفتن امامت در خاندان پیامبر (ص) نیز دلیل اختصاص جایگاه ویژه به خاندان پیامبر (ص) به دلیل انتساب خانوادگی آنها نیست. امامت نیاز به عصمت دارد و عصمت را تنها خدای متعال تشخیص می دهد و شخص آن را متعین می کند. و دلیل کسب این جایگاه، طهارت شخص و دوری او از هر نوع آلودگی است. و دقت در درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدا، برای امام شدن ذریه اش و پاسخ خدای متعال نشان می دهد که در این امر، رابطه خانوادگی تعیین کننده نیست.
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ[بقره/۱۲۴] (ب
ه خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمى رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»
۳. در فضایل و پاداش اخروی: در این مساله، انتساب خانوادگی به پیامبر (ص) تنها سبب سنگین تر شدن، مسئولیت ها می شود. همانگونه که قرآن این مساله را درباره زنان پیامبر (ص) بیان کرده است:
«یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً * وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَریماً[احزاب/۳۰-۳۱] اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. * و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ایم.»[۵]
امام رضا (ع) در جایی که متوجه می شوند، برادرشان بر دیگران به دلیل نسبش فخر می فروشد، به ملاک اصلی توجه می دهند که تنها عمل خود شخص معتبر است و می فرمایند: اینكه موسى بن جعفر علیهما السّلام پدرت اطاعت خدا كند، روزها را روزه بگیرد و شبها را بنماز و عبادت پردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا كنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس بدون تردید تو عزیزتر از او در نزد خدا باشى (چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بى طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته اى در حالی که این گونه نیست) آرى علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرموده است: براى نیكوكار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدكار ما دو چندان عذاب و جریمه.[۶]
در موضعی دیگر امام رضا (ع) به برادر خود که مرتکب اعمال خلافی شده است، این گونه می فرمایند: اى زید از خدا پروا كن و بدان كه ما این موقعیّت را نزد خدا و خلق بدست نیاوردیم مگر از راه تقوى و پرهیزكارى، و هر كس تقوى نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نكند از ما هرگز نخواهد بود، و ما نیز از او نیستیم.[۷]
[۱]. غرر الحكم: ٩٣٥٧.
[۲]. غرر الحكم: ٨١٤٢.
[۳]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۶.
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸۶ به نقل از تفسیر نمونه.
[۵]. ر.ك: بررسی مسائل كلی امامت، ابراهیم امینی، ص ۵۵، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلام / پیام قرآن، آیت...مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۹۴، ج ۹، ص ۲۷، دارالكتب الاسلامیة.
[۶]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۲.
[۷]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۴.
کلام و عقاید›دین و فرقه شناسی›ادیان›اسلام
Facebook Twitter Google+ Pinterest PrintFriendly اشتراک
اشتراک نظرات بازدید: ۷۲۱۸
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستان اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات
بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)
احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.
حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!
در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵
احترام سادات اهلبیت
سادات طبق آنچه در کتاب فضائل السادات آمده، افرادی هستند که از اولاد عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که جد حضرت رسول(ص) است بوده باشند و فرقی از این جهت بین مرد و زن نیست ولی این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر اکثر علمای شیعه بر این عقیدهاند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر.
بنابر حدیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.
و امام(ع) در این خصوص به آیه{p - کافی، ج 1، ص 540. P} شریفه »اُدْعُوهُمْ لِابائِهِمْ...« استناد کردهاند.
طبق آنچه که بیان شد ریشه سادات به حضرت عبدالمطلب و هاشم جدّ اعلای{p - احزاب، آیه 5. P}
پیامبر گرامی اسلام بر میگردد و طبیعی است که هاشم و عبدالمطلب فرزندان زیادی داشتهاند که از جمله آنها عبدالله پدر پیامبر(ص) و ابوطالب پدر علی(ع)؛ عباس، عموی پیامبر و... میباشند و لذا نسل سادات از آنها شروع میشود ولی از آنجا که خداوند اراده نموده است پیامبر(ص) ابتر (مقطوع النسل) نباشد چون فرزند پسری نداشت لذا کوثر یعنی فاطمه(س) را به آن حضرت بخشید که ریشه سادات فاطمی از ایشان و حضرت علی(ع) است و فرزندان و نسل حضرت علی(ع) از دیگر همسران آن حضرت را سادات علوی گویند و آنچه که روشن است شرافت و عظمت ساداتی که اعقاب آنها به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر میگردد بیشتر از دیگر سادات است زیرا از ناحیه پدر و مادر به آن ذوات مقدسه منتسب میشوند. اگر چه بعضی از بزرگان فرمودهاند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل میگردد و فرزند از طرف مادر سید میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتری میتوانید به کتاب فضائل السادات مراجعه نمایید.
سادات
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )
و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.
اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.
این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیتها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژهاى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.
احترام و نیکی به سادات
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)
خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستا
ن اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات (2)
تاريخ : شنبه 1390/11/29 تعداد بازديد : 9260
شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است.
به نام خدا
در قسمت اول این نوشتار، با تمسک به روایات، نگاهی به سیره بزرگان در احترام و اکرام سادات و ذریه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله داشتیم. اینک ادامه مطلب:
فلسفه احترام به سادات
از محضر مرحوم «علامه طباطبایی» سؤال شد که:
آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟
پاسخ علامه:
از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود.
ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (1)
و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند.
پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. (2)
وعده شفاعت پیامبر
رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:
حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِه (3)؛ شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است. (4)
و روایت شده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیَا الْمُكْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِه (5)؛ چهار كس هستند که من در روز قیامت شفیع ایشانم، اگر چه آورده باشند گناهان اهل دنیا را: بزرگوار دارنده ذریه من، و قضاكننده حاجتهاى ایشان، و سعىكننده از براى ایشان در وقت اضطرارشان، و دوست دارنده ایشان به دل و زبان خود. (6)
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:
لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ یُوَقِّرْ كَبِیرَنَا وَ یَعْرِفْ حَقَّنَا. (7)؛ از ما نیست كسى كه بر صغیر ما (سادات) رحم نكند و بزرگ ما را احترام نكند و حق ما را نشناسد. (8)
و از حضرتش روایت است که:
اكرموا اولادى الصّالحون للَّه و الطالحون لى. (9)
گرامى دارید اولاد مرا خوبانشان را از براى خداوند و بدانشان را از براى من. (10)
در معراج السعاده می خوانیم:
و از جمله طوایفی که زیادتی تعظیم و اکرام ایشان لازم، و احترام ایشان متحتم است، سلسله جلیله سادات علویه است، که مودت و محبت ایشان، اجر رسالت، و مزدنبوت است.
و از حضرت رسالت پناهی - صلی الله علیه و آله - مروی است که: «شفاعت من ثابت است از برای هر که اعانت کند ذریه مرا به دست، یا زبان، یا با مال خود».
و فرمود:
«چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:
یکی: آنکه اکرام کند ذریه مرا.
دوم: آنکه حاجت ایشان را بر آورد.
سیم: آنکه سعی نماید از برای ایشان در وقتی که مضطر باشند.
چهارم: آنکه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت کند»
و فرمود:
«اکرام کنید خوبان ذریه مرا از برای خدا. و بدان ایشان را از برای من».
و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اکرام و تعظیم ایشان بی نهایت است. و آنچه مذکور شد از برای اهل ایمان کافی است. (11)
احترام به کودکان سادات
شخصی از اقوام «آیت الله میرزا جواد تهرانی» که از سادات محترم است نقل می کند:
روزی به دیدن آقا آمده بودم و به همراه من برادر کوچکم که در آن موقع سنش حدود 7 یا 8 سال می شد بود، داخل اطاق با آقا مشغول صحبت بودیم، هر چندگاه آقا با تمام قامت از جایشان برمی خاستند و می نشستند.
این ک
ار را چند بار با اندک فاصله ای تکرار کردند، وقتی دقت کردم فهمیدم علت قیام و قعود ایشان به خاطر برادرکوچکم می باشد، چون او بازیگوش بود و چندین باز از اطاق خارج شد و برگشت و هر نوبت که وارد اطاق می شد، آقا به احترام سیادت او می ایستاد و بعد می نشست.
بعد از اینکه متوجه قضیه شدم، دست او را گرفتم و پهلوی خودم نشاندم که دیگر رفت و آمد نکند تا مزاحم آقا نشود، ایشان با مهربانی و عطوفت فرمودند: « بگذار بچه آزاد باشد و مزاحم او نشو، آزادش بگذارید تا بازی کند.» (12)
دستتان را بدهید تا من به بوسم
«آیت الله میرزا جواد تهرانی» از عالمان ربانی و صاحب کرسی درس خارج بودند.
یک روز هنگام درس، سیدی سؤالی می کند، آقا پاسخ او را می دهند، ولی آن سید بزرگوار، جواب را قبول ندارند و آن مطلب را انکار می نماید، و آقا اصرار برصحت جواب دارند تا اینکه بحث داغ می شود، آقا کمی با صدای بلندتر پاسخ می دهند و آن سید جلیل القدر دیگر سکوت اختیار می کند؛ پس از اینکه درس تمام می شود، آقا نزد آن سید می روند و از او پوزش و عذرخواهی می کنند و به او می گویند:
«دستتان را بدهید تا من به بوسم که چرا من با فرزند زهرا (سلام الله علیها) با تندی صحبت نمودم.»
یک روز دیگر پای درس، شخصی که سید بود، چیزی گفت که بقیه، طلاب به حرف او خندید و او خجالت کشید و شرمنده شد، در آن موقع آقا طوری حرفهای او را تصحیح و توجیه کردند که آبروی سید نرود و او خجالت نکشد، از تمامی حرکات ایشان محسوس و معلوم بود که عشق و محبت و ارادتشان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار است. (13)
پی نوشت ها:
(1) شوری/23
(2) کتابخانه طهور
(3) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(4) الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص239
(5) جامع الأخبار، ص140، فصل101 فی إكرام أولاد النبی
(6) كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص35، فصل ششم در بزرگوار داشتن اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله
(7) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج93، ص231، باب 27 مدح الذریة الطیبة و ثواب صلتهم؛ الأمالی (للمفید)، ص18، المجلس الثانی
(8) ارشاد القلوب- ترجمه رضایى، ج1، ص434
(9) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(10) گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص79، احترام به سیدها
(11) معراج السعاده، ص433- 434
(12) کتاب خاطراتی از آیینه اخلاق
(13) همان
تهیه و فرآوری : حامد رهنما ، گروه حوزه علمیه تبیان
درس اخلاق امام خامنه ای در مورد رابطه بین توجه به دنیا و آخرت
ساده زیستی و سیره عملی علماء
من طالب او ، او طالب من!
کلید حل مشکلات
وبگردی
تخفیف ویزه دستبند و گردنبند طلا
سفر ارزان به پاریس ،هم اکنون
وارد شو ، عضو شو ، سکه بگیر
سکه ، هدیه ویژه به مشتریان وفادار
قیمت و امکانات هتل های خارجی را ببینیم
10 باشگاه پردرآمد جهان را بشناسید
تا ۷۰٪ تخفیف برای زیبایی آقایان
روش نوین کاشت ابرو
نظرات کاربران ( انتشاریافته:19 ,غیر قابل انتشار :2 ,در حال بررسی :0 )
ناشناس1396/06/14-12:02
سهم سادات را اگر به سادات فقیر می دادند دیگر سید فقیر نداشتیم بنده هم دو برادر بیکار دارم که خرج یکی را خودم می دهم یک بار هم کسی نیامده بگوید این هم سهم این سید
00
پاسخ
ناشناس1396/03/19-12:28
با سلام. غرض ما هم از سادات هستیم و الان غریب به 8 سال از زندگی مون می گذره و هنوز که هنوزه در گیر اقساط و هزینه های درمانی خویش و خانواده هستم و هیچ نهادی حتی برای تامین دارو خارجی بنده اقدامی نمی کند و در کنار بحث اجاره و اقساط تامین دارو هم معضلی شده. انشاالله آقا رسول الله شفیع ما باشه.
00
پاسخ
ناشناس1396/01/06-14:01
احترام به سادات بخاطر وصیت پیامبر و حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام است.علت این وصیت این بوده که سادات به عنوان یادگاران و یادبودان نسل ائمه بوده اند و اینکه سادات غالبا به عنوان مبلغان دینی وارد سرزمینهای دیگر میشدند و اینکه دشمنان همیشه دنبال از بین بردن نسل پیامبر بوده اند و بااین احترام ما وظیفه در حفظ نسل پیامبر داریم.در ضمن گوشت و پوست انها از حضرات پیامبران مانند ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله است
00
پاسخ
ناشناس1395/09/23-09:41
بنام خدا با عرض سلام خدمت همه دوستان خاصه سادات عزیز
عرض کنم طبق آیه 23 سوره شوری احترام سادات واجب است . نماز ما هم بدون احترام به سادات باطل است !! تعجب نکنید . ما در تشهد نماز باید صلوات بفرستیم و اگر عمدا"نفرستادیم نماز باطل است. آخر صلوات هم دارد « و آل محمد » آل هم همان اهل می شود . خوب اهل و خاندان پیامبر کیانند ؟ همین سادات . پس احترامشان واجب است . حالا اگر خدای ناکرده سیدی بدی کرد ، بگذارییم به حساب فرزند پیامبر بودنش و به خاطر پیامبر گذشت کنیم. چ/ن پیامبر (ص) فرمودند: سیدهای خوب را به خاطر خدا و سیدهای بد را به خاطر من دوست بدارید. و نکته آخر اینکه حساب و کتاب قیامت برای همه هست . سید و غیر سید ندارد. البته سی
دها با آتش عذاب نمی شوند . یا بگویم جهنم نمکی روند .عذاب دیگری برای سید های بد در نظر گرفته شده که شاید از جهنم بد تر باشد. به خاطر اینکه اینها فرزند پیغمبرند باید بیشتر گوش به حرف پیامبر بدهند. متشکرم.
10
پاسخ
رقیه 1395/05/05-13:28
اگه سیدی اینو خوند ممنون میشم بهم جواب بده....
من محبت حضرت فاطمه به نواده هاشو درک نمیکنم..
اصلا چرا باید چنین چیزی باشه...خب ما میگیم فاطمه زهرا اشرف مخلوقات..میگیم پیامبر با تبعیض نزادی مبارزه کرد حالا چطور میشه بیاد در مورد نزاد و نواده های خودش این جور بگه...
والا من قبلا به این چیزا اهمیت نمیدادم..
ولی روزگار باعث شد پسری که غاشقش بودم با یه سید که اتفاقا چند سال باهم دوست بودن ازدواج کنه..
من ول چون دختر سید بود ازش خوشم اومد ولی والا همین که پاشو پیش مادرشوهرش محکم کرد چادرشو کنار گزاشت...بعذش کم کم روسریش عقب رفت..ماشاالله ارایشم که میکنه.....
تا اونجا من میدونم همه این کارا خلاف شرع هست...
حالا چرااااا باید فاطمه زهرا این دخترو فرزند خودش بدونه...بهش محبت کنه...
خب اگه حضرت بخواد بهش نگاه خاصی کنه..چون از یک نزاد هستن..
پس کل دین رو هواس...
لطفا یکی جواب بده
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/09/19-20:00
و در ضمن اون احترامی که عامه مردم به سادات قائلند صرفا بخاطر آینه ک از حضرت رسول (ص) هستن وگرنه سادات معصوم نیستند و مثل بقیه مردم جایزالخطا هستن
00
ناشناس1396/02/12-23:40
این سفارشها بخاطر توجه به سادات در هرزمان و سید سادات امام زمان هرعصر وگسترش دین واحترام به پیغمبر ص است وقتی به کسی ارادت داری و دستت به او نمیرسه به بچه هاش احترام میگذاری و این احترام را مردم احترام به پدر میشمارند و پدر هم این را احترام به خود میداند
وبویژه برعکسش هم بی احترامی همینطور هست
ضمن اینکه با این همه تاکید میبینیم چقدر ظلم کرده اند به فرزندان پیامبر پی به خباثت وپستی قاتلان امامان معصوم میبریم و هدف اصلی همین است در آخر دعای توسل دشمنان امامان دشمنان خدا شمرده شده اند . زیرا این دشمنان چون دستشان به پیغمبر و بهطرق اولی به خدا نمیرسید به منسوبان آنان ظلم کرده اند
00
alavi_m1396/04/10-15:57
حتی تو قرآن خطاب به منسوبین پیامبر آمده و تهدیدشون کرده که خطاهاشون دوبرابر عذاب داره...
00
پاسخ
ناشناس1394/09/27-03:11
هیچ فرقی بین بندگان خدا نیست
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1394/11/16-00:24
تو درک این حرفارو نداری بچه جون
30
ناشناس1395/02/21-01:57
قبل این عالم،عالم دیگه ای بوده،و انتخواب ما تو اون عالم باعث شده یه فرقایی باشه،ولی بازم فرصت انتخواب هست،مثلا میشه از یه سادات فضیلتت پیش خدا بیشتر باشه
20
ناشناس1395/09/19-19:56
هیچ فرقی بین بنده های خدا نیست خواهر یا برادر عزیزم.
00
پاسخ
ناشناس1394/09/05-09:22
سلام من ی سید هستم 4سال متاهل شدم ولی الان بیکارم 4ماه قسطم عقب افتاده شمابگید من چیکارکنم
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/02/21-01:58
شماره کارت بده😌
10
پاسخ
ناشناس1394/04/07-01:07
درود خدا و مردمانش بر ذریه پاک رسول خدا.
20
پاسخ
ناشناس1394/02/17-01:11
عالی بود
10
پاسخ
ناشناس1393/12/11-13:14
عالی
10
پاسخ
بیشتر
-
وبگردی
فستیوال فساد؛ فساد در این کشورها بیداد میکند
تعدادبازدید
تاکنون 8666329519
اکنون 4213
روابط عمومی - صفحه اصلی - نقشه سایت - درباره ما - ارتباط با ما
Copyright © 2012 . All right reserved
بازدید
34275 تاریخ بروزرسانی 1389/05/12
اشتراک گذاری
خلاصه پرسش
دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟
پرسش
در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟
پاسخ اجمالی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، احتراماً سید گفته مىشود.
دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،
البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.
پاسخ تفصیلی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».[3] را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]
2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]
3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».[6]
گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
1.در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مسا
وی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]
2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.[8]
[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
[3] . شوری، 23.
[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق.
[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
پرسش های مرتبط
شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فرم جستجو جستجو
پاسخگویی آنلاینمنوی ثانویهعضویت ورود
چرا از نظر اسلام مقام سادات بیش از دیگران است؟
ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۳/۶ - ۷:۵۵
در اسلام، شرافت و کرامت انسان ها، به نسب آنها مربوط نیست. بلکه کرامت و شرف هر انسانی در گرو اعمال خود اوست:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[حجرات/۱۳] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیله ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»
امام على علیه السلام می فرمایند: چنگ زدن به كانونهاى فضیلت، از كمال شرافت است.[۱]
حضرت علی (ع) می فرمایند: هر آن كس كه پَستى اَدَبش او را پست گرداند شرافت تبارش او را بلندى نمى بخشد.[۲]
حتی در جایی که شرف ائمه یاد می شود، اهل بیت (علیهم السلام) علت آن را ذکر می کنند تا مردم بدانند که سبب اصلی شرف چیست: مردى بحضرت رضا (ع) عرض كرد بخدا قسم كه در روى زمین از جهت پدر احدى با شرف تر از تو نیست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ایشان را بهره مند گردانید.[۳]
اما وقتی یک شخص در مقام انتساب به اهل بیت دیده می شود، (سید بودن او مد نظر است) احترام بیشتر به او، جهت در نظر گرفتن نسبت اوست. و دلیلی برای پاسداشت حرمت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد. همانگونه که اگر فرزند یکی از دوستان عزیز خود را ببینیم، به خاطر پدرش او را تکریم می کنیم. اگر چه هیچ نوع عمل خلاف ظابطه ای انجام ندهیم.
این نوع مواجهه سبب تکریم شعائر است و یاد اهل بیت (علیهم السلام) را در جامعه زنده تر می کند و از همین جهت نیکوست.
با توجه به این توضیحات، می توانیم به بعضی از فرق ها بین سادات و غیر آنها دقت کنیم و بنگریم که علی رغم این فرق ها، بی عدالتی ای بی آن ها و سایر افراد جامعه به وجود نمی آید:
۱. در زمینۀ مالی: نیمی از خمس به سادات اختصاص داده شده است. اما این فرق، سبب بی عدالتی نیست، چونکه :
اولاً: سهمی كه در خمس برای سادات معین شده فقط به نیازمندان آنها اختصاص مییابد، آن هم به اندازه رفع نیاز آن ها، بنابراین تنها از كار افتادگان، بیماران، كودكان یتیم و یا افراد دیگری كه به علّتی مشكل مادی از نظر هزینه زندگی پیدا كردهاند، حق استفاده از آن را دارند.
ثانیاً: مستمندان و نیازمندان سادات، حق استفاده از زکات را ندارند و زکات برای جبران نیازهای مالی غیر سادات است. در واقع سادات منبع مالی متفاوتی دارند، نه اینکه حق بیشتری داشته باشند.
ثالثاً: اگر سهم سادات در خمس، از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ملحق کرد و در مصارف دیگر مصرف نمود.
این فرق می تواند حکمت هایی داشته باشد مثل اینکه بهانهای به دست مخالفان نیفتد كه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط كرده است، چون زکات مالیاتی است که حکومت از مردم اخذ می کند. و البته دلایل این تفاوت هر چه باشد، منجر به بی عدالتی نمی شود.
حتی شاید سادات در این فرق احساس محرومیت نیز بکنند: امام صادق ع مىفرمایند:" جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر ص رسیدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمعآورى زكات چهار پایان كنند و و گفتند این سهمى را كه خداوند براى جمعآورى كنندگان زكات تعیین كرده است، ما به آن سزاوارتریم پیامبر ص فرمود: اى" بنى عبد المطلب" زكات نه براى من حلال است، و نه براى شما ولى من به جاى این محرومیت به شما وعده شفاعت مىدهم .... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین كرده راضى باشید (و كار به امر زكات نداشته باشید) آنها گفتند راضى شدیم.[۴]
[ر.ك: تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۸۲؛ دارالكتب الاسلامیة/ پرسشها و پاسخهای مذهبی، آیت اللّه مكارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۲، انتشارات نسل جوان.]
۲. در امور و مناصب اجتماعی: در این زمینه هیچ فرقی بین سادات و غیر آنها نیست. و قرار گرفتن امامت در خاندان پیامبر (ص) نیز دلیل اختصاص جایگاه ویژه به خاندان پیامبر (ص) به دلیل انتساب خانوادگی آنها نیست. امامت نیاز به عصمت دارد و عصمت را تنها خدای متعال تشخیص می دهد و شخص آن را متعین می کند. و دلیل کسب این جایگاه، طهارت شخص و دوری او از هر نوع آلودگی است. و دقت در درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدا، برای امام شدن ذریه اش و پاسخ خدای متعال نشان می دهد که در این امر، رابطه خانوادگی تعیین کننده نیست.
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ[بقره/۱۲۴] (ب
ه خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمى رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»
۳. در فضایل و پاداش اخروی: در این مساله، انتساب خانوادگی به پیامبر (ص) تنها سبب سنگین تر شدن، مسئولیت ها می شود. همانگونه که قرآن این مساله را درباره زنان پیامبر (ص) بیان کرده است:
«یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً * وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَریماً[احزاب/۳۰-۳۱] اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. * و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ایم.»[۵]
امام رضا (ع) در جایی که متوجه می شوند، برادرشان بر دیگران به دلیل نسبش فخر می فروشد، به ملاک اصلی توجه می دهند که تنها عمل خود شخص معتبر است و می فرمایند: اینكه موسى بن جعفر علیهما السّلام پدرت اطاعت خدا كند، روزها را روزه بگیرد و شبها را بنماز و عبادت پردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا كنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس بدون تردید تو عزیزتر از او در نزد خدا باشى (چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بى طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته اى در حالی که این گونه نیست) آرى علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرموده است: براى نیكوكار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدكار ما دو چندان عذاب و جریمه.[۶]
در موضعی دیگر امام رضا (ع) به برادر خود که مرتکب اعمال خلافی شده است، این گونه می فرمایند: اى زید از خدا پروا كن و بدان كه ما این موقعیّت را نزد خدا و خلق بدست نیاوردیم مگر از راه تقوى و پرهیزكارى، و هر كس تقوى نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نكند از ما هرگز نخواهد بود، و ما نیز از او نیستیم.[۷]
[۱]. غرر الحكم: ٩٣٥٧.
[۲]. غرر الحكم: ٨١٤٢.
[۳]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۶.
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸۶ به نقل از تفسیر نمونه.
[۵]. ر.ك: بررسی مسائل كلی امامت، ابراهیم امینی، ص ۵۵، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلام / پیام قرآن، آیت...مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۹۴، ج ۹، ص ۲۷، دارالكتب الاسلامیة.
[۶]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۲.
[۷]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۴.
کلام و عقاید›دین و فرقه شناسی›ادیان›اسلام
Facebook Twitter Google+ Pinterest PrintFriendly اشتراک
اشتراک نظرات بازدید: ۷۲۱۸
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستان اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات
بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)
احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.
حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!
در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵
احترام سادات اهلبیت
سادات طبق آنچه در کتاب فضائل السادات آمده، افرادی هستند که از اولاد عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که جد حضرت رسول(ص) است بوده باشند و فرقی از این جهت بین مرد و زن نیست ولی این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر اکثر علمای شیعه بر این عقیدهاند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر.
بنابر حدیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.
و امام(ع) در این خصوص به آیه{p - کافی، ج 1، ص 540. P} شریفه »اُدْعُوهُمْ لِابائِهِمْ...« استناد کردهاند.
طبق آنچه که بیان شد ریشه سادات به حضرت عبدالمطلب و هاشم جدّ اعلای{p - احزاب، آیه 5. P}
پیامبر گرامی اسلام بر میگردد و طبیعی است که هاشم و عبدالمطلب فرزندان زیادی داشتهاند که از جمله آنها عبدالله پدر پیامبر(ص) و ابوطالب پدر علی(ع)؛ عباس، عموی پیامبر و... میباشند و لذا نسل سادات از آنها شروع میشود ولی از آنجا که خداوند اراده نموده است پیامبر(ص) ابتر (مقطوع النسل) نباشد چون فرزند پسری نداشت لذا کوثر یعنی فاطمه(س) را به آن حضرت بخشید که ریشه سادات فاطمی از ایشان و حضرت علی(ع) است و فرزندان و نسل حضرت علی(ع) از دیگر همسران آن حضرت را سادات علوی گویند و آنچه که روشن است شرافت و عظمت ساداتی که اعقاب آنها به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر میگردد بیشتر از دیگر سادات است زیرا از ناحیه پدر و مادر به آن ذوات مقدسه منتسب میشوند. اگر چه بعضی از بزرگان فرمودهاند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل میگردد و فرزند از طرف مادر سید میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتری میتوانید به کتاب فضائل السادات مراجعه نمایید.
سادات
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )
و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.
اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.
این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیتها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژهاى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.
احترام و نیکی به سادات
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)
خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستا
ن اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات (2)
تاريخ : شنبه 1390/11/29 تعداد بازديد : 9260
شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است.
به نام خدا
در قسمت اول این نوشتار، با تمسک به روایات، نگاهی به سیره بزرگان در احترام و اکرام سادات و ذریه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله داشتیم. اینک ادامه مطلب:
فلسفه احترام به سادات
از محضر مرحوم «علامه طباطبایی» سؤال شد که:
آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟
پاسخ علامه:
از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود.
ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (1)
و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند.
پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. (2)
وعده شفاعت پیامبر
رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:
حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِه (3)؛ شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است. (4)
و روایت شده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیَا الْمُكْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِه (5)؛ چهار كس هستند که من در روز قیامت شفیع ایشانم، اگر چه آورده باشند گناهان اهل دنیا را: بزرگوار دارنده ذریه من، و قضاكننده حاجتهاى ایشان، و سعىكننده از براى ایشان در وقت اضطرارشان، و دوست دارنده ایشان به دل و زبان خود. (6)
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:
لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَ یُوَقِّرْ كَبِیرَنَا وَ یَعْرِفْ حَقَّنَا. (7)؛ از ما نیست كسى كه بر صغیر ما (سادات) رحم نكند و بزرگ ما را احترام نكند و حق ما را نشناسد. (8)
و از حضرتش روایت است که:
اكرموا اولادى الصّالحون للَّه و الطالحون لى. (9)
گرامى دارید اولاد مرا خوبانشان را از براى خداوند و بدانشان را از براى من. (10)
در معراج السعاده می خوانیم:
و از جمله طوایفی که زیادتی تعظیم و اکرام ایشان لازم، و احترام ایشان متحتم است، سلسله جلیله سادات علویه است، که مودت و محبت ایشان، اجر رسالت، و مزدنبوت است.
و از حضرت رسالت پناهی - صلی الله علیه و آله - مروی است که: «شفاعت من ثابت است از برای هر که اعانت کند ذریه مرا به دست، یا زبان، یا با مال خود».
و فرمود:
«چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:
یکی: آنکه اکرام کند ذریه مرا.
دوم: آنکه حاجت ایشان را بر آورد.
سیم: آنکه سعی نماید از برای ایشان در وقتی که مضطر باشند.
چهارم: آنکه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت کند»
و فرمود:
«اکرام کنید خوبان ذریه مرا از برای خدا. و بدان ایشان را از برای من».
و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اکرام و تعظیم ایشان بی نهایت است. و آنچه مذکور شد از برای اهل ایمان کافی است. (11)
احترام به کودکان سادات
شخصی از اقوام «آیت الله میرزا جواد تهرانی» که از سادات محترم است نقل می کند:
روزی به دیدن آقا آمده بودم و به همراه من برادر کوچکم که در آن موقع سنش حدود 7 یا 8 سال می شد بود، داخل اطاق با آقا مشغول صحبت بودیم، هر چندگاه آقا با تمام قامت از جایشان برمی خاستند و می نشستند.
این ک
ار را چند بار با اندک فاصله ای تکرار کردند، وقتی دقت کردم فهمیدم علت قیام و قعود ایشان به خاطر برادرکوچکم می باشد، چون او بازیگوش بود و چندین باز از اطاق خارج شد و برگشت و هر نوبت که وارد اطاق می شد، آقا به احترام سیادت او می ایستاد و بعد می نشست.
بعد از اینکه متوجه قضیه شدم، دست او را گرفتم و پهلوی خودم نشاندم که دیگر رفت و آمد نکند تا مزاحم آقا نشود، ایشان با مهربانی و عطوفت فرمودند: « بگذار بچه آزاد باشد و مزاحم او نشو، آزادش بگذارید تا بازی کند.» (12)
دستتان را بدهید تا من به بوسم
«آیت الله میرزا جواد تهرانی» از عالمان ربانی و صاحب کرسی درس خارج بودند.
یک روز هنگام درس، سیدی سؤالی می کند، آقا پاسخ او را می دهند، ولی آن سید بزرگوار، جواب را قبول ندارند و آن مطلب را انکار می نماید، و آقا اصرار برصحت جواب دارند تا اینکه بحث داغ می شود، آقا کمی با صدای بلندتر پاسخ می دهند و آن سید جلیل القدر دیگر سکوت اختیار می کند؛ پس از اینکه درس تمام می شود، آقا نزد آن سید می روند و از او پوزش و عذرخواهی می کنند و به او می گویند:
«دستتان را بدهید تا من به بوسم که چرا من با فرزند زهرا (سلام الله علیها) با تندی صحبت نمودم.»
یک روز دیگر پای درس، شخصی که سید بود، چیزی گفت که بقیه، طلاب به حرف او خندید و او خجالت کشید و شرمنده شد، در آن موقع آقا طوری حرفهای او را تصحیح و توجیه کردند که آبروی سید نرود و او خجالت نکشد، از تمامی حرکات ایشان محسوس و معلوم بود که عشق و محبت و ارادتشان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار است. (13)
پی نوشت ها:
(1) شوری/23
(2) کتابخانه طهور
(3) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(4) الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص239
(5) جامع الأخبار، ص140، فصل101 فی إكرام أولاد النبی
(6) كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص35، فصل ششم در بزرگوار داشتن اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله
(7) بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج93، ص231، باب 27 مدح الذریة الطیبة و ثواب صلتهم؛ الأمالی (للمفید)، ص18، المجلس الثانی
(8) ارشاد القلوب- ترجمه رضایى، ج1، ص434
(9) جامع الأخبار(للشعیری)، ص140
(10) گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص79، احترام به سیدها
(11) معراج السعاده، ص433- 434
(12) کتاب خاطراتی از آیینه اخلاق
(13) همان
تهیه و فرآوری : حامد رهنما ، گروه حوزه علمیه تبیان
درس اخلاق امام خامنه ای در مورد رابطه بین توجه به دنیا و آخرت
ساده زیستی و سیره عملی علماء
من طالب او ، او طالب من!
کلید حل مشکلات
وبگردی
تخفیف ویزه دستبند و گردنبند طلا
سفر ارزان به پاریس ،هم اکنون
وارد شو ، عضو شو ، سکه بگیر
سکه ، هدیه ویژه به مشتریان وفادار
قیمت و امکانات هتل های خارجی را ببینیم
10 باشگاه پردرآمد جهان را بشناسید
تا ۷۰٪ تخفیف برای زیبایی آقایان
روش نوین کاشت ابرو
نظرات کاربران ( انتشاریافته:19 ,غیر قابل انتشار :2 ,در حال بررسی :0 )
ناشناس1396/06/14-12:02
سهم سادات را اگر به سادات فقیر می دادند دیگر سید فقیر نداشتیم بنده هم دو برادر بیکار دارم که خرج یکی را خودم می دهم یک بار هم کسی نیامده بگوید این هم سهم این سید
00
پاسخ
ناشناس1396/03/19-12:28
با سلام. غرض ما هم از سادات هستیم و الان غریب به 8 سال از زندگی مون می گذره و هنوز که هنوزه در گیر اقساط و هزینه های درمانی خویش و خانواده هستم و هیچ نهادی حتی برای تامین دارو خارجی بنده اقدامی نمی کند و در کنار بحث اجاره و اقساط تامین دارو هم معضلی شده. انشاالله آقا رسول الله شفیع ما باشه.
00
پاسخ
ناشناس1396/01/06-14:01
احترام به سادات بخاطر وصیت پیامبر و حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام است.علت این وصیت این بوده که سادات به عنوان یادگاران و یادبودان نسل ائمه بوده اند و اینکه سادات غالبا به عنوان مبلغان دینی وارد سرزمینهای دیگر میشدند و اینکه دشمنان همیشه دنبال از بین بردن نسل پیامبر بوده اند و بااین احترام ما وظیفه در حفظ نسل پیامبر داریم.در ضمن گوشت و پوست انها از حضرات پیامبران مانند ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله است
00
پاسخ
ناشناس1395/09/23-09:41
بنام خدا با عرض سلام خدمت همه دوستان خاصه سادات عزیز
عرض کنم طبق آیه 23 سوره شوری احترام سادات واجب است . نماز ما هم بدون احترام به سادات باطل است !! تعجب نکنید . ما در تشهد نماز باید صلوات بفرستیم و اگر عمدا"نفرستادیم نماز باطل است. آخر صلوات هم دارد « و آل محمد » آل هم همان اهل می شود . خوب اهل و خاندان پیامبر کیانند ؟ همین سادات . پس احترامشان واجب است . حالا اگر خدای ناکرده سیدی بدی کرد ، بگذارییم به حساب فرزند پیامبر بودنش و به خاطر پیامبر گذشت کنیم. چ/ن پیامبر (ص) فرمودند: سیدهای خوب را به خاطر خدا و سیدهای بد را به خاطر من دوست بدارید. و نکته آخر اینکه حساب و کتاب قیامت برای همه هست . سید و غیر سید ندارد. البته سی
دها با آتش عذاب نمی شوند . یا بگویم جهنم نمکی روند .عذاب دیگری برای سید های بد در نظر گرفته شده که شاید از جهنم بد تر باشد. به خاطر اینکه اینها فرزند پیغمبرند باید بیشتر گوش به حرف پیامبر بدهند. متشکرم.
10
پاسخ
رقیه 1395/05/05-13:28
اگه سیدی اینو خوند ممنون میشم بهم جواب بده....
من محبت حضرت فاطمه به نواده هاشو درک نمیکنم..
اصلا چرا باید چنین چیزی باشه...خب ما میگیم فاطمه زهرا اشرف مخلوقات..میگیم پیامبر با تبعیض نزادی مبارزه کرد حالا چطور میشه بیاد در مورد نزاد و نواده های خودش این جور بگه...
والا من قبلا به این چیزا اهمیت نمیدادم..
ولی روزگار باعث شد پسری که غاشقش بودم با یه سید که اتفاقا چند سال باهم دوست بودن ازدواج کنه..
من ول چون دختر سید بود ازش خوشم اومد ولی والا همین که پاشو پیش مادرشوهرش محکم کرد چادرشو کنار گزاشت...بعذش کم کم روسریش عقب رفت..ماشاالله ارایشم که میکنه.....
تا اونجا من میدونم همه این کارا خلاف شرع هست...
حالا چرااااا باید فاطمه زهرا این دخترو فرزند خودش بدونه...بهش محبت کنه...
خب اگه حضرت بخواد بهش نگاه خاصی کنه..چون از یک نزاد هستن..
پس کل دین رو هواس...
لطفا یکی جواب بده
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/09/19-20:00
و در ضمن اون احترامی که عامه مردم به سادات قائلند صرفا بخاطر آینه ک از حضرت رسول (ص) هستن وگرنه سادات معصوم نیستند و مثل بقیه مردم جایزالخطا هستن
00
ناشناس1396/02/12-23:40
این سفارشها بخاطر توجه به سادات در هرزمان و سید سادات امام زمان هرعصر وگسترش دین واحترام به پیغمبر ص است وقتی به کسی ارادت داری و دستت به او نمیرسه به بچه هاش احترام میگذاری و این احترام را مردم احترام به پدر میشمارند و پدر هم این را احترام به خود میداند
وبویژه برعکسش هم بی احترامی همینطور هست
ضمن اینکه با این همه تاکید میبینیم چقدر ظلم کرده اند به فرزندان پیامبر پی به خباثت وپستی قاتلان امامان معصوم میبریم و هدف اصلی همین است در آخر دعای توسل دشمنان امامان دشمنان خدا شمرده شده اند . زیرا این دشمنان چون دستشان به پیغمبر و بهطرق اولی به خدا نمیرسید به منسوبان آنان ظلم کرده اند
00
alavi_m1396/04/10-15:57
حتی تو قرآن خطاب به منسوبین پیامبر آمده و تهدیدشون کرده که خطاهاشون دوبرابر عذاب داره...
00
پاسخ
ناشناس1394/09/27-03:11
هیچ فرقی بین بندگان خدا نیست
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1394/11/16-00:24
تو درک این حرفارو نداری بچه جون
30
ناشناس1395/02/21-01:57
قبل این عالم،عالم دیگه ای بوده،و انتخواب ما تو اون عالم باعث شده یه فرقایی باشه،ولی بازم فرصت انتخواب هست،مثلا میشه از یه سادات فضیلتت پیش خدا بیشتر باشه
20
ناشناس1395/09/19-19:56
هیچ فرقی بین بنده های خدا نیست خواهر یا برادر عزیزم.
00
پاسخ
ناشناس1394/09/05-09:22
سلام من ی سید هستم 4سال متاهل شدم ولی الان بیکارم 4ماه قسطم عقب افتاده شمابگید من چیکارکنم
00
پاسخ کاربران به این نظر
ناشناس1395/02/21-01:58
شماره کارت بده😌
10
پاسخ
ناشناس1394/04/07-01:07
درود خدا و مردمانش بر ذریه پاک رسول خدا.
20
پاسخ
ناشناس1394/02/17-01:11
عالی بود
10
پاسخ
ناشناس1393/12/11-13:14
عالی
10
پاسخ
بیشتر
-
وبگردی
فستیوال فساد؛ فساد در این کشورها بیداد میکند
تعدادبازدید
تاکنون 8666329519
اکنون 4213
روابط عمومی - صفحه اصلی - نقشه سایت - درباره ما - ارتباط با ما
Copyright © 2012 . All right reserved
بازدید
34275 تاریخ بروزرسانی 1389/05/12
اشتراک گذاری
خلاصه پرسش
دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟
پرسش
در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟
پاسخ اجمالی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، احتراماً سید گفته مىشود.
دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،
البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.
پاسخ تفصیلی
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مىرسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».[3] را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]
2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]
3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».[6]
گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
1.در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مسا
وی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]
2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.[8]
[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
[3] . شوری، 23.
[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق.
[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.
پرسش های مرتبط
شهر سوال
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فرم جستجو جستجو
پاسخگویی آنلاینمنوی ثانویهعضویت ورود
چرا از نظر اسلام مقام سادات بیش از دیگران است؟
ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۳/۶ - ۷:۵۵
در اسلام، شرافت و کرامت انسان ها، به نسب آنها مربوط نیست. بلکه کرامت و شرف هر انسانی در گرو اعمال خود اوست:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[حجرات/۱۳] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیله ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»
امام على علیه السلام می فرمایند: چنگ زدن به كانونهاى فضیلت، از كمال شرافت است.[۱]
حضرت علی (ع) می فرمایند: هر آن كس كه پَستى اَدَبش او را پست گرداند شرافت تبارش او را بلندى نمى بخشد.[۲]
حتی در جایی که شرف ائمه یاد می شود، اهل بیت (علیهم السلام) علت آن را ذکر می کنند تا مردم بدانند که سبب اصلی شرف چیست: مردى بحضرت رضا (ع) عرض كرد بخدا قسم كه در روى زمین از جهت پدر احدى با شرف تر از تو نیست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ایشان را بهره مند گردانید.[۳]
اما وقتی یک شخص در مقام انتساب به اهل بیت دیده می شود، (سید بودن او مد نظر است) احترام بیشتر به او، جهت در نظر گرفتن نسبت اوست. و دلیلی برای پاسداشت حرمت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد. همانگونه که اگر فرزند یکی از دوستان عزیز خود را ببینیم، به خاطر پدرش او را تکریم می کنیم. اگر چه هیچ نوع عمل خلاف ظابطه ای انجام ندهیم.
این نوع مواجهه سبب تکریم شعائر است و یاد اهل بیت (علیهم السلام) را در جامعه زنده تر می کند و از همین جهت نیکوست.
با توجه به این توضیحات، می توانیم به بعضی از فرق ها بین سادات و غیر آنها دقت کنیم و بنگریم که علی رغم این فرق ها، بی عدالتی ای بی آن ها و سایر افراد جامعه به وجود نمی آید:
۱. در زمینۀ مالی: نیمی از خمس به سادات اختصاص داده شده است. اما این فرق، سبب بی عدالتی نیست، چونکه :
اولاً: سهمی كه در خمس برای سادات معین شده فقط به نیازمندان آنها اختصاص مییابد، آن هم به اندازه رفع نیاز آن ها، بنابراین تنها از كار افتادگان، بیماران، كودكان یتیم و یا افراد دیگری كه به علّتی مشكل مادی از نظر هزینه زندگی پیدا كردهاند، حق استفاده از آن را دارند.
ثانیاً: مستمندان و نیازمندان سادات، حق استفاده از زکات را ندارند و زکات برای جبران نیازهای مالی غیر سادات است. در واقع سادات منبع مالی متفاوتی دارند، نه اینکه حق بیشتری داشته باشند.
ثالثاً: اگر سهم سادات در خمس، از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ملحق کرد و در مصارف دیگر مصرف نمود.
این فرق می تواند حکمت هایی داشته باشد مثل اینکه بهانهای به دست مخالفان نیفتد كه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط كرده است، چون زکات مالیاتی است که حکومت از مردم اخذ می کند. و البته دلایل این تفاوت هر چه باشد، منجر به بی عدالتی نمی شود.
حتی شاید سادات در این فرق احساس محرومیت نیز بکنند: امام صادق ع مىفرمایند:" جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر ص رسیدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمعآورى زكات چهار پایان كنند و و گفتند این سهمى را كه خداوند براى جمعآورى كنندگان زكات تعیین كرده است، ما به آن سزاوارتریم پیامبر ص فرمود: اى" بنى عبد المطلب" زكات نه براى من حلال است، و نه براى شما ولى من به جاى این محرومیت به شما وعده شفاعت مىدهم .... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین كرده راضى باشید (و كار به امر زكات نداشته باشید) آنها گفتند راضى شدیم.[۴]
[ر.ك: تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۸۲؛ دارالكتب الاسلامیة/ پرسشها و پاسخهای مذهبی، آیت اللّه مكارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۲، انتشارات نسل جوان.]
۲. در امور و مناصب اجتماعی: در این زمینه هیچ فرقی بین سادات و غیر آنها نیست. و قرار گرفتن امامت در خاندان پیامبر (ص) نیز دلیل اختصاص جایگاه ویژه به خاندان پیامبر (ص) به دلیل انتساب خانوادگی آنها نیست. امامت نیاز به عصمت دارد و عصمت را تنها خدای متعال تشخیص می دهد و شخص آن را متعین می کند. و دلیل کسب این جایگاه، طهارت شخص و دوری او از هر نوع آلودگی است. و دقت در درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدا، برای امام شدن ذریه اش و پاسخ خدای متعال نشان می دهد که در این امر، رابطه خانوادگی تعیین کننده نیست.
«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ[بقره/۱۲۴] (ب
ه خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمى رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»
۳. در فضایل و پاداش اخروی: در این مساله، انتساب خانوادگی به پیامبر (ص) تنها سبب سنگین تر شدن، مسئولیت ها می شود. همانگونه که قرآن این مساله را درباره زنان پیامبر (ص) بیان کرده است:
«یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً * وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَریماً[احزاب/۳۰-۳۱] اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. * و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ایم.»[۵]
امام رضا (ع) در جایی که متوجه می شوند، برادرشان بر دیگران به دلیل نسبش فخر می فروشد، به ملاک اصلی توجه می دهند که تنها عمل خود شخص معتبر است و می فرمایند: اینكه موسى بن جعفر علیهما السّلام پدرت اطاعت خدا كند، روزها را روزه بگیرد و شبها را بنماز و عبادت پردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا كنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس بدون تردید تو عزیزتر از او در نزد خدا باشى (چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بى طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته اى در حالی که این گونه نیست) آرى علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرموده است: براى نیكوكار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدكار ما دو چندان عذاب و جریمه.[۶]
در موضعی دیگر امام رضا (ع) به برادر خود که مرتکب اعمال خلافی شده است، این گونه می فرمایند: اى زید از خدا پروا كن و بدان كه ما این موقعیّت را نزد خدا و خلق بدست نیاوردیم مگر از راه تقوى و پرهیزكارى، و هر كس تقوى نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نكند از ما هرگز نخواهد بود، و ما نیز از او نیستیم.[۷]
[۱]. غرر الحكم: ٩٣٥٧.
[۲]. غرر الحكم: ٨١٤٢.
[۳]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۶.
[۴]. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸۶ به نقل از تفسیر نمونه.
[۵]. ر.ك: بررسی مسائل كلی امامت، ابراهیم امینی، ص ۵۵، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلام / پیام قرآن، آیت...مكارم شیرازی و دیگران، ج ۷، ص ۱۹۴، ج ۹، ص ۲۷، دارالكتب الاسلامیة.
[۶]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۲.
[۷]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص: ۲۳۴.
کلام و عقاید›دین و فرقه شناسی›ادیان›اسلام
Facebook Twitter Google+ Pinterest PrintFriendly اشتراک
اشتراک نظرات بازدید: ۷۲۱۸
رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)
آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمیکنم.(8)
حکایتی از شأن عظیم سادات
روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.
می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.
نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.
می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستان اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)
پی نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوری، آیه 23
3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823
4.عیون الاخبارالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالی، طوسی، ص355
8.الأمالی، صدوق، ص294
فرآوری: محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
احترام به سادات
بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)
احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرمودهاند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل میکرد: گاهی فرزند خود را بهعنوان تأدیب کتک میزدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش میآمد.
حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام به شخصی که به یکی از سادات بیاعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بیاعتنایی من به او، بهخاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمیبایست چنین میکردی!
در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵
احترام سادات اهلبیت
سادات طبق آنچه در کتاب فضائل السادات آمده، افرادی هستند که از اولاد عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که جد حضرت رسول(ص) است بوده باشند و فرقی از این جهت بین مرد و زن نیست ولی این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر اکثر علمای شیعه بر این عقیدهاند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر.
بنابر حدیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.
و امام(ع) در این خصوص به آیه{p - کافی، ج 1، ص 540. P} شریفه »اُدْعُوهُمْ لِابائِهِمْ...« استناد کردهاند.
طبق آنچه که بیان شد ریشه سادات به حضرت عبدالمطلب و هاشم جدّ اعلای{p - احزاب، آیه 5. P}
پیامبر گرامی اسلام بر میگردد و طبیعی است که هاشم و عبدالمطلب فرزندان زیادی داشتهاند که از جمله آنها عبدالله پدر پیامبر(ص) و ابوطالب پدر علی(ع)؛ عباس، عموی پیامبر و... میباشند و لذا نسل سادات از آنها شروع میشود ولی از آنجا که خداوند اراده نموده است پیامبر(ص) ابتر (مقطوع النسل) نباشد چون فرزند پسری نداشت لذا کوثر یعنی فاطمه(س) را به آن حضرت بخشید که ریشه سادات فاطمی از ایشان و حضرت علی(ع) است و فرزندان و نسل حضرت علی(ع) از دیگر همسران آن حضرت را سادات علوی گویند و آنچه که روشن است شرافت و عظمت ساداتی که اعقاب آنها به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر میگردد بیشتر از دیگر سادات است زیرا از ناحیه پدر و مادر به آن ذوات مقدسه منتسب میشوند. اگر چه بعضی از بزرگان فرمودهاند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل میگردد و فرزند از طرف مادر سید میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتری میتوانید به کتاب فضائل السادات مراجعه نمایید.
زیارت امام حسین ع و این همه ثواب ؟
سيد بحر العلوم رحمت الله عليه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه اُفتاد ، در بين راه راجع به اين مسئله كه گريه بر آقا امام حسين عليه السلام گناهان را ميآمرزد فكر ميكرد ، همان وقت متوجه شد كه شخص عربي ، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد بعد پرسيد :
🍃 « جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفتهاي ؟ و در چه انديشهاي ؟
🍃 اگر مسئله علمي است بفرمائيد شايد من هم اهل باشم ؟ »
🍃 سيد بحر العلوم عرض كرد در اين باره فكر ميكنم كه چطور ميشود خدايِ تعالي اين همه ثواب به زائرين و گريه كنندگان حضرت سيد الشهداء عليه السلام ميدهد ، مثلاً در هر قدمي كه در راه زيارت برميدارند ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملشان مينويسند و براي يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيرهشان آمرزيده ميشود ؟!
🍃آن سوار عرب فرمود ؟
« تعجّب نكن !
من براي شما مثالي ميآورم تا مشكل حل شود ، سلطاني به همراه درباريان خود به شكار ميرفت ، در شكارگاه از لشكريان دور شد و به سختي فوق العادهاي اُفتاد و بسيار گرسنه شد ، خيمهاي را ديد ، وارد آن خيمه شد ، در آن سياه چادر ، پير زني را با پسرش ديد ، آنها در گوشه خيمه بُز شيردهي داشتند و از راه مصرف شير اين بز زندگي خود را ميگذراندند ، وقتي سلطان وارد شد او را نشناختند ولي به خاطر پذيرائي از مهمان ، آن بز را سر بريدند و كباب كردند ، چون چيز ديگري براي پذيرائي نداشتند .
🍃 سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد از ايشان جدا شد و هر طوري بود خودش را به درباريان رساند و جريان را براي اطرافيان نقل كرد ، در نهايت از ايشان سؤال كرد ؛ اگر من بخواهم پاداش ميهمان نوازي پيرزن و فرزندش را داده باشم چه عملي بايد انجام بدهم ؟
🍃 يكي از حضّار گفت :
به او صد گوسفند بدهيد ؟
ديگري كه از وزراء بود گفت :
🍃صد گوسفند و صد اشرفي به او بدهيد و يكي ديگر گفت:
🍃 فلان مزرعه را به ايشان بدهيد .
🍃 سلطان گفت: هر چه به آنها بدهم كم است ، اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كردهام ، چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند ، من هم بايد هر چه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود »
🍃 بعد سوار عرب به سيد فرمود :
« حالا جناب بحر العلوم حضرت سيد الشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عيال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت ، همه را در راه خدا داد .
🍃 پس اگر خداوند به زائرين و گريه كنندگان آن حضرت اين همه اجر و ثواب بدهد نبايد تعجب كرد .
🍃 چون خدا كه خدائياش را نميتواند به سيد الشهداء عليه السلام بدهد ، پس هر كاري كه ميتواند آنرا انجام ميدهد ، يعني با صرف نظر از مقامات عالي خودِ امام حسين عليه السلام به زوّار و گريه كنندگان آن حضرت هم درجاتي عنايت ميكند ، در عين حال اينها را جزاي كامل براي فداكاري آن حضرت نميداند »
وقتي شخص عرب اين مطالب را فرمود ، از نظر سيد بحر العلوم غائب شد و بعد ايشان متوجه ميشود كه آن سيد عرب آقا امام زمان عليه السلام بوده است .
🍃منبع 👈🏼 « عبقري الحسان ، تأليف: آيت الله حاج شيخ علي اكبر نهاوندي ، ص 226 »
مرقدامام و این همه هزینه ؟
هرثانیه به اندازه ی سالی بر او سخت می گذشت و کسی از راه رسید و گفت وای چه سیبهایی له شده است و ...!
✍حال کشور در آماج تیرهای ستم ترامپهاست
زلزله ای وحشتناک غرب آن را زخمی کرده است
جوانان تحصیل کرده ی فراوانی بی کار و درمانده شده اند.
ازدواجها تاخیری و گاه تعطیل شده اند !
موسساتی چون ...دردسرساز شده اند
و
دارای چند ده هزار مریض ایدزی شده ایم
کمبود آب و بارانهای آسمانی دامنگیرمان شده است
و...
چه جالب برخی از رییسها خونسردانه بحث می کنند
بازور نمی توان مردم را به بهشت برد
و
دیگری می گوید
عده ای گفتند نمی توانیم با زور مردم را به بهشت ببریم!
آن یکی می فرماید جای ستاره ها در آسمان است
و
آن دیگری بعد از چند ساله شدن برجام می گوید
اگر مدرس بود آیا می گذاشت برجام در بیست دقیقه تصویب شود؟!
این یکی بست نشین می شود
و آن دیگری قوه قضاییه را می کوبد
و
آن سومی می گوید گویا فلانی قرص روانگردان خورده است.
این یکی از زلزله و مقاوم نبودن مسکن مهر می گوید
این دیگری خالصانه لعنی بدون قصد توهین می فرستد
این یکی می گوید چرا از فلانی حمایت کردید؟
چرا بعد از هشت سال او را منحرف دانستید
این دیگری می گوید امام علی ع از زبیر تعریف کرد و چون او مردود شد در مقابلش ایستاد
و
اگر شما در آن زمان بودید در مقابل امام علی ع هم می ایستادید
و
این یکی می گوید اصولگرایم
دیگری می گوید اصلاح طلبم
سومی می گوید اصولگرا و اصلاح طلب یعنی چه ؟ این تقسیم بندی ها نوعی قبیله گرایی است و من تقسیم مرد و نامرد را می پسندم
و...
راستی
در چنین فضایی کی و چگونه به دردهای اصلی کشور توجه خواهد شد؟!
@seratsadegh
حرم امام خمینی ره و این همه هزینه ؟
چند صباحی است سخنانی از جناب دانشمند در مورد حرم امام خمینی ره در قالب کلیبی دست به دست می شود که خلاصه اش این است امام ساده بود و چرا این همه پول خرج حرم او شده است؟
در این باره می توان گفت:
قبل از پیدایش حرامیان داعشی به حرم امام رفتم و بعد از تفتیش بدنی اجازه ورودم را دادند.
مسئولی از حرم فرمود حاج آقا اگر امری داشتید در خدمتم .
گفتم امری ندارم ولی پرسشی دارم .
و آن اینکه ما طلبه ها حرم امام رضا ع که می رویم بدنمان را بازرسی نمی کنند ولی چرادر حرم امام خمینی ره بازرسی می کنند؟!
فرمود : این حرم از سوی دشمنان خیلی تهدید می شود و پاسداری از آن توسط سپاه انجام می شود."
واقعا حرم امام محبوب دوستان و مبغوض دشمنان است .
در مورد انتقاد جناب دانشمند می توان گفت:
آیا هزینه هایی که در حرم امام شده است فقط و فقط صرف قبر امام شده است؟
یا از حرم امام علاوه بر اینکه آرامگاه اوست به مکانی بزرگ برای اجتماعهای عظیم از آن استفاده می شود؟
آیا تهران به چنین مکان های بزرگی نیاز ندارد ؟
مثلا در شبهای قدر چه در سالهای گذشته و چه در آینده چه جمعیتی در آن جای داده شده است و جای داده خواهدشد؟
آیا آن پولها فقط صرف آرامگاه امام شده و می شود و یا در آن مکان مجموعه هایی عام المنفعه ای دیگری هم به وجود آمده است که دلنواز پابرهنگان شده است؟
بنابراین
حرم امام علاوه بر این که آرامگاه اوست مکان و مسجدی بزرگ است . دارای بازار و ...است
و
در مناسبتهای گوناگونی مورد استفاده عموم مردم قرار می گیرد
علاوه بر این جایی است برای پابرهنگان همان کسانی که به تهران می رروند و جایی و پولی برای هتل ندارند.
به یقین تهرانی ها و نسلهای آینده نیز به آن حرم خیلی نیازمند خواهند شد
هم حرم است
هم مسجد است
هم ...
آیا آن حرم به نمادی برای عظمت و بزرگداشت نظام جمهوری اسلامی تبدیل نشده است؟
آن روزی که امام رحلت کرد اگر گفته می شد صدها برابر این مبالغی که خرج حرمش شده است برای بارگاهش هزینه خواهد شد جز طنین رضایت و سکوت چیزی دیده و شنیده نمی شد اما اکنون ...
و
در چند سال آینده ، ای بسا گفته شود چرا امام فلان تصمیم کلان را گرفت؟!
چرا از ولایت فقیه گفت ؟!
چرا ...؟
یادمان باشد نسبت به حرم امامان معصوم و حضرت معصومه علیهم السلام هم چنین حرفهای زده شد و دلهایی را چرکین کردند.
حضرت پیامبر(ص) و امام رضا (ع) و...هم ساده بودند و زندگی ساده ای داشتند اما اکنون حرم و بارگاه دارند.
از همه بالاتر
خود خدای توانا هم ساده زیستی را پسندیده است اما چه هزینه ها که در آنجا نشده است .
و یادمان باشد در این ایام همه ارکان نظام و انقلاب و ارزشها آماج شبهات و نیشها و تیرها قرار گرفته اند.
حملات به سپاه و ...و کلیب هایی که در مورد روحانیت و ...دست به دست می شود و ...فقط گوشه ای از حملات و تلاش برای استقرار شبهات است.
البته آنچه گفته شد مربوط به وجود اصل حرم است ولی دقت در مدیریت و جد وجهد کردن برای این که هیچ گونه اسرافی در ساخت و ساز آن صورت نگیرد کاری خداپسندانه است و بزرگان کشور برای همیشه باید برای آن حرم امام رحمت الله علیه بهترین و محکم ترین تصمیمها را بگیرند.
@seratsadegh
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت
✍گفتم ز چه آیا طرب از ما رفته ست
شوق از سر و ذوق طلب از پا رفته ست
بر چهره چو نردبان چینها دیدم
معلومم شد که عمر بالا رفته ست!
بر درگه خلق بندگی ما را کشت
هر سو پی نان دوندگی ما را کشت
فارغ نشویم یک دم از فکر معاش
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت @seratsadegh
پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ویرانی است.
منبع: کنز العمال ،جلد 15،صفحه 405✍✍✍
✍ برای برخیها حلال و حرام فرقی ندارد ! و از گفتن پندار غلط خود نیز ابایی ندارند و حتی فقط خود را زرنگ و اهل فکر می دانند و زندگی حلال خواران را به تمسخر می گیرند !
اما خاتم رسولان الهی (ص) فرموده اند که یک سنگ حرام اگر در ساختمانی به کار رود مایه ی نابودی همه ساختمان خواهد شد.
راستی
اگر کسی نیاز بدنش را از لقمه های حرام تامین کند چه خواهد شد؟!
و
اگر پدر و مادری شالوده فرزندان خویش را بر حرام پایه گزاری کنند چه خواهد شد؟!
@seratsadegh
سیدمهدی قوام ره
سید مهدی قوام از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران بود . هر کس که میشناختش می گفت مرد خدا بود . همه به ایشان ارادت داشتند . یکی تعریف میکرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازهی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند که باور کردنی نبود. زار زار گریه میکردند و سرشان را میکوبیدند به تابوت… @seratsadegh
شهید مطهری در باره شخصیت جناب قوام نوشته اند :
مرحوم آقا سیدمهدی قوام ، واقعا مرد وارسته و دارای ذوق لطیف و عالیی بود .
سپس می فرماید برایم نقل کردند که آن مرحوم با ذوق لطیف و عالی آیه ی شریفه
زیر را بر بدن انسان تطبیق می داد:
و من اظلم ممن منع مساجدالله ان یذکر فیها اسمه ،
ستمگر تر از آنکه مانع می شود از اینکه یاد و نام خدا در مساجد برده نشود کیست؟
او این آیه را تطبیق می داد بر این که بدن و اندام هرکسی مسجدی است برای روح او.
و
این مسجد باید جای ذکر خدا باشد و مانع شدن به هر شکلی از این که بدن ظرفی برای ذکر خدا باشد ظلم و ستم است."
الهی پیوسته بدنمان مسجد روحمان باشد .
منبع آشنایی با قران کریم
شهید مطهری
@seratsadegh
آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند:
آقا سید مهدی قوام رضوان الله تعالی علیه مرد بسیار یزرگ و با سعه صدری بود، اعجوبه ای بود! شبی دزدی وارد منزلش می شود همین که فرشی را جمع کرده و در حال بردن بود آقا سید مهدی بیدار می شود، با کمال خونسردی به او می گوید:
می خواهی این فرش را چه کنی؟ دزد می گوید: می خواهم آن را بفروشم.
آقا سید مهدی می گوید: اگر بفروشی آن را از تو خوب نمی خرند، من آن را به تو مباح کردم، حلالت باشد. برو آخر بازار عباس آباد، بگو سید مهدی فرستاده! آن را بفروش و برو کاسب شو!
بعداً دیدند همان شخص، اهل عبادت و تقوی شده و از همان فرش کاسبی و مغازه راه انداخته است.
@seratsadegh
یخ آب می شود گریه می کنیم اما عمر ...؟
سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که یهو یه چیزی توجهش رو جلب میکنه. می شنوه که یه شخص داره های های داد میزنه و گریه میکنه…..
میره جلو تر و میبینه که تو میدون شهر هیچ کاسبی نمونده به جز یه یخ فروش که داره داد میزنه: که آهای مردم بیایید یخ های منو بخرین،این همه سرمایه ی منه، سرمایه ام داره آب میشه و از بین میره…
وقتی سید اون صحنه رو میبینه همه یخ های اون مرد رو میخره و خودش هم میشینه کنار دست اون مرد یخ فروش شروع میکنه به گریه کردن…
مرد یخ فروش میپرسه شما چرا گریه میکنی؟
سید میگه تو با این کارت چه درسی به من سید مهدی دادی….. تو یخ هات داشت آب میشد این همه داد زدی گریه کردی…..
من چیکار کنم که عمرم آب شد….
@seratsadegh
سادات منسوب به ....؟
پاسخ: بر اساس شجره نامه اى که معمولًا سادات شیعه دارند، نسب آنها به یکى از ائمه معصومین مى رسد. واضح است که چون بقیه امامان، فرزندان على و فاطمه علیهما السلام هستند، این شجره به راحتى به امام اول شیعیان و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام متصل مى گردد.
اما این استدلال که «چون عقبه و نسل هر فرد از طرف اولاد مذکر است و اولاد اناث، آدمى را به اجداد و نسلهاى قبلى وصل نمى کند، از طرفى چون حضرت محمد صلى الله علیه و آله نیز نسلى از اولاد ذکور نداشته است، لذا سادات از نوادگان ایشان نیستند»، یک اعتقاد نادرست و یک شبهه است.
دلیل اوّل:
امام موسى کاظم علیه السلام مى فرماید: روزى در مجلس هارون الرشید - خلیفه عباسى - وارد شدم. از من سؤالاتى را پرسید که یکى از آنها همین سؤال بود، چنین پاسخ دادم:
خداوند در قرآن مجید مى فرماید: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیى وَ عِیسى وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ؛ ۱ از این آیات نتیجه مى شود: اولاد نوح و ابراهیم، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس، همگى از صالحین اند. اما چون از براى عیسى مسیح پدرى نبود، خداى تعالى او را از طریق حضرت مریم از ذرارى انبیا قرار داد. همانطور نیز ما را از طرف مادرمان فاطمه علیها السلام از ذریه پیغمبر اسلام قرار داده است. این تفسیر را امام فخر رازى از علماى اهل تسنّن در جلد چهارم تفسیر کبیر درباره همین آیه آورده است. او نیز حسن و حسین علیهما السلام را از طرف مادر، ذریه رسولاللَّه صلى الله علیه و آله مى داند.
دلیل دوّم: آیه مباهله
در آیه شریفه آمده است: فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ؛ هرکس درباره عیسى با تو در مقام مجادله برآید، بعد از آنکه با وحى خدا به احوال او آگاهى یافتى، به آنها بگو: بیایید بخوانیم پسرانمان و پسرانتان، زنهایمان و زنهایتان، و کسانى را که به منزله نفس ما هستند، و خودتان را، آنگاه با هم مباهله نماییم تا دروغگویان و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. ۲ به دلیل آنکه در وقت مباهله به جز على بن ابىطالب، فاطمه، حسن و حسین علیهما السلام کسی دیگر به همراه پیغمبر نبوده است لذا در این آیه مراد از «أَنْفُسَنا» امیرالمؤمنین على علیه السلام، مراد از «نِساءَنا» فاطمه زهرا علیها السلام و مراد از «أَبْناءَنا» حسن و حسین اند که خداوند آنان را پسران پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نامیده است. حال که به استناد آیه فوق، حسن و حسین فرزندان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى باشند. پس معلوم مى شود که جمیع سادات بنى فاطمه مفتخر به این افتخار بزرگ بوده و تماماً از ذرارى پیامبر عظیمالشأن اسلام مى باشند.
ابن ابى الحدید معتزلى در شرح نهج البلاغه و ابوبکر رازی در تفسیر آیه مباهله، باتوجه به جمله «أَبْناءَنا» به همین طریق استدلال مى کنند که: همانطور که خداوند در قرآن مجید، عیسى مسیح را از طریق مادرش مریم از ذریة ابراهیم خوانده است، حسن و حسین علیهما السلام از طرف مادرشان فاطمه علیها السلام پسران پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى باشند.
دلیل سوّم
محمدبن یوسف گنجى شافعى در «کتاب کفایة الطالب»، ابنحجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه» از طبرانى از جابر بن عبداللَّه انصارى و خطیب خوارزمى در مناقب، حدیثزیر را از ابن عباس از پیامبر نقل مى کنند «خداوند عزوجل ذریه هر پیغمبری را در صلب او قرارداد و ذریه مرا در صلب على ابن ابى طالب قرارداد.»
۳
دلیل چهارم:
خطیب خوارزمى در مناقب و امام احمد حنبل در مسند و میرسیدعلى همدانى شافعى در مودةالقربى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله چنین نقل مى کنند «این دو فرزندم حسن و حسین، ریحانه هاى من مى باشند و هر دوى آنها امامند؛ خواه قائم به امر امامت باشند، خواه ساکت و نشسته.» ۴
دلیل پنجم:
ابن حجر مکى در صواعق و محمدبن یوسف گنجى شافعى در کفایةالطالب از خلیفه دوم عمر بن الخطاب نقل مى کنند که گفت: از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمود:
«هر حسب و نسبى به جز حسب و نسب من در روز قیامت منقطع است. عصبه هر اولاد دخترى از جانب پدر است، مگر فرزندان فاطمه علیها السلام که من پدر و عصبه(۵) آنها مى باشم.» ۶
پی نوشت:
۱ - انعام / ۸۴ و ۸۵.
۲ - آل عمران / ۶۱.
۳ - معجم الکبیر، ج ۳، ص ۴۴؛ جامع الصغیر، ج ۱، ص ۲۶۲؛ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۶۰۰؛ شبهاى پیشاور، ص ۱۰۵: «إنّ اللَّه عزّوجلّ جعل ذریة کلّ نبیّ فی صلبه و جعل ذرّیتی فی صلب علیّ ابن أبیطالب».
۴ - کنز العمال، ج ۱۲، ص ۱۱۲؛ شبهاى پیشاور، ص ۱۰۶: «ابنای هذان ریحانتان، قاما أو قعدا».
۵ - عُصبه: در اصل پسران و خویشاوندان مذکر از جانب پدر را گویند.
۶ - کنز الفواید، ص ۱۶۷، السیدة فاطمة الزهراء، ص ۶۱؛ افحام الأعداء والخصوم، ص ۷۷؛ شبهاى پیشاور، ص ۱۰۶: «إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یَقُولُ کُلُّ حَسَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَا خَلَا حَسَبِی وَ نَسَبِی وَ کُلُّ بَنِی أُنْثَى عَصَبَتُهُمْ لِأَبِیهِمْ مَا خَلَا بَنِی فَاطِمَةَ فَإِنِّی أَنَا أَبُوهُمْ وَ أَنَا عَصَبَتُهُمْ».
7-پاسخ به شبهات درشبهای پیشاور،ص10و11.
شب جمعه
بدترین مردم
کسی که به تنهایی می خورد
(یعنی کاری می کند که فقط خودش ببرد و استفاده کند و خیرش به دیگری نرسد )
کسی که بنده اش را می زند
(یعنی به زیر دستش رحم نمی کند.)
کسی که تنها مسافرت می کند (یعنی باعث سیر و سفر دیگری نمی شود .)
بدتر از این سه گروه کسی است که خیری ندارد و باید از شرش ترسید.
(حتی گاهی باید به او احسان کرد تا از شرش در امان ماند.)
بدتر از این گروه کسی است که دنیا را تحصیل می کند به قیمت از دست دادن آخرتش !
بن سلمان عربستان را یزید عصر و
صدامک ، خواندند ولی سعدحریری نخست وزیر لبنان او را اصلاحگر بزرگ خوانده است!
البته بر بن سلمان سخت نگیرید چون فرزندانش در عربستان گروگان گرفته شده اند تا به ایران حمله کند و محمدبن سلمان را اصلاحگر بزرگ بخواند .
او حتی نمی تواند بگوید در عربستان چه بر سرش آوردند از اینرو گفت برای همیشه نخواهم گفت در عربستان بر من چه گذشت.
@seratsadegh
باز شب جمعه رسید و باز دلتنگ رفتگان شدم .
کاش فقط دلم برای آنها تنگ می شد .
باورکنید
بیش از آنها دلم برای خودم می سوزد .
دلم می سوزد چون دنیا جایی برای قرار و ماندن همیشگی نیست .
او حتما مرا هم خواهد برد اما نمی دانم به کجا آباد و یا ناکجا آباد خواهد برد!
دلم برای خودم می سوزد چون نام و چشیدن مرگ لرزه بر هراندامی و انسانی می اندازد .
ای خدای بزرگ نکند مرگ بر سراسر وجودم لرزه بیندازد و سپس به برزخ منتقلم کند و چون چشم باز کنم اصلا جایی برای ماندن و زیستن نبینم!
خدایا در آن آخر آخرها مرگی دلنواز و قرارگاهی سرشار از آرامش نصیبم کن.
✍✍چند روایت در مورد شب و روز جمعه :
✍ به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده: هركه روز جمعه را دريابد، بايد به كارى جز عبادت نپردازد، چه در اين روز خدا گناه بندگان را مى آمرزد و رحمت خويش را بر آنان نازل می كند.✍✍✍✍✍✍✍
✍
از رسولان خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده: كه شب و روز جمعه بيست وچهار ساعت است و حق تعالى در هر ساعت آن ششصد هزار تن را از دوزخ آزاد مى كند.
✍✍✍✍
و از امام صادق عليه السّلام وارد شده:
كه هركه ما بين ظهر روز پنجشنبه تا ظهر روز جمعه از دنيا برود، خدا او را از فشار قبر پناه دهد.
و
فرمود:
آنگاه كه برادران يوسف از حضرت يعقوب عليه السّلام درخواست كردند تا براى آمرزش گناهانشان از خدا طلب بخشش نمايد، گفت: (سوف استغفر لكم ربّى يعنى: از پروردگارم برای شما طلب آمرزش خواهم كرد) و اين تأخير به آن سبب ود كه اين درخواست در سحر شب جمعه واقع گردد تا دعايش اجابت شود.
✍✍✍✍✍
از امام صادق عليه السّلام روايت شده:
در شب جمعه از گناه دورى كنيد كه عقوبت گناهان در ان شب دو چندان است، همان گونه كه پاداش كارهاى نيك در آن شب دو برابر است. @seratsadegh
خداوند تا صبح صدایت می زند✍
ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: به راستی خدای بلندمرتبه، هر شب جمعه از بالای عرش تا صبح ندا میدهد:
آیا بنده مؤمنی نیست كه مرا برای دنیا و آخرتش قبل از طلوع فجر بخواند، پس من جوابش دهم؟
آیا بنده مؤمنی نیست كه از گناهانش قبل از طلوع فجر توبه كند من توبه او را بپذیرم؟ آیا بنده مؤمنی نیست كه از نظر روزی در تنگنا باشد و از من درخواست زیادت كند پیش از طلوع فجر، من نیز [بر رزق او] بیفزایم و بر او توسعه دهم؟
آیا عبد مؤمن بیماری كه شفای خود را قبل از طلوع فجر بخواهد، نیست تا شفایش دهم؟
آیا بنده مؤمن زندانی غمناكی نیست كه درخواست آزادی از حبس كند قبل از طلوع فجر، سپس من آزاد و رهایش بنمایم؟
آیا بنده مؤمنی كه مظلوم واقع شده نیست كه از من درخواست كند تقاص ظلم او را بگیرم، و من یاریاش كنم و مظلمههای او را پس بگیرم؟
امام باقر (علیه السلام) فرمود: این ندا مرتب تا طلوع فجر ادامه دارد.(وسائل الشیعه، ج 5، ص 73 و 74)
@seratsadegh
آیت الله بهجت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
من ادب آموخته خدا هستم و علی، ادب آموخته من است.
پروردگارم مرا به سخاوت و نیکی کردن فرمان داد و از بخل و سختگیری بازَم داشت.
در نزد خداوند عزّوجلّ چیزی منفورتر از بخل و بد اخلاقی نیست.
بد اخلاقی ، عمل را ضایع میکند ، آنگونه که سرکه عسل را.
متن حدیث:
أَنَا أَدِیبُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی أَمَرَنِی رَبِّی بِالسَّخَاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهَانِی عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفَاءِ وَ مَا شَیْءٌ أَبْغَضَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سُوءِ الْخُلُقِ وَ إِنَّهُ لَیُفْسِدُ الْعَمَلَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ.
«مکارم الاخلاق، صفحه 17»
@seratsadegh
آیت الله بهجت(ره)
در قیامت گردنه ای هست که کسی حقی از مردم بر گردنش باشد، نمی تواند ازآن بگذرد؛ یا باید از حسناتش به کسی که حق او را پایمال کرده، بدهد یا... بالاخره تا مردم در آنجا از همدیگر راضی نشوند، نمی تواننداز آنجا بگذرند. @seratsadegh
هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند
ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
@seratsadegh
خدایا تقدیر مرا خیر بنویس
آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم
و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم
شیخ عباس قمی
وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.
مرحوم پدرم «كربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى كه هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، كتاب منازل الاخرٍة مرا مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند.
روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.
چند بار خواستم بگویم پدرجان! این كتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى كردم و چیزى نگفتم و فقط عرض كردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.
@seratsadegh
كمالات براي هر شخص زيباست . كلام و اعمال نيك ، به دنبال خود ، اعتماد و
اطمينان دوستان را در پي دارد . براي رسيدن به اين درجه ، تلاش كنيد .
بياموزيد كه خود ، ديگران و حتي دشمنان خود را ببخشيد.
انسان جايز الخطاست ، همه ما اشتباه ميكنيم ، ولي با كينه توزي و يادآوري صدمات گذشته ، تنها اين خودمان هستيم كه از زندگي لذت نمي بريم نه ديگران @seratsadegh
خطا کردن کار انسان است
در خطا ماندن کار حیوان است
آنچنان زندگي كنيد كه گويي روز آخر عمرتان است .
همواره سعي كنيد بهترين و مهربان ترين همسر ، رفيق و حتي مهربانترين و بهترين رئيس باشيد ، تا زمان وداع با اين دنيا به دنيايي زيباتر دست يابيم.
@seratsadegh
كساني را مي شناسيم كه براي آرايش ظاهري و داشتن لباسي گرانمايه، شكم خود را گرسنه نگاه داشته و خانواده خود را در تنگدستي مي گذارند و براي فريب دادن چشم ديگران، خود را دچار رنج و محنت مي كنند.
((بنجامين فرانكلين))
هيچ گاه در زندگي نمي توانيد محبتي بهتر، بي پيرايه تر و حقيقي تر از محبت مادر خود بيابيد.((اونوره دو بالزاك))
مردی مشغول طواف خانه خدا بود و مادرش را نیز بر دوش گرفته و طواف می داد. در همان حال حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دید
و
پرسید: آیا با این کار، حق مادرم را ادا کردم؟
آن حضرت فرمودند:
خیر!
با این کار،جبران یکی از ناله های او را (به هنگام وضع حمل) هم نکرده ای.
(تفسیر نمونه،جلد 12، صفحه 78)
@seratsadegh
پنج ویژگی دوست داشتنی بچه ها
پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند :
اُحِبُّ الصِّبيانَ لِخَمسٍ :
اَلوَّلُ : اَنـَّهُم هُمُ البَكّاؤونَ ،
وَالثّانى : يَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ
وَ الثّالِثُ : يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ
وَ الرّابِـعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا
وَ الخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ ؛
من بچه ها را به پنج دلیل دوست دارم :
اول آن كه بسيار گريه می كنند . (چشمان گريان كليد بهشت است يعنی گريه از خوف خدا را در زندگی زياد كنيم)
دوم آن كه با خاك بازی می كنند . (يعنی تكبر و نخوت و خودپسندی در آن ها نيست)
سوم آن كه با يكديگر دعوا می كنند ولی زود آشتی كرده و كينه به دل نمی گيرند .
چهارم آن كه چيزی برای فردا ذخيره نمی كنند . (چون آرزوی دور و دراز و طمع طولانی ندارند)
پنجم آن كه خانه می سازند و سپس خراب می كنند (دل بسته و وابسته به امور دنيوی نيستند)
منبع : کتاب مواعظ العدديّه، ص۲۵۹
@seratsadegh
ای دنیا ! چه ندیدی ؟!
یادت می آید برترین پیامبر و خاتم پیامبران را دیوانه خواندند؟!
یادت می آید امام علی ع را خانه نشین کردند و به او توهینها نمودند و ...؟!
دیدی حضرت فاطمه س را در جوانی پرپر کردند و به حدی او را آزردند که دفن سری و شبانه را خواستار شد ؟!
دیدی امام حسن ع را مذل المومنین خواندند و...؟!
ای خاک بر سرشان امام حسین ع را منحرف از خط رسول الله ص معرفی کردند و او را کربلایی کردند و بدنش را قطعه قطعه !
و...
اکنون نیز برخی ها قدر و منزلت این رهبر بی نظیر با آن همه درخشندگی را نمی دانند!
@seratsadegh
یا رسول الله (ص) زاهدترین مردم کیست؟
کسی است که بیش از سایرین قبر و احوالات آن را به یاد داشته باشد. @seratsadegh
یا علی (ع) مشکل چیست؟
مشکل مردن است
مشکل تر چیست؟
دست خالی رفتن است .
@seratsadegh
سه نفر جنگ طلب
کاکبرن تحلیل گر مسائل سیاسی در یادداشتی به نقل از یک دیپلمات اروپایی نوشت:
خطر واقعی برای صلح "از ترکیب سه نفر ناشی میشود:
محمد بن سلمان ولیعهد عربستان،
جارد کوشنر، داماد ترامپ و فرستاده آمریکا برای خاورمیانه
و
نتانیاهو در اسرائیل."
نتانیاهو همیشه به لحاظ لفاظی جنگطلبانه قوی بوده، اما درباره یک درگیری نظامی واقعی محتاط است.
ارتش اسرائیل از سال ۱۹۷۳ در هیچ جنگی پیروز نشده است.
درگیریهای سابق اسرائیل با حزب الله برای تل آویو بد تمام شد.
اما حتی اگر اسرائیلیها قصد ندارند با ایران یا حزب الله جنگ کنند، این بدین معنا نیست که آنان مایل نیستند کس دیگری این کار را برایشان انجام دهد.
نشانهها حاکی از آن است که ایران تصمیم گرفته از درگیری با آمریکا اجتناب کند.
ایران میداند که در عراق و سوریه پیروز شده است و نیازمند به رخ کشیدن موفقیتش نیست.
در حال حاضر، بزرگترین خطر در خاورمیانه این است که محمد بن سلمان و جارد کوشنر یک فهم غیرواقعگرایانه و منحرف از جهان اطرافشان دارند.
هیچکس از یک جنگ دیگر در خاورمیانه سودی نخواهد برد. با این حال، معمولا جنگ توسط کسانی شروع میشود که درباره قدرت و منافعشان محاسبه غلط انجام میدهند.
@seratsadegh
شب جمعه است و ساعت به پنج رسیده است. سکوت و خواب شهر را فرا گرفته است حتی مسئولین و ستادهای فریادرس را.
چون خواب حاکم می شود انسان از همه چیز بریده می شود . آنان که خوابند از هیچ چیز نمی ترسند حتی از یک زلزله .
اما یک زلزله با آمدنش همه را می ترساند
برخی ها را مستقیم از خوابی چند ساعته به مرگی همیشگی منتقل می کتد !
و الباقی زندگان را خانه خراب و چادری می کند!
واقعا
اگر خدای بزرگ و همیشه بیدار
در همین ساعت از شب فقط چند دقیقه زلزله ای از جنس زلزله کرمانشاه را بفرستد چه خواهد شد؟!
ای وای درد و ترس فقط زلزله و آمدنش نیست
اگر سرطانی
سکته ای
تصادفی
و...
زلزله ای در این بدن و جسم ضعیف ایجاد کند چه خواهد شد؟!
در این صورت کدامین هلال احمر می تواند جان زلزله ی سرطانی را بگیرد؟
اگر دردم یکی بودی چه بودی ...
😭😭😭😭😭😭
باز هم گل کاشتند
جنگ دیده بودیم
بمباران شدن را بارها و بارها تجربه کرده بودیم
بی رحمی های متنوعی را دیده و چشیده بودیم
قطار دشمنان را در مقابل جمهوری اسلامی ایران را دیده بودیم
اما ندیده بودیم :
کسانی به نام مسلمان سر مسلمانها را ببرند و به جای توپ با سرهای بریده بازی کنند!
گوشت فرزند را کباب کنند به خورد مادرش بدهند!😭
و
مسلمانانی را درقفسهای آهنی گذاشتند و آنان را غرق کردند و یا سوزاندند!
زنان را یا کشتند یا فروختند و یا برای تجاوزهای گروهی نگه داشتند!
حرم و بارگاه بندگان خوب خدا را منفجر می کردند و وعده تخریب حرمهای مقدس ایران را می دادند!
و...
با این حال برخی ها داعشیان را مسلمان می دانستند و می گفتند چرا ایران بی طرف نمی ماند؟!
می گفتند نگویید شهدای مدافع حرم بلکه بگویید مدافعین اسد!
می گفتند حقوق بالا چه می کند ؟!
دیدید برخی ها برای دریافت آن حاضرند به جنگ با داعش بروند؟!
از این اراجیف گفتند و گفتند اما عاقلان و عاشقانی چون سردار همدانی و حججی ها می دانستند چه باید بکنند.
آنان
رفتند و جانانه جنگیدند و شجاعانه به هلاکت رساندند حرامیان داعشی را .
در این دفاع ارزشمند
حیدریون
فاطمیون
زیبنبیون
و سپاه پاسداران زیر چتر فرماندهی سردار دلها حاج قاسم سلیمانی جان داعش را گرفتند
و
اکنون که نتیجه آن همه رشادت و عظمت جبهه ها آفتابی شده است و شوکت و قدرت ایران اسلامی چند برابر شده است شبهه آفرینانی که با گفتار غلط خود ذهن برخی ها را مسموم می کردند گم شده اند و حتی شهامت عذرخواهی کردن را هم ندارند!
راستی اگر همین خط مقاومت در مقابل اسراییل خبیث قرار بگیرد آیا این غده سرطانی مثل داعش ریشه کن نمی شود؟
اگر فرماندهی قاطع رهبر عزیزمان نبود آیا ایران اسلامی این همه عظمت را در جبهه های عراق و سوریه به دست می آورد؟
@seratsadegh
موسس شیعه کیست و شیعه چگونه گسترش پیدا کرد؟
یکم
طبق روایات متعدد و متنوعی از کتابهای شیعه و اهل تسنن ، رسول خدا(ص) واژه شیعه را در مورد امام علی (ع) و پیروانش به کار برده است و تاسیس شیعه توسط خاتم پیامبران بوده است . به همین دلیل امام خمینی "ره" در وصیت نامه اش فرموده اند :
"ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا (ص) به امر خداوند موسس آن بوده است"
پیامبر(ص) فرمودند:
یا علی تو و شیعیانت نزد حوض کوثر بر من وارد خواهید شد در حالی که سیراب هستید و دیگران را سیراب می کنید و رو سفید هستید" مجمع الزواید ج٩ص١٣١
در این مورد روایات بسیاری وجود دارد.
دوم:
پس از رحلت رسول خدا (ص) واژه شیعه در مورد گروهی از اصحاب آن حضرت که شیعه امام علی(ص) بودند به کار رفت .
سوم:
چون امام متصدی خلافت شد شیعیان او بیشتر شدند و به این عنوان شناخته می شدند.
چهارم:
در زمان امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) و به برکت بیان معارفی آنها، مذهب شیعه گسترش زیادی پیدا کرد .
پنجم:
در سده چهارم برخی از حکومتها نصبب حاکمان شیعه شد و آنان هم در گسترش مذهب شیعه سهمی داشتند.
ششم:
در سده هفتم خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی سلطان وقت را به مذهب تشیع متمایل ساختند و از این زاویه خدماتی به مکتب اهل بیت و گسترش آن انجام دادند.
هفتم :
در زمان صفویه کمکهای فراوانی به عالمان تشیع چون
محقق کرکی
شیخ بهایی
میرداماد
ملا محمدتقی مجلسی
علامه مجلسی
و فیض کاشانی شد و مذهب شیعه در سراسر کشور گسترش پیدا کرد.
@seratsadegh
رویای صادقه :
آیت الله العظمی وحید خراسانی فرمودند در خدمت آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی بودم که خبر فوت آیت الله سیدجعفر شیرازی را آوردند.
فرمود حال که آن سید مرحوم شدند گوش کنید:
شب اول محرم خواب دیدم در مجلسی دو صندلی وجود داشت امام حسین (ع) روی یکی نشست و حضرت ابوالفضل (ع) روی دیگری.
دفتری دست حضرت عباس (ع) بود و در آن نامهایی می دیدم .
امام حسین (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود این نام را خط بزن و نام سیدجعفر را در آن بنویس.
از عظمت خواب بیدار شدم و تا صبح نخوابیدم.
از سید جعفر پرسیدم چنین خوابی دیدم جریانش چیست؟
فرمودند اول محرم که از حرم بیرون آمدم به این فکر فرو رفتم که برای سیدالشهدا (ع) گریه کردم اما کسی را نگریاندم . خوب است مقتلی برای اهل خانه تهیه کنم و روضه بخوانم .
از رفیقی کتاب جلاءالعیون را گرفتم و از روی آن برای خانواده روضه خواندم .
منبع : تاریخ پیدایش شیعه
آیت الله استادی
ص ٣٢٩
@seratsadegh
یا امام رضا(ع) جایی نداریم!
سه جوان به زیارت امام رضا (ع) رفتند و جایی برای سکونت پیدا نکردند.
جوانی گفت یا امام رضا جایی نداریم . چرا به ما توجهی نمی کنی ؟!
شخصی مشهدی هم به زیارت می رود و می فرماید یا امام رضا(ع) کاری حواله کن تا انجامش دهم.
او می گوید به منزل رفتم و خوابم برد و حضرت فرمود در فلان نقطه شهر سه جوان وجود دارند . آنها را به منزل ببر و پذیرایی کن و به آن جوانی که پیرهن سفید بر تن دارد بگو امام رضا(ع) به زوارش توجه دارد.
به آن جوان گفتم موضوع چه بوده که امام این پیام را داد ؟ فرمود جا نداشتیم و...
@seratsadegh
http://www.alef.ir/news/3960903215.html
در حدیث آمد که یزدان مجید
خلق عالم را سه گونه آفرید
یک گره را جمله عقل و علم و جود
آن فرشتهست او نداند جز سجود
نیست اندر عنصرش حرص و هوا
نور مطلق زنده از عشق خدا
یک گروه دیگر از دانش تهی
همچو حیوان از علف در فربهی
او نبیند جز که اصطبل و علف
از شقاوت غافلست و از شرف
این سوم هست آدمیزاد و بشر
نیم او ز افرشته و نیمیش خر
نیم خر خود مایل سفلی بود
نیم دیگر مایل عقلی بود
آن دو قوم آسوده از جنگ و حراب
وین بشر با دو مخالف در عذاب
@seratsadegh
مولوی
گفته اند و نوشته اند این اطلاعیه در بالا شهر تهران دیده شده است
یک پسر پنج ساله شصت میلیون تومان
به نظر شما عزیزان چرا بچه فروشی ؟
چرا در آن بالا شهرها گاه سگها عضوی از خانواده شده اند ولی بچه ها به فروش می رسند؟
آیا این اطلاعیه ها ناشی از شدت فقر است
در این صورت
چرا بسیاری از والدین با این که به شدت فقیرند ولی هرگز حتی فکر فروختن فرزندنشان هم به ذهنشان نمی آید ؟
بــه نــام خـــدایے که دغدغــه ے از دســــت دادنــش را نــــداریـــم