جوابی به جناب گراوند
[پاسخ]
پرويز گراوند در یکشنبه ۲۴ دی , ۱۳۹۶ گفته :
حاج آقا! متاسفانه در شرایط روحی لازم برای نقد ابریشمانه نیستم. قطعاً پذیرش نقدم با چنین وضعیتی سخت تر از حالتی است که نقد حریروار ارائه می شود.
لذا ناچارم به همان سبک اروپایی نقد، شفاف و بدون تعارف بگویم:
حاج آقا مغلطه فرموده ای.
شما حتماً با اغماض جای منتقدان را با نفی کنندگان عوض کرده ای؛ این یعنی مغلطه. منتقدان را در زمره ی نفی کنندگان یعنی خوارج و جملیون قرار داده ای!
کدام امام معصوم در کجا، پرسش، رفع ابهام، نقد و اختلاف نظر دیگران باخود را معادل معصیت، خروج از تشیع و خروج از دین قلمداد کرد؟!
[پاسخ]
ناشناس پاسخ در تاريخ دوشنبه ۲۵ دی , ۱۳۹۶ ۱۳:۲۵:
با سلام خدمت جناب پرویز خان
دوست عزیز اولا ما و جناب روحانی در حدی نیستیم که ناقد پیامبر و اماممعصوم باشیم
.نقد افراد به جهت رفع خطا و اشتباه وانطباق ان بر حیقیقت است
اما به دو دلیل کار جناب حسن خان فریدون اشتباه است
۱-پیامبر و امام معصوم الان زنده نیستند تا اشتباهاتشان(از نظر حسن ) اصلاح و ویرایش کنند
۲-نقد برای اصلاح اشتباه و خطا است ولی وقتی از پیامبر و امام معصوم بواسطه اتصال به چشمه لایزال الهی
بری از خطا و اشتباهند واقع اشتباست
۳ – من نمیدونم اقای حسن خان فازش چیه
[پاسخ]
سیدصادق محمدی در دوشنبه ۲۵ دی , ۱۳۹۶ گفته :
به نام خداوند جان و خرد
سلام جناب آقای پرویز گراوند
از این که حرف دلت را درج کردید ممنونم. الهی روح نازنینت در عالی ترین شرایط قرار بگیرد. برادر محترم به برکت هشت سطری که مرقوم فرمودید نکاتی ناب از اسلام عزیز تقدیمت می کنم:
نکته اول:
نظام اسلامى ما، انتقاد از ولى فقیه را جایز مى شمارد بلکه براساس تعالیم دینى، معتقدیم یکى از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزى و خیرخواهى براى او است. این حق تحت عنوان «النصیحه لائمه المسلمین» و امر به معروف و نهى از منکر تبیین شده است. نصیحت به معناى خیرخواهى است که یکى از ساز و کارهاى تحقق آن اندرز دهى است.
از منظر فقها و بزرگان نظام اسلامى، در نظام ولایت فقیه، همه در برابر کارهاى خود پاسخگو هستند و شهروندان برهمه امور و حتى ولى فقیه نظارت مى کنند.
حضرت امام (ره) در این زمینه مى فرماید:
«همه موظفند که نظارت کنند بر این امور، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتى، خودت را حفظ کن.» (صحیفه نور، امام خمینى، ج ۷، ص ۱۱۸)
بنابراین نه تنها انتقاد از ولى فقیه جایز است بلکه در جاى خود واجب شرعى است و منافع و مصالح شخصى یا گروهى نباید مانع انجام دادن آن شود. از این رو، در نظام جمهورى اسلامى ایران، نه تنها قانون اساسى با برابر دانستن رهبرى در برابر قانون مانند همه شهروندان ایران امکان نقد رهبرى را فراهم آورده است بلکه هرگز قاعده اى حتى عرفى براى جلوگیرى از نقد رهبرى وضع نشده است. و حتى نهادى قانونى که کار ویژه نظارت و نقد و بررسى اعمال رهبرى را به صورت دائمى و توسط متخصصان و کارشناسان بر عهده داشته باشد، پیش بینى شده که همان مجلس خبرگان رهبرى است.
از سوى دیگر تحقق این مهم باید به گونه اى باشد که با پرهیز از هرگونه افراط و تفریطى، همواره تقویت رهبرى و نظام اسلامى را به دنبال داشته باشد. از این رو با توجه به جایگاه و قداست ولى فقیه در انتقاد از رهبرى رعایت نکاتى لازم است:
۱ پیش از انتقاد باید اصل موضوع، محرز و ایراد و اشکال، قطعى باشد، نه آنکه مبتنى بر شایعات و اخبار غیر قابل اعتماد و یا بر اساس حدس و گمان و بدون تحقیق مطلب ناحقى به رهبرى نسبت داده شود و موجب اعتراض و انتقاد قرار گیرد.
۲٫ رعایت اخلاق اسلامى و پرهیز از توهین و جسارت.
۳٫ به منظور اصلاح و سازندگى انتقاد شود، نه براى عیبجوى و تضعیف. در انتقاد از رهبر به جایگاه و شخصیت ویژه رهبر توجه شود و حرمت و شان و منزلت او در انتقاد مورد توجه قرار بگیرد.
۴ با توجه به جایگاه محورى ولى فقیه در نظام اسلامى انتقاد از رهبر باید هوشمندانه مطرح شود تا موجب سوءاستفاده دشمنان نشود و انتقاد از رهبر به تضعیف نظام منجر نگردد. علاوه باید توجه داشته باشیم که مجلس خبرگان که بر اعمال رهبرى نظام نظارت دارند در صورت لزوم مسائل را به رهبر انتقال مى دهند و در این راستا در مجلس خبرگان رهبرى کمیسیونى براى نظارت بر اعمال رهبرى تشکیل شده که عملکرد ایشان را مورد بررسى قرار مى دهد و در موارد لازم نتیجه آن را به اطلاع ایشان مى رساند به نظر مى رسد براى رعایت همه اصول بهترین شیوه انتقاد از رهبر نوشتن نامه به دبیرخانه مجلس خبرگان و بیان مسائل است. (مصباح یزدى، پرسشها و پاسخها، قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى ره، ج ۱، ص ۶۹- ۷۱)
نکته دوم:
و این که جناب رییس جمهور فرموده اند از پیامبر می پرسیدند : أمن الله أمنک؟ این روایتی است که مستند تاریخی ندارد و علامه سید جعفر مرتضی در کتاب «الصحیح» این روایت را مورد نقد قرار داده است
علاوه بر این چنین روایاتی با قرآن کریم ناسازگارند . خداوند در مورد پیامبراکرم(ص) می فرماید: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی «» إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی
او(پیامبر اکرم) هیچ وقت از روی هوای نفس سخن نمی گوید و هر چیزی میگوید وحی است .(سوره نجم/ آیات ۳ و ۴
نکته سوم:
این که فرموده اید مغالطه کرده ام و نفی کنندگان غیر از نقدکنندگان هستند با عرض پوزش از محضرت مغالطه ای مرتکب نشده ام چون همان کسی که در مورد تقسیم غنیمتها به پیامبر توهین کرد و گفت اعدل یا محمد ، کسی بود که به عنوان یار و سرباز اسلام و پیامبر بود و در جنگها شرکت می کرد.و… متاسفانه جناب رییس جمهور بر این سنخ توهینها و بی ادبیها، نام نقد نهاده اند!
نکته چهارم:
در اسلام نسبت به معصومین واژه مشورت به کار رفته است . قرآن کریم نیز با صراحت به حضرت پیامبر(ص) مىفرماید: شاوِرْهُمْ فِى اَلْأَمْرِ ((آل عمران/ ۱۵۹) و این نوع مشورت غیر از نقدی است که جناب رییس جمهور بیان می کنند.
گفتنی است معصومین (علیهم السلام) هم در امورى با مردم به مشورت مى کردند که مربوط به خود مردم بود نه در امور منحصر به خدا مثل احکام دین. پیامبر اکرم (ص) نیز در جنگ خندق و جنگ احد و …با مسلمانان مشورت کردهاند. ((ر. ک تفسیر نمونه ۷۰و ۱۴۲/ ۳)) آن پیامبر (ص) علاوه بر اینکه از وحى آسمانى برخوردار بود و فکر نیرومندى نیز داشت که آن حضرت را از مشورت بى نیاز مىکرد. اما به جهات مختلفى با مسلمانان به مشورت مىپرداخت (و در صورتى که نظر آنان با رأى پیامبر مخالف بود حضرت نظر آنان را ترجیح مىداد) برخى از آن جهات عبارتند از:
۱- مسلمانان به اهمیت مشورت پى ببرند. و آنرا جزو برنامههاى اساسى زندگى خود قرار دهند.
۲- نیروى فکر و اندیشه را در افراد پرورش دهد.
۳- براى دیدگاه و آراء افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل شوند.
۴- به شخصیت افراد احترام و ارزش دهد.
۵- میزان دوستى افراد را بیازمایند.
۶- مشاوره به سپاهیان نوعى آماده سازى روحى و روانى و زمینهسازى حضور در جنگ است و… شاید مشورتهاى پیامبر با آن قدرت فکرى فوق العادهاى که داشتند، به خاطر مجموع این جهات باشد.( (ر. ک: تفسیر نمونه، ۱۴۵/ ۳))
الهی سلامت باشید.
بــه نــام خـــدایے که دغدغــه ے از دســــت دادنــش را نــــداریـــم