پاره تن، دردهایش بی شمار بود!


خدای دانا و توان برای جهان و هستیش ، گلهایی را آفرید و برترین گلهای  آن همه گل را حضرت پیامبر(س)، امام علی(ع) و فاطمه اطهر (س) قرار داد.این برترین گلها در حدی برای خداوند دوست داشتنی و بلند مرتبه بودند که به صراحت برایشان از « لولاک لما خلکت الافلاک» می گفت.
در حالی که خدای آن گلها عالم و همه موجوداتش  را رصد می کرد، دید عده ای بد سگال  پیامبرش را ، دیوانه ، ساحر و جادوگر می خوانند و سنگش می زنند و خاکروبه منازل را بر سرش می ریزنند!
دل خدا برای آن همه عزیزی و مظلومی خاتم پیامبران گریست و او را از دنیای فانی گرفت و با دهها سلام و صلوات  او را مهمان ویژه ی خود کرد.
او رفت و عالم ماند و پاره تن او (س) و بیت الاحزان او !
 داغ دل آن برترین بانو در حدی سوزناک بود که امامی چون علی(ع) نیز یارای تسلای خاطرش نشد!
هنوز کفن و قبر پیامبر، تر و تازه بود ، هنوز اشکهای نازنین دختر رسول، دل بیت الاحزان را می سوزاند که یار غار بابا ، خلافت را غصب کرد و تک حیدر کرار و پاره تن پیامبر و تنها وصی او را  تحریم و خانه نشین کرد!
سنگینی ستم برای ناظران طاقت فرسا بود و درد و حزنهای حضرت فاطمه(س) بیشتر و بیشتر می شد ولی هر روز باز ستم  و ستمکاری های برخی از به اصطلاح صحابه ها، مضاعف می شد و گاه  از تحریم بیشتر و  گزینه های جدیدی از ستم  رونمایی می کردند! امام به دلداری یادگار پیامبرش فاطمه مشغول بود که این بار خبر دار شدند دستان ستم فدک زهرای سرشار از ماتم  را نیز غصب کرده اند!
ابوبکر به آخرین دقیقه های عمرش رسید ای کاش و ای کاش گفتن هایش شروع شد و می گفت:
ای کاش منزل فاطمه را این همه بازرسی نمی¬کردم!
ای کاش مادرم مرا نزائیده بود، « لیت امی لم تلدنی لیتنی کنت تبنه فی لبنه» و ای کاش من کاهی بودم در خشتی
و ای کنجشک خوش به حال تو که ...!
ناظرانی خیال کردند او می خواهد حق را به حق دار برساند و امام علی(ع) حکومت را به دست گیرد اما چون نفسهای او در حال قطع شدن بود جناب عمر را همه کاره اسلام  کرد!
و چه نکرد عمر فاروق برادران اهل تسنن و وصی جناب ابوبکر؟!
درب چوبی منزل گلهای پیامبر(ص) را آتش زدند !
حرفه ای برترین بانوی عالم را بین در و دیوار گرفتار کردند !
پهلو شکست !
محسن سقط شد!
دفن و کفن شبانه انجام شد
و
قبر آن صدیقه ی کبری پنهان ماند و بعد از او امام ماند و محراب مسجد و شمشیر ابن ملجم مرادی!
واقعا عجب صبری خدا دارد؟!https://t.me/seratsadegh

تنی نمانده بود تا پاره تنی مانده باشد !  

✍🏻شیعه را می ­آزارند به هرچه که دلشان می­خواهد!

چنان دروغ می­ گویند و به شیعه تهمت می­ زنند که گویا اصلا مرگی، قیامتی و خدایی نیست!

می گویند شیعه ساخت یهود است!

عبدالله بن سبا یهودی شیعه را ساخت تا بذر تفرقه را بین مسلمانان بپاشد!

می گویند هر ناکسی فقط هفت نفر شیعه را بکشد وسط بهشت جای اوستاز اینرو چون حرامیان داعشی هم آمدند به خون شیعیان تشنه بودند تا با شیعه کشی هم جهنم را از شیعیان پر کنند و هم خود در آغوش پیامبر(ص) جای بدهند !

اما من

نمی­دانم شیعه چگونه ساخت یهود شد در حالی که از روزهای نخست ، زیر چتر اسلام و رحمت و محبت خاتم پیامبران بودند!  شیعه یعنی شیفته ی راه و رسم وصی رسول الله(ص) . شیعه یعنی پیرو مکتب امام صادق(ع) شیعه پیرو همان امامی است که همه ی امامان اهل تسنن افتخاری شاگردی او را دارند.

نمی دانم این شیعه اگر ساخت یهود است چرا چون وهابیون عربستان گاوه شیرده یهود و امریکا نمی شود؟!

می گویند این شیعیان چه بسیار فضولند و فضولی آنها تا حدی گسترده است که در امور خانوادگی پیامبر و صحابه او هم دخالت می کنند!

آخر وقتی پیامبر و عمر و ابوبکر و علی و فاطمه یک خانواده هستند، چرا شیعیان این همه در امورات این خانواده دخالت می کنند؟!

اصلا به این شیعیان چه ربطی دارد که عملکرد عالی جنابانی چون ابوبکر و عمر و...را بررسی کنند؟!

به شیعیان چه ربطی دارد که جناب ابوبکر و عمر فدک را برده باشند و خانه فاطمه(س) را آتش زده باشند و محسن او را سقط کرده باشند یا نه ؟!

به شیعیان بگویید درست است علی (ع) وصی پیامبر بود و پیامبر فرمودند فاطمه (س) پاره تن من است و هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است ولی این گفتار تا زمانی اعتبار داشت که پیامبر در قید حیات بود اما چون او از دنیا رفت ، آن رسول الهی دیگر تنی نداشت تا حضرت فاطمه (س) پاره ای از تن او باشد !

و

وقتی پیامبر (ص) مرد و نبودن او عیان است وصی بودن علی (ع) معنا ندارد!

آیا شیعیان درک نمی کنند خانه نشینی و غصب خلافت و فاطمه آزاری، غصب فدک و دفن شبانه همه و همه بعد از رحلت پیامبر بوده است؟!

آیا آنان نمی دانند چون کسی می میرد دیگر تنی و پاره ی تنی ندارد و اصلا دیگر آزاری متوجه او نمی شود ؟!

ای شیعیان ! جناب ابوبکر یار غار پیامبر بوده است به عقلتان بگویید آیا او که یار غار پیامبر بوده است حق ندارد میراث فاطمه(س) را غصب کند و عمری را جانشین خود کند که حق حیات را از  پاره تن پیامبر  بگیرد؟!

به شیعیان بگویید كه حضرت مسيح (ع) فرموده است: از محصول و ميوه‌ هر چيز مي‌توانيد آن‌ را بشناسيد. آيا مي‌دانيد كه انگور از خار برداشت نمي‌شود و خار در انگور به عمل نمي‌آيد؟ بنابرای اگر جناب عمر قاتل حضرت زهرا(س) بود در زمان خلافتش آن همه سرزمین فتح نمی شد!https://t.me/seratsadegh

Telegram (https://t.me/seratsadegh)
صراط صادق
یادداشتهای یک طلبه

باز سبک زندگی تغییر کرد؟!


آن سال که جناب عارف اول  و جناب مطهری دوم و جناب حداد عادل 31 شد، جناب «وحید یامین‌پور» نوشتند:

« اصولگرایان از یک رقیب سیاسی شکست نخورده‌اند بلکه این کنش سیاسی تجلی یک سبک زندگی است»
و
چه می کند این سبک زندگی تهرانی ها که مدام سبک عوض می کند و این بار مجلس را قرق اصولگرایان کرد!
آیا اکنون که اصولگرایان رای آورده اند دیگر باورمان شود که تهرانی ها و بلکه همه کشور از سبک زندگی غربی برگشته اند ؟!
به نظر می رسد سکوت و ساده انگاری مشکلات را حل نمی کند و این فراز و نشیب های انتخاباتی علل و عوامل دیگری دارد.
وقتی در تهران بزرگ درصد پایینی در انتخابات شرکت کردند باید علت نیامدن ها را دید .به یقین آن همه نیامدن به علت سبک زندگی و آمدن  کرونای نحس نبود.
باید بپذیریم لایه هایی از جامعه از  سبک زندگی و اشرافی بودن بعضی از مسولیین گله دارند
تعداد زیادی از عملکرد مسولیین به شدت گله دارند و از عمل نکردن به شعارهای انتخاباتی آنها متعجب هستند.
از دو تابعیتی شدن و به جان هم افتادن برخی از رییس ها و جناح ها ،ناراحت روان هستند.  
رانت خواری و اختلاس های پی درپی و نجومی باعث بی اعتمادی  برخی ها شده است.
و...
بنابراین باید دردهای مردم را در بعد مسکن،
بی کاری،
ماشین،
لوازم خانگی و ...دید.
مردم از واردات بهترین ماشین های خارجی گذشته اند اما دو شرکت ایران خودرو و سایپا که تولیداتشات کیفیتی ندارد نجومی  گران می کنند و گویا کسی هم جوابگو نیست !
اکنون قطعات ماشین در حدی گران شده اند که به تعمیر افتادن یک پراید به فاجعه ای برای اقتصاد یک خانواده تبدیل می شود!
کسانی که رای آورده اند باید چاره ای اندیشی کنند تا در انتخابات آینده باز آن چند درصد تهرانی که در انتخاباتها شرکت می کنند ریزش  نکنند!
لطفا به جای سبک زندگی مردم گاه گاهی به سبک زندگی رییس ها هم نگاه کنید.
https://t.me/seratsadegh

تقوا سه گونه است

تقوا سه گونه است:

۱-تقوای گریز
۲-تقوای پرهیز
۳-تقوای ستیز

#گریز
آن است که از محیط گناه آلود دوری کنی.

#پرهیز،
آن است که بتوانی در محیط گناه آلود،خودت را پاک نگهداری.

#ستیز،
آن است که در صحنه بمانی و با مظاهر گناه مبارزه کنی و محیط سالمی ایجاد کنی.

🔹 گاهی باید مانند موسی در کاخ فرعون بمانی و سکوت کنی و فقط خودت را حفظ کنی.

🔹 و گاهی یوسف وار باید از صحنه گناه فرار کنی و راه گریز را برگزینی.

🔹و گاهی هم ابراهیم وار با گناه و شرک و بت پرستی مقابله و ستیز کنی و بت شکن شوی

🌷 مقام معظم رهبری

💢 «دنیای مجازی تقوای دوچندان می خواهد.
#غیرت_علوی

نقدی بر سخنان صادق هدایت(2)

 

 

 

نقدی بر سخنان صادق هدایت(2)

در حال مطالعه و به دنبال نکاتی برای  درج در کتاب «نکته های آرامش بخش» بودم و  به سه جمله از سه  نفر رسیدم که عبارتند از:

یکم: نیکسون رئيس جمهور امريكا. او در نخستين نطق خود پس از اداى سوگندش گفته است :«ما گرداگرد خويش زندگاني هاى تو خالى مى بينيم، در آرزوى ارضا شدن هستيم ولى ارضا نمي شويم»

دوم:«پولانسكى» كه از چهره هاى مشهور هاليوود (شهرى كه باصطلاح مى خواهد براى دنيا شادى و سرگرمى بيافريند!) هست پس از بيدار شدن موقت از نشئه هاى «زندگى سينمائى» بر اثر ضربه شديد قتل همسرش «شارون تيت»  گفته است: «من مى بينم كه انسانيت در كوچه تاريكى مى دود كه در انتهاى آن چيزى جز نگرانى مطلق نيست!».

سوم: صادق هدایت بود که نوشته است:

 «در زندگى زخم هایى هست كه مثل خوره روح را آهسته و در انزوا مى خورد و مي تراشد، اين دردها را نمى شود به كسى اظهار كرد... بشر هنوز چاره و دوائى برايش پيدا نكرده و تنها داروى آن فراموشى به توسط شراب، و خواب مصنوعى بوسيله افيون و مواد مخدر است، ولى افسوس كه تأثير اينگونه داروها موقت است و بجاى تسكين پس از مدتى بر شدت درد مى افزايد!».

از نگرانی و عدم آرامش آن دو امریکایی گذشتم تا شاید از صادق هدایت مطالبی بیابم.تا حدودی فهمیدم صادق هدایت به شدت نیازمند هدایت بوده است. او از نظر روحی و روانی و اعتقادی به شدت مریض بوده است از اینرو به خدا،

مسجد،

امامان،

طهارت،

حضرت فاطمه(س)،

امام زمان(عج) ، روحانیت و...مستانه حمله کرده است! آن همه حمله، انکار و بد و باطل نوشتن، فقط نا آرام ترش کرد و در نهایت به خودکشی روی آورد خواست خود را در آب غرق کند ،نجاتش دادند و باز پشیمان نشد و در شهر پاریس و در منزلی درها را بست و گاز را باز کرد و گازانه خودکشی کرد!

آری

او به مرض پوچ گرایی مبتلا شد و هر کسی پوچ گرایی و دین ستیزی صادق هدایت را مطالعه کند از عمق وجود درخواهد یافت که گاهی خیر و برکت در بی سوادی و ننوشتن است. به فرموده باباطاهر :

خوشا آنانکه هر از بر ندانند

نه حرفی وانویسند و نه خوانند

چو مجنون سر نهند اندر بیابان

ازین گو گل روند آهو چرانند

 

به هر حال از او ده نکته همراه با نقد در یادداشت شماره(1) نوشتم و دو نکته دیگر را در این یادداشت خواهم نوشت.

1- صادق پوچگرا  با تمسخر به  خدا، مسلمانان و مساجد و اذان و صدای موذن حمله کرده است و  نوشته است:

« در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی‌گند خلاست كه گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان  و جلب كفار است، تا با اصول[!] این مذهب خو بگیرند. بعد حوض كثیفی كه دست و پای چركین خودشان را در آن می‏شویند و به آهنگ نعره مؤذن [!]، روی زیلوی خاك‌آلود دولا و راست می‏شوند و برای خدای خونخوارشان [!] مثل جادوگران ورد و افسون می‏خوانند ... عید قربان مسلمانان با كشتار گوسفندان و وحشت و كثافت و شكنجه جانوران انجام می‏گیرد!

نقد:

صادق هدایت در جوانی گیاه‌خوار شد و کتابی در این مورد با عنوان فواید گیاه‌خواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاه‌خوار باقی ماند . او معتقد بود اگر انسان بخواهد دست از جنگ بردارد باید اول دست از کشتن و خوردن حیوانات بردارد او از افلاطون نقل می کند که « خوراک حیوانی سبب پیدایش جنگ و خون‌ریزی مابین مردم است و آن را تنها برای سربازان تجویز می‌کند تا درنده و جنگ‌جو بشوند»

.بزرگ علوی در باره  هدایت می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمهٔ نجویده را در آن تف کرد.»

او گیاه خوار شد تا درنده خو و جنگجو نشود ولی ای کاش از نظر روحی و روانی به خویشتن می رسید و شفا پیدا می کرد تا در می یافت خدا و مساجد و اذان قابل تکریمند . خدایی که بسم الله الرحمن الرحیم دارد کجا و خدای خونخوار توهمی هدایت کجا؟!

آیا نظافت و دستشویی رفتن ملامت دارد؟!

به نظر آن صادق اگر مسجدی باشد باید نه آب داشته باشد و نه توالت؟!

  1. او می نویسد « دورهٔ مردانگی و گذشت و هنرنمایی و دلاوری با رستم و هركول سپری شد، در اسلام باید از روی پهلوانانی مانند زین‌العابدین بیمار و امام‌حسین كه تكیه به نیزه غریبی می‏كند گرده [:گرته] برداشت.»

نقد:

آن که درخشندگی های وجودی امامان را نمی بیند و از کنار خورشید وجودی آنها رد می شود و به تمجید از رستم افسانه ای می پردازد عاقبتی جز پوچ گرایی و خودکشی نخواهد داشت.

                            و صادق هدایت در حدی سقوط کرد که سید علی موسوی گرمارودی در باره اش فرمودند:

    « شرم می‌کردم از خودم اگر بر صادق هدایت لعنت نمی‌فرستادم. خداوندا صادق هدایت را لعنت کننویسنده‌ی «توپ مرواری» (صادق هدایت) توهین‌های زشتی به امام حسین (ع) کرده است، وظیفه‌ی هر قلم به دستِ اهل قبله می‌دانم که حداقل به جوانان این کشور بفهماند که چه بی‌شرف‌هایی در این کشور قلم زدند که از امویان هم بدتر بودند؛ اسمشان هم صادق بود و هدایت مردم را بر عهده داشتند.»

 

صادق هدایت (تولد۲۸ بهمن ۱۲۸۱ تهران ، مرگ: (خودکاشی) ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ پاریس دله)

نقدی بر سخنان صادق هدایت 👇

 

✍🏻کاش نامش صادق نبود و هدایت فامیلی اش نبود ! آخر این چه صادق و چه هدایتی است که خود خودکشی می کند و خواندن آثارش برای بی مایگان افسردگی و یا خودکشی به ارمغان می­آورد ؟! این چه صادقی است که

می گوید:

1-   انسان نه فقط احمق ترین حیوانات است، بلكه درنده ترین و شریر ترین آنهاست!

نقد:

این سخن از صادق هدایت همان حرف ابلیس است که در مقابل آدم سجده نکرد و از دستور الهی سرپیچی کرد و گفت :ً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَو خداوند جوابش داد : إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ

2-   بهشت بزرگ ترین فریب برای جهنم کردن دنیاست!

نقد :

صادق هدایت چون پوچ و هیچ گرا بود و افق های بالا را نمی دید و به بهشت و جهنم و خدا و انبیا اعتقادی نداشت ، دنیا را جهنم دید و برای خلاصی از این جهنم خودکشی کرد .به یقین اگر او بهشت را فریب نمی دانست خودکشی نمی کرد.

3-      مقصود پرکردن بیت المال است خدا وجود ندارد! . او می گوید: «گرچه [حضرت علی(ع)] خودش می دانست که خدا نه مرکب است و نه جسم است و نه مرئی است و نه حال ، نه محل است ، نه شریک دارد نه معانی و صفات زائد بر ذات و نه به هیچ چیز و به هیچ کس نیاز دارد و خلاصه مقامش عالی تر از این است که اصلاً وجود داشته باشد و مقصود پر کردن بیت المال مسلمین است ...»

نقد :

شخصی خدمت علامه جعفری« ره» رسید و گفت من خدا را قبول ندارم !

علامه فرمود چرا ؟!

گفت گشتم و نبود!

جناب علامه فرمود عجب ادعای بزرگی می کنی ! کجاها را گشتی و خدا را ندیدی؟

حتی اگر همه خانه های روی کره زمین را گشته باشی آیا کوه ها را هم گشته ای ؟!

آیا به آسمانها رفته ای ؟ شاید خداوند در آن بالاها نشسته باشد.

حال جناب هدایت هم عجب ادعای بزرگی دارد!

4-   من بیشتر دوست داشتم با یک نفر دوست یا آشنا حرف بزنم تا با خدا !

کسی که اصلا به خداوند باور ندارد راهی جز این ندارد که فقط با یک آشنا حرف بزند.

5-    خودكشی در خمیره و سرشت بعضی ها هست و نمی توانند از دستش بگریزند!

نقد:

اولا این که انسان مجبور است خلاف وجدان است .

ثانیا  :عقلا می دانند خداوند انسان را صاحب اختیار آفریده است .به یقین اگر جبر بر دنیا حاکم بود و برخی از انسانها مجبور بودند خودکشی کنند و بسیاری مجبور بودند درستکار باشند تعدادی مجبور بودند دروغ بگویند و تعدادی مجبور بودند راست بگویند این همه ادیان هرگز از بهشت و جهنم نمی گفتند.

6-    چرا ریختشان غمناك و موذی است و شعرشان مرثیه و آواز چُسناله است؟ چون كه با نُدبه و زوزه و پرستش اموات همه‏ اش سر و كار دارند. برای عرب سوسمار‌خوری كه چندین صد سال پیش به طمع خلافت تركیده ، زنده‏ ها باید تمام عمر به سرشان لجن بمالند و گریه زاری بكنند [اشارة نویسنده به قیام امام حسین (ع) و واقعه کربلاست.

نقد:

  آیا به بهانه این که خورشید قدمتی به بلندای تاریخ دارد می توان خود را از نور و برکات آن محروم کرد؟!

امام حسین(ع) و دیگر اولیای الهی خورشیدهای فروزان هدایت هستند . آیا خورشید فارس است که از آن استفاده می کنند؟! آیا خداوند متعال فارس است؟! به چه دلیل باید خدا و امامان فارس باشند؟!

آیا امر به معرو و نهی از منکر امام و قیام امام حسین(ع) در برابر یزیدیان و ظالمان ستودنی است یا قابل مذمت؟!

عقلا ی جامعه و اهل علم می دانند فاصله ی بین قیام از باب اصلاح امور و مبارزه با ستمکاران با شیفته ی خلافت بودن ،فاصله ای کهکشانی دارد.

از سویی تکریم حرکت انقلابی امام و گرامی داشتن سالروز قیام او خود تکریم ارزشهای جامعه بشری و نهی از خودکامگی و ستم پذیری هاست.

7-     پیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را می‏ فرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد[!] و آن قدر از آنها قتل عام بكند كه تا زانوی اسبش در خون موج بزند. ...

نقد:

از کسی که بهشت را بزرگترین فریب می داند و مبارزه با ستم امام حسین(ع) را را نمی بیند و به امامانی با آن همه درخشندگی توهین می کند، هرگز نباید انتظار داشت به آن موعود جهانی باور داشته باشد. امام زمان ما میر مهر الهی است البته ناکسانی که در مقابل حق و حقیقت ایستادگی کنند و به ستم کردن ادامه دهند به هلاکت خواهند رسید.

8-    ...مسلمان مؤمن دوآتشه كسی است كه به امید لذتهای موهوم‏ شهوانی و شكم‌پرستی آن دنیا با فقر و فلاكت و بدبختی عمر را به سر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه‏ اش زیر سلطه اموات زندگی می‏كنند و مردمان زندة امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت می‏ نمایند كاری كه پست‏ترین جانور نمی‏كند !

نقد:
به یقن خدا باوری امری موهوم نیست. زندگی موهومانه از آن کسانی است که پوچ گرا هستند و به خداوند و ارزشهای الهی اعتقادی ندارند. از قوانین هزار که نه بلکه هزاران سال پیش این است که دروغ گفتن حرام است و نجات در صداقت و راست گفتاری است.از قانون های که عمری به بلندای تاریخ دارد این است که ستم و ستمکاری امری مذموم هستند .

از قانونهای بسیار قدیمی این است که امانتداری امری پسندیده است و خیانت در امانت بسیار مذموم است .

از قانونهای هزاران ساله تکریم بزرگان و مهرورزی به بچه ها و ضعیفان است

از قانونهای قدیمی این است که دزدی کردن حرام است و..

آیا می توان گفت چون راست گویی عمری هزاران ساله دارد باید کنار گذاشته شود؟!

آیا می توان گفت تکریم بزرگان در عصر اتم خیانت و جنایت است؟!

آیا می توان گفت در عصر تلگرام ستم کردن مذموم نیست؟!

آری مسلمان دو آتشه کسی است هم خدا را قبول داشته باشد و هم به ارزشها عشق بورزد.

9-    اینجا را طهران نامید كه از «شراباً طهورا» می‏آید و در اثر كثرت استعمال طهران شد. به روایتی حضرت صدیقة طاهره به علت افراط در طهارت، از این شهر بوده است!

نقد:

ای کاش جناب هدایت دل و چشمش را می شست و بدون هیچ پیش داوری زندگی نامه حضرت فاطمه(س) را مطالعه می کرد تا در می یافت آن برترین بانو کیست و چرا پاره تن شد.

ای کاش هدایت هدایت می شد و می دانست «اطهر بودن » حضرت فاطمه(س) ریشه ی الهی دارد نه ریشه طهرانی!

10-تمام فلسفهٔ اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پایین‌تنه را از آن بگیرند، اسلام روی هم می‏ غلتد و دیگر مفهومی ندارد!

نقد:

این جمله از او مرا به یاد حرف برخی از عوام منتقل کرد که روزگاری خود را نمی شستند و نیشانه طلبه ها را اذیت می کردند و می گفتند آخوندها چون توالت می روند خودشان را می شویند و... اما حالا همه آنها هم از این جهت توالت دار و آخوند شدند!

واقعا چنین جملاتی بوی مغرض بودن نویسنده را می دهند. اگر آن ناصادق آثار کتب و اسلامی را مطالعه می کرد در می یافت که بحث طهارت و نجاست فقط یک باب از صدها باب و مسایل فقه است.https://t.me/seratsadegh