تاریخ دشمنی عایشه با امام علی ع

تاریخچه دشمنی عایشه با امام علی (ع):

در عصر رسول الله (ص) دو جریان سیاسی مختلف در میان مهاجرین وجود داشته است .کسانی برای به دست آوردن خلافت تلاش می کرده اند و...

باید پذیرفت که میان امام و شیخین از همان زمان مناسبات خوبی نبوده است .هیچ خاطره  ای که دوست بودن آنها را نشان دهد وجود ندارد .

اما دشمنی ها ی عایشه به گغته خود عایشه باامام علی (ع) از زمان پیامبر وجود داشته است  و این می تواند شاهدی براختلاف آل ابی بکر با آل علی تلقی شود.

زمانی که حضرت فاطمه (س) مظلومانه به شهادت رسید همه زنان پیامبر در عزای بنی هاشم شرکت کردند اما عایشه خود را به مریضی زد و شرکت نکرد!

حتی به امام علی (ع) خبر دادند که عایشه از رحلت حضرت زهرا(س) اظهار سرور کرده است!

(شرح ابن ابی الحدید ج ٩ ص ١٩٨)

حمله به منزل امام و حالت قهر بانوی اسلام و اجازه ندادن برای شرکت ابوبکر و عمرها در تشیع جنازه اختلافات را عمیق تر کرد و از آن پس امام به سراغ زندگی شخصی خود رفت .

چون امام علی ع نیز به شهادت رسید بچه ای را برای نام گذاری نزد عایشه بردند و او نام قاتل امام یعنی عبدالرحمان را بر او نهاد! 

https://telegram.me/seratsadegh

گفت و گفتم !

او گفت و من  گفتم:

 

   یکم   

 

گفت چرا در جامعه برخیها  قانون گریز و گاه بی ادب و هنجار شکن هستند ...؟  

 

گفتم  چند درصد زندگی ها طبق برنامه ای جامع شکل گرفته اند؟ به نظر شما چند درصد پدر و مادرها خود روشمند و طبق تعالیم ناب اسلامی تربیت شده اند و سپس فرزندان خود را قانونمند و روشمند تربیت کرده اند؟

آموزش و پرورش  و دانشگاهها  تا چه حدی در امر پرورش  موفق بوده اند؟

و...

خدا رحمت کند مرحوم فلسفی را که نوشته اند برخی از مردم چون می خواهند دامداری تاسیس کنند مشورت می کنند که نکند ضرری شوند ولی برای زندگی و تربیت فرزندان نه کتابی می خوانند و نه مشورتی می کنتد!

 دوم:  

 

گفت هزاران طلبه فقط در قم وجود دارد با این همه طلبه چرا جامعه اصلاح نمی شود؟! گفتم کار فرهنگی کردن زمان بر و بسیار سخت است . حضرت نوح (ع)950 سال تبلیغ کرد و فقط 80 نفر به او ایمان آوردند .در جامعه اسلامی ما طلبه ها به تبلیغ مشغولند و دشمنان نیز در قالب ماهواره و سایت و ...زهر خود را می ریزند. برخی نیز گویا با ماهواره در آمیختن و با روحانیت در آویختن سیره ی خود کرده اند!  

 

 سوم:    

 

گفت گفتاری از دکتر شریعتی در دفاع از روحانیت به یاد داری؟  

 

گفتم آن دکتر نوشته اند  در پاریس در سمیناری سخنرانی می کردم به مناسبتی نامی از روحانیت آوردم .شنونده ای گفت دکترجان لطفا نام آخوند نبر که حالت تهوع می گیرم!  

گفتم چرا از آخوند بدت می آید کدام آخوند نجف رفته قرارداد استعماری را امضا کرده است ؟! تو مانند زن حامله ای می مانی که می گوید از آلوچه خوشم می آید و از ...بدم می آید. 

چرا از روحانیت بدت می آید؟!  امضای کدام روحانی بر قراردادی استعماری نشسته است؟

 

 چهارم:  

گفت چرا برخی ها برای نمره دادن به  دولتمردان و سیاسیون دو نمره بیشتر ندارند  یا صفر می دهند و یا بیست؟!      

گفتم  برخی از آنهایی که نمره می دهند روشمند و بدون حب و بغض نمره نمی دهند.

 در بسیاری از موارد بر حسب معیار و منطق و کارشناسی نمره  نمی دهند .

 شاید برخیها هم معتقد باشند سیاست و باندبازی پدر و مادر ندارد  !

 امامان معصوم (ع) نیز فرموده اند حب دنیا سر چشمه ی همه ی خطاهاست .  

 پنجم     

گفت چرا بزرگی یا بزرگانی باندبازان جامعه را نصیحت نمی کنند؟ 

گفتم به فرموده ی استاد قرائتی باندبازان چون دست چرب می مانند. دست چرب آب پس می دهد و باندبازان نصیحت را.

  ششم     

 

  گفت چند درصد مسئولین از کمی حقوقی یا بی حقوقی رنج می بردند ؟ وقتی آن عالی جنابان در هر ماهی حقوقی نسوز دارند و حقوق آنها زیر یک میلیون هم نیست  چرا مرتب به جای مردم  مصاحبه می کردند ما تحریم ها را تحمل می کنیم؟!  

گفتم  این پرسش را باید از خود مصاحبه کننده بپرسی.

درست است حقوق می گیرند اما خرج  و هزینه زندگی آنها نیز سنگین است.

البته واقعیت این است  توده های مردم و کوخ نشینان بیشترین  زجر را کشیدند و دشنه ی شوم تحریم را تحمل کردند  و باتمام توان از  انقلاب دفاع کردند.به نظرم هر مسئولی به اعتبار همین مردم هم  می تواند بارها و بارها مصاحبه کند که ما تحریمها را تحمل می کنیم.

 

 هفتم   

 

گفت واقعا دین با سیاست می سازد؟   گفتم دین و سیاست با هم در آمیخته اند و جدایی این دو ممکن نیست.

البته این سیاست غیر سیاستی است که سرشار از کلک و ...است از اینرو برخی از بزرگان فرموده اند اگر منظور از سیاست کلک و حقه بازی و حق کشی باشد به یقین اسلام هرگز با سیاست نمی سازد. اما اگر مراد از سیاست خدمت به خلق و ضعیف نوازی و دفاع از مسلمانان باشد دین عین سیاست است.

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh

ارگ نیز قمی شده است!

گویا بسیاری از مردم و...امر به معروف و نهی از منکر را سه طلاقه کرده اند !

در فضای مجازی آزادی مطلق وجود دارد ! هر کسی هر چیزی را می خواهد به وفور در اختیارش قرار می گیرد! 

در مجالس و خیابانها نیز مانتوها تبدیل به کت شده اند و خیلی از مقنعه پوشان تبدیل به روسری پوش  شده اند و روسری داران شالی شده اند و از همه بدتر پوشیدن شالشان  اروپایی تر از اروپایی ها شده است به همین دلیل نصف سر تا گلو پیداست !

در کف خیابانها صدای موسیقی برخی از ماشینها، روح و جسم آزار شده است !

در برخی از مجالس جشن و عروسی ها  حرمت محرم و نامحرم و احکام الهی گرفته نمی شود! از نظر سر و صدا و ابزار آن، ارگ نیز قمی شده است!

 در عروسی ها ، برخی از خانواده های  مذهبی که تا دیروز ضد  ارگ  بودند اکنون ارگ آور شده اند !  

ظاهرا از دوستان طلبه  هم در حد و اندازه لازم ، ناله ای ، بلند نمی شود !

اگر ناله ای هم یافت می شود یا ملاحظه کاری در آن فراوان است و یا  به بحثهایی دیگری مربوط  است و یا نسبت به تهاجم فرهنگی خیلی نادر است !

با این اوصاف ناهی از منکر غریبه ای بیش نیست ! از اینرو تا تذکری می دهد به ماجراجویی تعبیر می شود!

با این شرایط  دور از ذهن نیست که گستره ی منکرات روز به روز گسترده شود. از باب مثال اگر تا دیروز نامی از همجنس بازی نبود اکنون در همین فضای مجازی از حکم همجنس بازی سئوال می کنند و سپس از علت حرمت آن می پرسند و ...

از سویی بلوغ زودرس فرا رسیده است بچه های راهنمایی و دبیرستانی از حکم دوست پسر و دوست دختر سخن می گویند ! از چگونگی ازدواج می گویند و  گاه به انحراف کشیده می شوند ! 

از طرفی گویا وظیفه بعضی از پدر و مادرها فقط در تولید مثل خلاصه شده است و هیچ برنامه کوتاه مدت یا بلند مدتی برای تربیت و ایمن سازی فرزندشان ندارند!

از برخی از مسئولین هم با وجود  این همه دغدغه ، برنامه ای جامع و حرکتی جهادی دیده نمی شود!

راستی تا کی تهاجم فرهنگی هجوم می کند و تاکی ماها عقب نشینی می کنیم و تا کی کار فرهنگی ماها متناسب با آن تهاجم نیست؟! https://telegram.me/seratsadegh

دلها بسوزد برای این خانمها!

دلها بسوزد برای این خانمها !

خانمها خیلی از آن می ترسیدند .از نامش نیز خوفناک بودند ! نام بردن از او به جدی یا شوخی زیان بار و دارای عوارض شومی بود! 

بدترین خواب زنها دیدن و نام نشانی از او بود و خودنمایی او  در عالم خواب  کابوسی وحشتناک  ایجاد می کرد و آمدن راستین او  سیل اشک و عزا راه می انداخت و کانون خانواده را نابود می کرد.هرچند در ظاهر او را "هوو "می گفتند ولی برای خانمها وحشتی از جنس  وحشت داعشیها داشت!

زنها به همان اندازه  که از آن می ترسیدند ،  با هر ابزاری و به هر شیوه ای با آمدنش مبارزه می کردند و در این مبارزه نفس گیر  از  دادگاه و مجلس و بیگانگان نیز کمک  می گرفتند و الحق و الانصاف موفق هم می شدند!

در حالی که لشکر خانمها در زمین موفق بود ، فضای مجازی از آسمان آمد ! "هوو "  از فرصت استفاده کرد و نرمانه  و قهرمانانه تغییر شکل داد و در قالب گوشیی لمسی ، همراه با بسته ای اینترنتی و تلگرامی وارد بسیاری از منزلها  و خانواده ها شد !

از آسمان آمدن و تغییر شکل دادن هوو همان و  نیمه جان شدن خانم  و موفق شدن  هوو همان.از آن تاریخ  به بعد نان سرد فریزی خورددن ، دیر آمدن غذا و سرد شدن چای ها  برای آقایان اشکالی ندارد ! انتظار آمدن آقا برای خوردن غذا ، قانون زندگی خانمها شده است!

از آن تاریخ پارک رفتن  و بازی با بچه ها کمیاب شده است! سرکشی و زیارت اقوام و دوستان به قحطی مبتلا شده است!

فرق این هوو ی جدید مجازی با آن هووی قدیمی در این است که آن هوو ترمز داشت و این هیچ ترمزی ندارد ! او فقط قسمتی از وقت مرد زندگی  را می گرفت  و برای خانم اولی مزاحمتی ایجاد می کرد ولی این  هووی آسمانی در روز روشن تمام قد در مقابل او  و همه ی امیدش می ایستد ! او در امور منزل کمکار خانم اول بود و بچه ای هم می زایید ، ولی هووی مجازی همه ساعتهای عمر جناب زوج را به خود اختصاص داده است و هیچ کمکی نمی کند بلکه خانم خانه را فقط به تماشاگری تسلیم شده تبدیل کرده است!

در مقابل او مجلس و دیگر نهادهای مربوطه  می ایستادند ولی هووی جدید مجلسیان ودیگر نهادها  را نیز  از آن خود کرده است!

به همین دلیل مبارزه با هووی جدید از نهادی و مجلسی تنزل کرده و شخصی شده است .

الهی چه می کند این هوو ؟! خانمها از کمپ ترک اعتیاد می گویند و آقایان نا امیدانه از  " ترک العادت کالمعجز" !

واقعا  ای دلها بسوزد برای این خانمها !

https://telegram.me/seratsadegh

قاتل عثمان را کشتم

 

مروان گفت قاتل عثمان را کشتم!

جنگ آغاز شد و از ظهر تا شب ادامه یافت.بیشترین جنگ در اطراف شتر عایشه بود که تاریخ می گوید بیش از هفتاد دست که خواستند افسار شتر او را بگیرند قطع شد.

عایشه برای عوام فریبی مشتی از خاک برداشت و شبیه کاری که رسول الله (ص)کرده بود، خاک را به سمت امام پاشید و گفت : شاهت الوجوه اما امام خطاب به او فرمودند و ما رمیت اذ رمیت ولکن ...الرمی .

امام با این جمله به او تذکر داد این خاکی که پاشیدی کاری خدایی نبود و...

امام که مقاومت بصری ها را در اطراف شتر عایشه دید دستور کشتن شتر را صادر کرد .پس از پایان جنگ عایشه که چون مرده ای در هودج بی حرکت مانده بود به همراه برادرش محمدبن ابی بکر به بصره فرستادند و پس از چند روز به همراه شماری زن و مرد بصری به مدینه فرستاد.

گفتنی است 

زمانی که شورشیان ضعیف و ضعیف تر شدند مروان بن حکم که کسی جز طلحه را قاتل عثمان نمی دانست تیری به او زد و طلحه را به قتل رساند.جالب است بدانیم ابن خیاط می گوید زمانی که جنگ آغاز شد نخستین کشته طلحه بود.

تاریخ می گوید این نشانی است برای این که هدف از آمدن مروان به جنگ جمل کشتن طلحه بود.

مروان بعدها هم به کشتن طلحه افتخار کرد.

https://telegram.me/seratsadegh

چند پست

حدیث قدسی:

یابن ادم اطیعونی بقدر حوائجکم الیّ و اعصونی بقدر صبرکم علی النّار و تزوّدوا من الّدنیا بقدر مسکنکم فیها و تزوّدوا للاخرة بقدر مسکنکم فیها و ...

 

ای فرزند آدم به اندازه نیازی که به من دارید مرا اطاعت کنید و به مقدار صبری که بر آتش (دوزخ) دارید نافرمانی کنید، و به اندازه ای که در دنیا سکنی دارید از آن توشه برگیرید  و به اندازه ای که در آخرت سکنی دارید برای آن توشه فراهم کنید (بطور کلی انسان برای آخرت آفریده شده و دنیا مقدمه عالم دیگر است و با توجه به جاودانگی در آخرت، بدیهی است که باید تمام سعی و تلاش ما مصروف به فراهم کردن زاد و توشه آخرت گردد) 

https://telegram.me/seratsadegh

زندگی ادراری :

خداوند بزرگ در حدیثی قدسی می فرماید:

صدقه را از مال حلال پرداخت کنید زیرا همانطور که با ادرار نمی توان طهارت گرفت با مال حرام هم نمی توان صدقه داد.

آری برخی ها زندگی ادراری دارند ! زندگی ادراری همان کسب و کارهای حرام ،اختلاس و...است .

به حج رفتن ،کربلایی شدن و انجام هرکار خیری با چنین پول و اموالی مورد پذیرش خدای عادل واقع نخواهد شد.

و چه مستند کسانی که زندگی ادراری دارند .اموال حرام زیادی جمع کرده اند و در روز روشن  و در محضر عموم مردم فخر فروشی می کنند!

ای کاش حرام خواران  بدانند همانند کسی هستند که هزاران لیتر ادرار افراد مختلف را جمع آوری و نگهداری می کند که در هیچ عصری نمی تواند از آن استفاده ای راستین داشته باشد و با این ندانم کاری در دنیا و آخرت بی آبرو شده اند.

https://telegram.me/seratsadegh

ماشین و حریم خصوصی!

سلام علیکم

چند ماه قبل با خانواده به سمت کوهدشت در حرکت بودیم .

بنده که سید صادق بودم  با لباس طلبگی و عمامه مشکی  بر سر فرمان ماشین را در دست داشتم.

در فاصله بین اراک و بروجرد ماشینی سبقت گرفت و خانمم فرمود دیدی؟!

گفتم چی ؟

فرمود زنی بود بدون رو سری که بر صندلی عقب نشسته است !

گفتم نه 

آن ماشین چون سبقت گرفت ، سرعتش را کم کرد . وسط جاده را گرفت و خانم بدون روسری به ما نگاه می کرد  و سرش را به رقص در می آورد و ...!

بعد از طی مسافتی سرعتم را بیشتر کردم و سبقت گرفتم و به پلیس راه سه راهی ملایر گزارش دادم و...

حال اگر حتی همگان و قانون هم  بگویند ماشین حریم خصوصی است باور کنید آن عریان پسنان  تشکری نخواهند کرد بلکه به آخوندها هم می گویند لباس شما هم بیش از اندازه پوشاننده است و...

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh

اگر مقام معظم رهبری صلح نامه را امضاء می کرد؟!

امام خمینی روحی فدا فرموده اند :ً  تاریخ معلم انسانهاست.

تاریخ تحلیلی اسلام را مطالعه  کردم  به شرایط صلح نامه امام حسن مجتبی(ع) و معاویه رسیدم . پیمان صلح دارای شرایطی است از جمله اینکه :

یکم:

 چون معاویه زمام امور را به دست گرفت، باید طبق قرآن کریم  و سنت رسول الله (ص) و ... عمل کند.

دوم:

 برای خودش جانشینی تعیین نکند.

سوم :

توطئه ای پنهانی یا آشکار بر ضد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)نداشته باشد.

چهارم:

باید جان و اموال شیعیان در امان بماند.

تاریخ به صراحت می گوید چون معاویه قصد داشت به صلح نامه عمل نکند و یقین داشت این شرایط هرچه هم باشند.، به راحتی زیر پا گذاشته خواهند شد، بدون هیچ پیش شرطی صلح نامه را امضا کرد!

 او نه تنها به کتاب و سنت رسول خدا عمل نکرد بلکه در حد عثمان هم به کتاب خدا و سنت رسول الله عمل نکرد! 

در صلح نامه متعهد شده بود جانشینی برای خودش تعیین نکند اما معاویه، یزید را جانشین خود قرار داد!

تعهد داده بود شیعیان در امنیت باشند اما او زیاد و...را بر شیعیان مسلط کرد و امنیت را از آنها گرفت و حجر و یاران حجر را نیز به شهادت رساند !

در صلح نامه تعهد داده بود حسنین در امنیت باشند اما معاویه امام حسن (ع) را نیز مسموم و به شهادت رساند!

آری این صلح نامه ای است که امامی معصوم و آگاه به روزگار و اوضاع  و شرایط زمانش، آن را امضا کرده بود.

با خواندن آن صلح نامه  پرسشی به ذهنم رسید 

 و آن این که شرایط آن روزگار کاری کرد که امام چاره ای جز پذیرش صلح نامه را نداشت.با این حال اگر برخی از امروزیهای جامعه ما، در عصر آن امام معصوم وجود داشتند (و این صلح نامه و عهد شکنی معاویه را می دیدند،) آیا به امام مجتبی (ع) اعتراض نمی کردند که چرا صلح نامه را امضا کرده اید؟!

آیا نمی گفتند وقتی وجود معاویه مساوی با نیرنگ  و پیمان شکنی است چرا قرار داد صلح را امضا کردید؟!

اگر رهبر عزیزمان در شرایطی مشابه چنین صلح نامه ای را امضا می کردند، واقعا برخیها  چه می گفتند؟

 آیا همه می گفتند مقام معظم رهبری از روی اجبار تصمیمی حکیمانه گرفته است؟

 یا برخی می گفتند  قبول داریم که اماممان سردار و سرباز نداشت ولی اشتباه کرد چنین صلح نامه ای را امضا کرده است؟!

بنابراین توجه به سه نکته لازم است :

یکم:

با عنایت به این تاریخ می توان گفت اگر کسی دنبال بهانه ای برای انتقاد کردن و جدایی از نظام و رهبری  باشد برای همیشه بهانه های زیادی وجود خواهد داشت.

دوم:

باید بپذیریم که عالی جنابان کشور بر مسائل  اشراف اطلاعاتی دارند که ماها نداریم .وقتی آنها طبق مصالح کشور تصمیمی گرفتند، همگان باید به تصمیمهایی گرفته شده وفادار باشیم و برای آرامش بیشتر و برای افزودن بر عظمت کشور ، به تصمیم تصمیم سازان احترام بگذاریم .

سوم :

تا نسبت به قرارداد و قضایای کشوری  به سودمند بودن ، یا مضر بودن آن  علم نداشته باشیم به قضاوت کردن نپردازیم.

https://telegram.me/seratsadegh

به یاد شیخ و عارف شهرمان!

سلام استاد ارجمندم  جناب مروجی بزرگ ! 

سلام  شیخ و عارف شهرم !

در این شب جمعه  و در این قم سرشار از گرما به یادت هستم و به یادت می نویسم و به یادت عمر صرف می کنم و از  عمق دلم جامی  از مهر و محبتهای ثوابم را  در هفتمین سالگرد رحلت تقدیمت می کنم .

یادش به خیر آن سالها که نو جوان بودم و در زیر چتر دلسوزی و مهرورزیت نو بودنم را صرف می کردم .

چه معصومانه خیال می کردم هر  طلبه ای یک مروجی بزرگ خواهد شد و تا مروجی شدنم فقط چند سال درس خواندن مانده است!

خیال می کردم هر عمامه به سری یا خمینی  و خامنه ای کبیر است و کمتر از آن دو عزیز آقای خودمان شیخ ماشاالله گرامی است!

اما چون بزرگ و بزرگ تر شدم و به شهری بزرگ تر که رسیدم تدریجی دریافتیم همانطور که هر گردی گردو نیست و هر گردویی پر نیست ، هر سیدی نیز امام خمینی و خامنه ای نمی شود و گاه طلبه ای با هزاران ماشاالله گفتن نیز  آن ماشاالله عارف نخواهد شد!

آری کسی  آن  استاد زاهد ما می شود که تا آخر عمر دنیا را سه طلاقه کند و این کار ، از هر کسی  و بنده کمترین بر نخواهد آمد . 

استادم ! 

باصفایم!

و ای روحانی راستینم !

به یادتم و به یادت خواهم ماند و از این که برای نخستین بار نتوانستم در سالگرد عروجت حضور بیابم غمگینم.

الهی سرشار از آرامش باشید و دعای خیرت نصیبمان باد

شاگرد و ارادتمند قدیمیت 

سیدصادق محمدی‌

علی کجاست؟!

در جنگ جمل عایشه از داخل هودج از سوراخی که درست کرده بودند بیرون را تماشا می کرد .او از کسی که افسار شتر را در دست داشت پرسید آیا علی در میان جمعیت است؟

گفت آری

عایشه از او خواست تا علی را به او نشان دهد.وقتی امام را به او نشان داد عایشه گفت چه قدر شبیه برادرش است!

آن مرد پرسید مقصودت کیست؟

گفت پیامبر(ص)

آن مرد تا این جمله را از عایشه شنید افسار شتر را رها کرد و به سپاه امام علی(ع)پیوست.

.سمط النجوم العوالی ج ٢ ص ۴۴٠ https://telegram.me/seratsadegh

نکته ای از تاریخ 

امام علی (ع)به هیچ وجه مایل نبود جنگ جمل اتفاق بیفتد از اینرو سه روز جنگ را تاخیر انداخت و افرادی را به سرای عایشه و طلحه و زبیر فرستاد تا شاید از جنگ منصرف شوند.

ابن عباس یکی از این اشخاص بود او به طلحه گفت : 

مگر تو با امام علی (ع) بیعت نکردی؟!

طلحه گفت شمشیر بالای سرم بود!

ابن عباس گفت من خودم شاهد بودم که با اختیار بیعت کردی!

طلحه که جوابی نداشت از خون عثمان سخن گفت !

ابن عباس فرمود :

یادت نیست عثمان ده روز از چاه خانه خود آب می خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین بنوشد آن گاه امام علی (ع) آمد و از تو خواست اجازه دهی از آب استفاده کند؟! 

پس از آن با عایشه و زبیر سخن گفت .

اما عایشه هم چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچکترین انعطافی از خود نشان نداد!

الجمل ص ٣١۴-٣١٨

https://telegram.me/seratsadegh

چند پست

حدیث قدسی:

یابن ادم اطیعونی بقدر حوائجکم الیّ و اعصونی بقدر صبرکم علی النّار و تزوّدوا من الّدنیا بقدر مسکنکم فیها و تزوّدوا للاخرة بقدر مسکنکم فیها و ...

 

ای فرزند آدم به اندازه نیازی که به من دارید مرا اطاعت کنید و به مقدار صبری که بر آتش (دوزخ) دارید نافرمانی کنید، و به اندازه ای که در دنیا سکنی دارید از آن توشه برگیرید  و به اندازه ای که در آخرت سکنی دارید برای آن توشه فراهم کنید (بطور کلی انسان برای آخرت آفریده شده و دنیا مقدمه عالم دیگر است و با توجه به جاودانگی در آخرت، بدیهی است که باید تمام سعی و تلاش ما مصروف به فراهم کردن زاد و توشه آخرت گردد) 

https://telegram.me/seratsadegh

زندگی ادراری :

خداوند بزرگ در حدیثی قدسی می فرماید:

صدقه را از مال حلال پرداخت کنید زیرا همانطور که با ادرار نمی توان طهارت گرفت با مال حرام هم نمی توان صدقه داد.

آری برخی ها زندگی ادراری دارند ! زندگی ادراری همان کسب و کارهای حرام ،اختلاس و...است .

به حج رفتن ،کربلایی شدن و انجام هرکار خیری با چنین پول و اموالی مورد پذیرش خدای عادل واقع نخواهد شد.

و چه مستند کسانی که زندگی ادراری دارند .اموال حرام زیادی جمع کرده اند و در روز روشن  و در محضر عموم مردم فخر فروشی می کنند!

ای کاش حرام خواران  بدانند همانند کسی هستند که هزاران لیتر ادرار افراد مختلف را جمع آوری و نگهداری می کند که در هیچ عصری نمی تواند از آن استفاده ای راستین داشته باشد و با این ندانم کاری در دنیا و آخرت بی آبرو شده اند.

https://telegram.me/seratsadegh

ماشین و حریم خصوصی!

سلام علیکم

چند ماه قبل با خانواده به سمت کوهدشت در حرکت بودیم .

بنده که سید صادق بودم  با لباس طلبگی و عمامه مشکی  بر سر فرمان ماشین را در دست داشتم.

در فاصله بین اراک و بروجرد ماشینی سبقت گرفت و خانمم فرمود دیدی؟!

گفتم چی ؟

فرمود زنی بود بدون رو سری که بر صندلی عقب نشسته است !

گفتم نه 

آن ماشین چون سبقت گرفت ، سرعتش را کم کرد . وسط جاده را گرفت و خانم بدون روسری به ما نگاه می کرد  و سرش را به رقص در می آورد و ...!

بعد از طی مسافتی سرعتم را بیشتر کردم و سبقت گرفتم و به پلیس راه سه راهی ملایر گزارش دادم و...

حال اگر حتی همگان و قانون هم  بگویند ماشین حریم خصوصی است باور کنید آن عریان پسنان  تشکری نخواهند کرد بلکه به آخوندها هم می گویند لباس شما هم بیش از اندازه پوشاننده است و...

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh

اگر مقام معظم رهبری صلح نامه را امضاء می کرد؟!

امام خمینی روحی فدا فرموده اند :ً  تاریخ معلم انسانهاست.

تاریخ تحلیلی اسلام را مطالعه  کردم  به شرایط صلح نامه امام حسن مجتبی(ع) و معاویه رسیدم . پیمان صلح دارای شرایطی است از جمله اینکه :

یکم:

 چون معاویه زمام امور را به دست گرفت، باید طبق قرآن کریم  و سنت رسول الله (ص) و ... عمل کند.

دوم:

 برای خودش جانشینی تعیین نکند.

سوم :

توطئه ای پنهانی یا آشکار بر ضد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)نداشته باشد.

چهارم:

باید جان و اموال شیعیان در امان بماند.

تاریخ به صراحت می گوید چون معاویه قصد داشت به صلح نامه عمل نکند و یقین داشت این شرایط هرچه هم باشند.، به راحتی زیر پا گذاشته خواهند شد، بدون هیچ پیش شرطی صلح نامه را امضا کرد!

 او نه تنها به کتاب و سنت رسول خدا عمل نکرد بلکه در حد عثمان هم به کتاب خدا و سنت رسول الله عمل نکرد! 

در صلح نامه متعهد شده بود جانشینی برای خودش تعیین نکند اما معاویه، یزید را جانشین خود قرار داد!

تعهد داده بود شیعیان در امنیت باشند اما او زیاد و...را بر شیعیان مسلط کرد و امنیت را از آنها گرفت و حجر و یاران حجر را نیز به شهادت رساند !

در صلح نامه تعهد داده بود حسنین در امنیت باشند اما معاویه امام حسن (ع) را نیز مسموم و به شهادت رساند!

آری این صلح نامه ای است که امامی معصوم و آگاه به روزگار و اوضاع  و شرایط زمانش، آن را امضا کرده بود.

با خواندن آن صلح نامه  پرسشی به ذهنم رسید 

 و آن این که شرایط آن روزگار کاری کرد که امام چاره ای جز پذیرش صلح نامه را نداشت.با این حال اگر برخی از امروزیهای جامعه ما، در عصر آن امام معصوم وجود داشتند (و این صلح نامه و عهد شکنی معاویه را می دیدند،) آیا به امام مجتبی (ع) اعتراض نمی کردند که چرا صلح نامه را امضا کرده اید؟!

آیا نمی گفتند وقتی وجود معاویه مساوی با نیرنگ  و پیمان شکنی است چرا قرار داد صلح را امضا کردید؟!

اگر رهبر عزیزمان در شرایطی مشابه چنین صلح نامه ای را امضا می کردند، واقعا برخیها  چه می گفتند؟

 آیا همه می گفتند مقام معظم رهبری از روی اجبار تصمیمی حکیمانه گرفته است؟

 یا برخی می گفتند  قبول داریم که اماممان سردار و سرباز نداشت ولی اشتباه کرد چنین صلح نامه ای را امضا کرده است؟!

بنابراین توجه به سه نکته لازم است :

یکم:

با عنایت به این تاریخ می توان گفت اگر کسی دنبال بهانه ای برای انتقاد کردن و جدایی از نظام و رهبری  باشد برای همیشه بهانه های زیادی وجود خواهد داشت.

دوم:

باید بپذیریم که عالی جنابان کشور بر مسائل  اشراف اطلاعاتی دارند که ماها نداریم .وقتی آنها طبق مصالح کشور تصمیمی گرفتند، همگان باید به تصمیمهایی گرفته شده وفادار باشیم و برای آرامش بیشتر و برای افزودن بر عظمت کشور ، به تصمیم تصمیم سازان احترام بگذاریم .

سوم :

تا نسبت به قرارداد و قضایای کشوری  به سودمند بودن ، یا مضر بودن آن  علم نداشته باشیم به قضاوت کردن نپردازیم.

https://telegram.me/seratsadegh

به یاد شیخ و عارف شهرمان!

سلام استاد ارجمندم  جناب مروجی بزرگ ! 

سلام  شیخ و عارف شهرم !

در این شب جمعه  و در این قم سرشار از گرما به یادت هستم و به یادت می نویسم و به یادت عمر صرف می کنم و از  عمق دلم جامی  از مهر و محبتهای ثوابم را  در هفتمین سالگرد رحلت تقدیمت می کنم .

یادش به خیر آن سالها که نو جوان بودم و در زیر چتر دلسوزی و مهرورزیت نو بودنم را صرف می کردم .

چه معصومانه خیال می کردم هر  طلبه ای یک مروجی بزرگ خواهد شد و تا مروجی شدنم فقط چند سال درس خواندن مانده است!

خیال می کردم هر عمامه به سری یا خمینی  و خامنه ای کبیر است و کمتر از آن دو عزیز آقای خودمان شیخ ماشاالله گرامی است!

اما چون بزرگ و بزرگ تر شدم و به شهری بزرگ تر که رسیدم تدریجی دریافتیم همانطور که هر گردی گردو نیست و هر گردویی پر نیست ، هر سیدی نیز امام خمینی و خامنه ای نمی شود و گاه طلبه ای با هزاران ماشاالله گفتن نیز  آن ماشاالله عارف نخواهد شد!

آری کسی  آن  استاد زاهد ما می شود که تا آخر عمر دنیا را سه طلاقه کند و این کار ، از هر کسی  و بنده کمترین بر نخواهد آمد . 

استادم ! 

باصفایم!

و ای روحانی راستینم !

به یادتم و به یادت خواهم ماند و از این که برای نخستین بار نتوانستم در سالگرد عروجت حضور بیابم غمگینم.

الهی سرشار از آرامش باشید و دعای خیرت نصیبمان باد

شاگرد و ارادتمند قدیمیت 

سیدصادق محمدی‌

علی کجاست؟!

در جنگ جمل عایشه از داخل هودج از سوراخی که درست کرده بودند بیرون را تماشا می کرد .او از کسی که افسار شتر را در دست داشت پرسید آیا علی در میان جمعیت است؟

گفت آری

عایشه از او خواست تا علی را به او نشان دهد.وقتی امام را به او نشان داد عایشه گفت چه قدر شبیه برادرش است!

آن مرد پرسید مقصودت کیست؟

گفت پیامبر(ص)

آن مرد تا این جمله را از عایشه شنید افسار شتر را رها کرد و به سپاه امام علی(ع)پیوست.

.سمط النجوم العوالی ج ٢ ص ۴۴٠ https://telegram.me/seratsadegh

نکته ای از تاریخ 

امام علی (ع)به هیچ وجه مایل نبود جنگ جمل اتفاق بیفتد از اینرو سه روز جنگ را تاخیر انداخت و افرادی را به سرای عایشه و طلحه و زبیر فرستاد تا شاید از جنگ منصرف شوند.

ابن عباس یکی از این اشخاص بود او به طلحه گفت : 

مگر تو با امام علی (ع) بیعت نکردی؟!

طلحه گفت شمشیر بالای سرم بود!

ابن عباس گفت من خودم شاهد بودم که با اختیار بیعت کردی!

طلحه که جوابی نداشت از خون عثمان سخن گفت !

ابن عباس فرمود :

یادت نیست عثمان ده روز از چاه خانه خود آب می خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین بنوشد آن گاه امام علی (ع) آمد و از تو خواست اجازه دهی از آب استفاده کند؟! 

پس از آن با عایشه و زبیر سخن گفت .

اما عایشه هم چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچکترین انعطافی از خود نشان نداد!

الجمل ص ٣١۴-٣١٨

https://telegram.me/seratsadegh

چند پست

حدیث قدسی:

یابن ادم اطیعونی بقدر حوائجکم الیّ و اعصونی بقدر صبرکم علی النّار و تزوّدوا من الّدنیا بقدر مسکنکم فیها و تزوّدوا للاخرة بقدر مسکنکم فیها و ...

 

ای فرزند آدم به اندازه نیازی که به من دارید مرا اطاعت کنید و به مقدار صبری که بر آتش (دوزخ) دارید نافرمانی کنید، و به اندازه ای که در دنیا سکنی دارید از آن توشه برگیرید  و به اندازه ای که در آخرت سکنی دارید برای آن توشه فراهم کنید (بطور کلی انسان برای آخرت آفریده شده و دنیا مقدمه عالم دیگر است و با توجه به جاودانگی در آخرت، بدیهی است که باید تمام سعی و تلاش ما مصروف به فراهم کردن زاد و توشه آخرت گردد) 

https://telegram.me/seratsadegh

زندگی ادراری :

خداوند بزرگ در حدیثی قدسی می فرماید:

صدقه را از مال حلال پرداخت کنید زیرا همانطور که با ادرار نمی توان طهارت گرفت با مال حرام هم نمی توان صدقه داد.

آری برخی ها زندگی ادراری دارند ! زندگی ادراری همان کسب و کارهای حرام ،اختلاس و...است .

به حج رفتن ،کربلایی شدن و انجام هرکار خیری با چنین پول و اموالی مورد پذیرش خدای عادل واقع نخواهد شد.

و چه مستند کسانی که زندگی ادراری دارند .اموال حرام زیادی جمع کرده اند و در روز روشن  و در محضر عموم مردم فخر فروشی می کنند!

ای کاش حرام خواران  بدانند همانند کسی هستند که هزاران لیتر ادرار افراد مختلف را جمع آوری و نگهداری می کند که در هیچ عصری نمی تواند از آن استفاده ای راستین داشته باشد و با این ندانم کاری در دنیا و آخرت بی آبرو شده اند.

https://telegram.me/seratsadegh

ماشین و حریم خصوصی!

سلام علیکم

چند ماه قبل با خانواده به سمت کوهدشت در حرکت بودیم .

بنده که سید صادق بودم  با لباس طلبگی و عمامه مشکی  بر سر فرمان ماشین را در دست داشتم.

در فاصله بین اراک و بروجرد ماشینی سبقت گرفت و خانمم فرمود دیدی؟!

گفتم چی ؟

فرمود زنی بود بدون رو سری که بر صندلی عقب نشسته است !

گفتم نه 

آن ماشین چون سبقت گرفت ، سرعتش را کم کرد . وسط جاده را گرفت و خانم بدون روسری به ما نگاه می کرد  و سرش را به رقص در می آورد و ...!

بعد از طی مسافتی سرعتم را بیشتر کردم و سبقت گرفتم و به پلیس راه سه راهی ملایر گزارش دادم و...

حال اگر حتی همگان و قانون هم  بگویند ماشین حریم خصوصی است باور کنید آن عریان پسنان  تشکری نخواهند کرد بلکه به آخوندها هم می گویند لباس شما هم بیش از اندازه پوشاننده است و...

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh

اگر مقام معظم رهبری صلح نامه را امضاء می کرد؟!

امام خمینی روحی فدا فرموده اند :ً  تاریخ معلم انسانهاست.

تاریخ تحلیلی اسلام را مطالعه  کردم  به شرایط صلح نامه امام حسن مجتبی(ع) و معاویه رسیدم . پیمان صلح دارای شرایطی است از جمله اینکه :

یکم:

 چون معاویه زمام امور را به دست گرفت، باید طبق قرآن کریم  و سنت رسول الله (ص) و ... عمل کند.

دوم:

 برای خودش جانشینی تعیین نکند.

سوم :

توطئه ای پنهانی یا آشکار بر ضد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)نداشته باشد.

چهارم:

باید جان و اموال شیعیان در امان بماند.

تاریخ به صراحت می گوید چون معاویه قصد داشت به صلح نامه عمل نکند و یقین داشت این شرایط هرچه هم باشند.، به راحتی زیر پا گذاشته خواهند شد، بدون هیچ پیش شرطی صلح نامه را امضا کرد!

 او نه تنها به کتاب و سنت رسول خدا عمل نکرد بلکه در حد عثمان هم به کتاب خدا و سنت رسول الله عمل نکرد! 

در صلح نامه متعهد شده بود جانشینی برای خودش تعیین نکند اما معاویه، یزید را جانشین خود قرار داد!

تعهد داده بود شیعیان در امنیت باشند اما او زیاد و...را بر شیعیان مسلط کرد و امنیت را از آنها گرفت و حجر و یاران حجر را نیز به شهادت رساند !

در صلح نامه تعهد داده بود حسنین در امنیت باشند اما معاویه امام حسن (ع) را نیز مسموم و به شهادت رساند!

آری این صلح نامه ای است که امامی معصوم و آگاه به روزگار و اوضاع  و شرایط زمانش، آن را امضا کرده بود.

با خواندن آن صلح نامه  پرسشی به ذهنم رسید 

 و آن این که شرایط آن روزگار کاری کرد که امام چاره ای جز پذیرش صلح نامه را نداشت.با این حال اگر برخی از امروزیهای جامعه ما، در عصر آن امام معصوم وجود داشتند (و این صلح نامه و عهد شکنی معاویه را می دیدند،) آیا به امام مجتبی (ع) اعتراض نمی کردند که چرا صلح نامه را امضا کرده اید؟!

آیا نمی گفتند وقتی وجود معاویه مساوی با نیرنگ  و پیمان شکنی است چرا قرار داد صلح را امضا کردید؟!

اگر رهبر عزیزمان در شرایطی مشابه چنین صلح نامه ای را امضا می کردند، واقعا برخیها  چه می گفتند؟

 آیا همه می گفتند مقام معظم رهبری از روی اجبار تصمیمی حکیمانه گرفته است؟

 یا برخی می گفتند  قبول داریم که اماممان سردار و سرباز نداشت ولی اشتباه کرد چنین صلح نامه ای را امضا کرده است؟!

بنابراین توجه به سه نکته لازم است :

یکم:

با عنایت به این تاریخ می توان گفت اگر کسی دنبال بهانه ای برای انتقاد کردن و جدایی از نظام و رهبری  باشد برای همیشه بهانه های زیادی وجود خواهد داشت.

دوم:

باید بپذیریم که عالی جنابان کشور بر مسائل  اشراف اطلاعاتی دارند که ماها نداریم .وقتی آنها طبق مصالح کشور تصمیمی گرفتند، همگان باید به تصمیمهایی گرفته شده وفادار باشیم و برای آرامش بیشتر و برای افزودن بر عظمت کشور ، به تصمیم تصمیم سازان احترام بگذاریم .

سوم :

تا نسبت به قرارداد و قضایای کشوری  به سودمند بودن ، یا مضر بودن آن  علم نداشته باشیم به قضاوت کردن نپردازیم.

https://telegram.me/seratsadegh

به یاد شیخ و عارف شهرمان!

سلام استاد ارجمندم  جناب مروجی بزرگ ! 

سلام  شیخ و عارف شهرم !

در این شب جمعه  و در این قم سرشار از گرما به یادت هستم و به یادت می نویسم و به یادت عمر صرف می کنم و از  عمق دلم جامی  از مهر و محبتهای ثوابم را  در هفتمین سالگرد رحلت تقدیمت می کنم .

یادش به خیر آن سالها که نو جوان بودم و در زیر چتر دلسوزی و مهرورزیت نو بودنم را صرف می کردم .

چه معصومانه خیال می کردم هر  طلبه ای یک مروجی بزرگ خواهد شد و تا مروجی شدنم فقط چند سال درس خواندن مانده است!

خیال می کردم هر عمامه به سری یا خمینی  و خامنه ای کبیر است و کمتر از آن دو عزیز آقای خودمان شیخ ماشاالله گرامی است!

اما چون بزرگ و بزرگ تر شدم و به شهری بزرگ تر که رسیدم تدریجی دریافتیم همانطور که هر گردی گردو نیست و هر گردویی پر نیست ، هر سیدی نیز امام خمینی و خامنه ای نمی شود و گاه طلبه ای با هزاران ماشاالله گفتن نیز  آن ماشاالله عارف نخواهد شد!

آری کسی  آن  استاد زاهد ما می شود که تا آخر عمر دنیا را سه طلاقه کند و این کار ، از هر کسی  و بنده کمترین بر نخواهد آمد . 

استادم ! 

باصفایم!

و ای روحانی راستینم !

به یادتم و به یادت خواهم ماند و از این که برای نخستین بار نتوانستم در سالگرد عروجت حضور بیابم غمگینم.

الهی سرشار از آرامش باشید و دعای خیرت نصیبمان باد

شاگرد و ارادتمند قدیمیت 

سیدصادق محمدی‌

علی کجاست؟!

در جنگ جمل عایشه از داخل هودج از سوراخی که درست کرده بودند بیرون را تماشا می کرد .او از کسی که افسار شتر را در دست داشت پرسید آیا علی در میان جمعیت است؟

گفت آری

عایشه از او خواست تا علی را به او نشان دهد.وقتی امام را به او نشان داد عایشه گفت چه قدر شبیه برادرش است!

آن مرد پرسید مقصودت کیست؟

گفت پیامبر(ص)

آن مرد تا این جمله را از عایشه شنید افسار شتر را رها کرد و به سپاه امام علی(ع)پیوست.

.سمط النجوم العوالی ج ٢ ص ۴۴٠ https://telegram.me/seratsadegh

نکته ای از تاریخ 

امام علی (ع)به هیچ وجه مایل نبود جنگ جمل اتفاق بیفتد از اینرو سه روز جنگ را تاخیر انداخت و افرادی را به سرای عایشه و طلحه و زبیر فرستاد تا شاید از جنگ منصرف شوند.

ابن عباس یکی از این اشخاص بود او به طلحه گفت : 

مگر تو با امام علی (ع) بیعت نکردی؟!

طلحه گفت شمشیر بالای سرم بود!

ابن عباس گفت من خودم شاهد بودم که با اختیار بیعت کردی!

طلحه که جوابی نداشت از خون عثمان سخن گفت !

ابن عباس فرمود :

یادت نیست عثمان ده روز از چاه خانه خود آب می خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین بنوشد آن گاه امام علی (ع) آمد و از تو خواست اجازه دهی از آب استفاده کند؟! 

پس از آن با عایشه و زبیر سخن گفت .

اما عایشه هم چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچکترین انعطافی از خود نشان نداد!

الجمل ص ٣١۴-٣١٨

https://telegram.me/seratsadegh

بنویسم یا ننویسم ؟

بنویسم یا ننویسم ؟

با چه بینشی و در مورد چه کسانی بنویسم ؟

جناحی بنویسم یا محور  و مدار یادداشتهایم حق و دفاع از ارزشهای دینی و انقلابی باشد؟

دین و تار و پود وجودم می گوید باید بنویسم و نباید تعصبی و جناحی بنویسم .

چگونه به ناحق  و باندی بنویسم در حالی که وجدان ، قبر و قیامتی دارم ؟!

از سویی چون در عالم واقع هر نقدی وارد نیست و  مدیران و مسئولین جامعه اصول گرا  و یا اصلاح طلب هستند به تبع  نقدها نیز گاه  قسمت اصلاح طلبان  و گاه نصیب اصول گراها خواهد شد بر این اساس باید منتظر بود گاه از سوی برخی از اصول گراها سنگ  خورد و گاه از ناحیه اصلاح طلبها!

آری نوشتن یک نوع حرکت است و حرکت هم گاه گاهی  سنگ می آورد .سنگی که از سر عبور می کند و دل را می شکند!

استاد شهید مطهری فرموده اند  :

یكی از دوستان ما كه مرد نكته سنجی است، یك تعبیر بسیار لطیف داشت، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی. می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یك درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن زمان قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران- شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم كه قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می كنند و به زبان حال می گویند ببین چه موجود عجیبی است! معلوم بود كه یك احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به آن نگاه می كردند. كم كم ساعت حركت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین كه راه می افتاد بچه ها می دویدند، سنگ برمی داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی كه ایستاده یك ریگ كوچك هم به آن نمی زنند، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود اعجابِ بیشتر در وقتی است كه حركت می كند.

این معمّا برایم بود تا وقتی كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این قانون كلی زندگی ما ایرانیان است كه هركسی و هر چیزی تا وقتی كه ساكن است مورد احترام است. تا ساكت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همین كه به راه افتاد و یك قدم برداشت نه تنها كسی كمكش نمی كند بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب می شود.

این نشانه ی یك جامعه ی مرده است، ولی یك جامعه ی زنده فقط برای كسانی احترام قائل است كه متكلّم هستند نه ساكت، متحرّكند نه ساكن، باخبرترند نه بی خبرتر.

پس اینها علائم حیات و موت است. البته اینها دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند كه عرض كردم و الّا علائم دیگر هم دارد.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 426

https://telegram.me/seratsadegh

روز قدس و توهین به رییس جمهور ؟!

 

نیاز به قانون و اعمال آن در جامعه ، از ضروریات بدیهی و مورد قبول همه ی جوامع متمدن است.

 برخی از نظریه پردازان مانند «افلاطون» و «ابونصر فارابی» مدینه فاضله را به عنوان جامعه آرمانی مطرح کرده‌اند؛ که شاید اشاره به همان جامعه قانونمند باشد .

بزرگان نیز به قوانین احترام ویژه ای گذاشته اند . در هنگام صدور حکم اعدام «سقراط» به او گفتند: فرار کند و سقراط گفت: فرار کردن «قانون‌شکنی» است

.امام خمینی (ره) نیز بر قانون پذیری تاکید داشتند هر چند آن قانون خلاف میل افراد و اشخاص باشد در اندیشه و عمل امام مطیع قانون بودن امری واجب است از اینرو خطاب به بنی صدر فرمودند: 

«نمی شود از شما پذیرفت که قانون را قبول نداریم، غلط می‌کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. اگر می‌خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، پیرو قانون باشید»

مقام معظم رهبری هم «قانون» را در تمام امور کشور فصل الخطاب می‌دانند تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود و بی‌قانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانسته و تأکید می‌کنند: 

«اصرار بر رعایت نکردن قانون موجب گره خوردن کارها خواهد شد؛ بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.

راستی در روزی چون روز قدس که باید به اسراییل و ستمکاران وحدت و عظمت خود را نشان بدهیم و پیام روشنی چون مرگ بر اسراییل به جانشان بیندازیم  توهین به رییس جمهور کشور با شعارهایی چون ...چه ثمره ای خواهد داشت و با کدام منطق و قانون سازگار است؟!

آیا این نوع حرکتها  به سود فلسطین است و دشمنان را بدحال خواهد کرد؟!

چرا در این موارد به منش و گفتار رهبر عزیزمان توجه نمی شود؟!

https://telegram.me/seratsadegh

اگر یک شنبه را عید قرار ندهی ...

ای ماه مبارک بیست و نه روز از عمرت گذشت  اما برخی ها نپذیرفتند تو ماهی مبارک  و سرشار از رحمتی !

این همه رمضان آمد و گذشت اما عده ای هرگز و حتی یک لحظه نپذیرفتند که در این ماه میزبانی به نام خداوند  و مهمانانی از جنس  روزه داران وجود دارد !

ای خدای من ! خودت نیک می دانی آنان که مهمانیت را پذیرفتند دارای یک بینش و یک اندازه توان و صبر نیستند از اینروز برخی از مهمانان بزرگ سالت  تهدیدت کردند چناچه روز سی ام را عید اعلام نکنی به مهمانیت نخواهند آمد! 

پس ای خدای من ثواب این آخرین روز را مضاعف و کهکشانی تر بفرما.

ای خدای بزرگ ما که تسلیم دستورت هستیم و به میزبانیت  افتخار می کنیم از اینرو دعا می کنیم ما را به رمضانهای دیگرت برسان اما هنوز هم دلشوره داریم و نگرانیم که آیا مهمانی با عملکردی مثبت بودیم یا زبانم لال از این مهمانی بهره ای جز گرسنگی و تشنگی نداشتیم!

نگرانیم آیا خواهیم توانست از کارهای نیکمان پاسداری کنیم یا خدای نخواسته با وسوسه ای از شیطان ، اعمال نیک را آتش خواهیم زد؟

آری ماه در حال رفتن است و ما همچنان خوفناک اما امیدوار به نزول امداد و محبت های نجومی الهی هستیم .

الهی چنان کن سرانجام کار 

که تو خشنود باشی و ما رستگار

https://telegram.me/seratsadegh

دشمن احمق ما چه می گوید؟!

وزیر خارجه آمریکا در سخنانی گفت: سیاست ما در قبال ایران حمایت از عناصری در داخل این کشور است که به تغییر مسالمت آمیز رژیم شان منجر می‌شود

حقیقتا 

چه بسیار بی فهم هستند دشمنان امریکایی ما که بعد از این همه دهه که از عمر انقلاب اسلامی ایران می گذرد و این همه سلحشوری صادر می کنیم باز از تغییر نظام ایران اسلامی می گویند!

واقعا نفهمی امریکایی ها حد ندارد . این خبیثها چگونه از تغییر نظام ما می گویند در حالی که پاسداری از انقلاب اسلامی در خون ایرانیان جاری و ساری است.

تا چه حد احمق و بی سلیقه هستند این دشمنان ما، در  حالی که همین چند روز پیش ، انتخاباتی چهل میلیونی را پشت سرگذاشته ایم ، از تغییر نظام ما می گویند و دست دوستی به  رژیم آل سعودی می دهند که تهی از انتخابات هستند و دستانشان تا مرفق به خون یمنیان و بحرینی ها آلوده هست.

خدایا تو را سپاس می گوییم که دشمنان ما را احمق آفریده ای.

https://telegram.me/seratsadegh

فقط یک ساعت سکوت!

خدای دانا و توانایمان از هر دوازده ماه چهار ماه   ذی القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب ، را  حرام اعلام کرده است.

  در این چهار ماه -به‌جز برای دفاع- جنگ کنار گذاشته می‌شود و دیه افزایش می‌یابد. هدف از این کار ایجاد امنیت برای افرادی است که می‌خواهند به حج بروند یا تجارت کنند و به سلامت به شهر خود برگردند.

اکنون که همگان مدعی پیشرفت و فرهنگ و صنعت و..‌.هستیم و جهان را دهکده ی جهانی می دانیم، قدرتهای استکباری پیوسته جهان را  در دل جنگها و آشوبها قرار می دهند  و جان و مال مردم را به دستان بی رحم داعشیان  و...به قتل و نابودی می کشانند و ...

در این جنگها که هزاران هزار کشته شدند و هزاران هزار نیز به درد گران نقص عضو مبتلا شدند و...هچ روزی  جنگ حرام نبوده و نخواهد بود!

از سویی در این عالم پر جنگ و گرفتاری چند ده سالی است به برکت  نفس مسیحایی امام خمینی کبیر و خون شهدا و ... نظام مقدس  جمهوری اسلامی به وجود آمده است  و روز به روز بر عزت و عظمت آن افزوده می شود .

دریغا این نظام مقدس به آفتی به نام منازعات و بگو مگوهای باندی و جناحی مبتلا شده است ! بگو مگوهایی که از حد مجاز عبور کرده است  و روح و روان  هر گوینده و شنونده ای  را  می آزارد!

 آفتی که هرچه می گذرد بزرگ و عمیق تر می شود و وحدت  و اخلاق جامعه را بیش از گذشته تهدید و آزرده خاطر می کند!

چندی قبل ماه مبارک رمضان با آن همه عظمت و با آن شبهای قدر و روز عید فطر و روز قدس تشریف آوردند خیال کردیم با آمدن آن ماه و این همه گوهرهای گرانسنگش، منازعات سیاسی و جناحی کم رنگ و سیمای نورانی وحدت و اخوت اسلامی آفتابی می شود؛ اما دیدید و دیدیم که هیچ کدام از شبهای قدر ، روز قدس و عید سعید فطر نیز نتوانست ذره ای از بحثهای باندی و جناحی را کم کند !

سی روز سید ماهها  و ماه خودسازی تمام شد خیال کردیم روز عید فطر همه سرشار از معنـویت و دلسوزی و سعه صدر خواهیم شد و برادران ارجمندمان سکوت آرامش بخشی را تقدیم ملت ایران خواهند کرد . دریغا آن روز هم فرا رسید  اما باز دریافتیم چه خیال باطلی ؛ زیرا در همان روز و همان ساعت نیز توسط مداحی تهرانی شعری خوانده شد و همان شعر سوژه ای بکر و ناب برای دمیدن آتش اختلافات جناحی و بحثهای سیاسی به وجود آورد ! از اینرو چون نماز عید فطر تمام شد ،

 تعریف و تمجید از جمعیت عظیم و عزیز نمازگزاران کنار رفت 

و قبول باشد و قبول بماند نیر  به حاشیه رفت

 و  فقط تعریف و تمجید و یا نقد و انتقاد از شعر و شاعری، نقل و نبات مجالس شد! 

ای کاش این دسته از دلسوزان نظام فقط در جایی فریاد بر آورند که به سیمای جمهوری اسلامی ناخنی زده می شود نه این که زمینه ی ناخن زدن به آبروی نظام را فراهم کنند‌

ای کاش فقط در موارد لازم انتقاد و شعر و شاعری به خرج بدهیم.

ای کاش هیچ انتقاد تفنگی و یا نیش آلودی از هیچ صاحب منصبی به گوشمان نرسد.

ای کاش برخی ها  نهادهای انقلابی  همانند سپاه و ...را  تخریب و تضعیف نکنتد.

ای کاش اختلاف سلیقه  صاحب منصبان در جمعهای خصوصی حل و فصل شود.

ای کاش فقط چهار ماه یا یک ماه یا یک روز و یا یک ساعت از روز عید فطر توپخانه جناحها خاموش گردد.

راستی تاکی حاشیه ها به جای متن فرمانروایی خواهند کرد؟!

نا امید نشوید  زیرا در نا امیدی بسی امید است .به امید چنین روزی  و یا چنان ساعتی .

https://telegram.me/seratsadegh

بنویسم یا ننویسم ؟

بنویسم یا ننویسم ؟

با چه بینشی و در مورد چه کسانی بنویسم ؟

جناحی بنویسم یا محور  و مدار یادداشتهایم حق و دفاع از ارزشهای دینی و انقلابی باشد؟

دین و تار و پود وجودم می گوید باید بنویسم و نباید تعصبی و جناحی بنویسم .

چگونه به ناحق  و باندی بنویسم در حالی که وجدان ، قبر و قیامتی دارم ؟!

از سویی چون در عالم واقع هر نقدی وارد نیست و  مدیران و مسئولین جامعه اصول گرا  و یا اصلاح طلب هستند به تبع  نقدها نیز گاه  قسمت اصلاح طلبان  و گاه نصیب اصول گراها خواهد شد بر این اساس باید منتظر بود گاه از سوی برخی از اصول گراها سنگ  خورد و گاه از ناحیه اصلاح طلبها!

آری نوشتن یک نوع حرکت است و حرکت هم گاه گاهی  سنگ می آورد .سنگی که از سر عبور می کند و دل را می شکند!

استاد شهید مطهری فرموده اند  :

یكی از دوستان ما كه مرد نكته سنجی است، یك تعبیر بسیار لطیف داشت، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی. می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یك درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن زمان قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران- شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم كه قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می كنند و به زبان حال می گویند ببین چه موجود عجیبی است! معلوم بود كه یك احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به آن نگاه می كردند. كم كم ساعت حركت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین كه راه می افتاد بچه ها می دویدند، سنگ برمی داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی كه ایستاده یك ریگ كوچك هم به آن نمی زنند، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود اعجابِ بیشتر در وقتی است كه حركت می كند.

این معمّا برایم بود تا وقتی كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این قانون كلی زندگی ما ایرانیان است كه هركسی و هر چیزی تا وقتی كه ساكن است مورد احترام است. تا ساكت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همین كه به راه افتاد و یك قدم برداشت نه تنها كسی كمكش نمی كند بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب می شود.

این نشانه ی یك جامعه ی مرده است، ولی یك جامعه ی زنده فقط برای كسانی احترام قائل است كه متكلّم هستند نه ساكت، متحرّكند نه ساكن، باخبرترند نه بی خبرتر.

پس اینها علائم حیات و موت است. البته اینها دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند كه عرض كردم و الّا علائم دیگر هم دارد.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 426

https://telegram.me/seratsadegh

روز قدس و توهین به رییس جمهور ؟!

 

نیاز به قانون و اعمال آن در جامعه ، از ضروریات بدیهی و مورد قبول همه ی جوامع متمدن است.

 برخی از نظریه پردازان مانند «افلاطون» و «ابونصر فارابی» مدینه فاضله را به عنوان جامعه آرمانی مطرح کرده‌اند؛ که شاید اشاره به همان جامعه قانونمند باشد .

بزرگان نیز به قوانین احترام ویژه ای گذاشته اند . در هنگام صدور حکم اعدام «سقراط» به او گفتند: فرار کند و سقراط گفت: فرار کردن «قانون‌شکنی» است

.امام خمینی (ره) نیز بر قانون پذیری تاکید داشتند هر چند آن قانون خلاف میل افراد و اشخاص باشد در اندیشه و عمل امام مطیع قانون بودن امری واجب است از اینرو خطاب به بنی صدر فرمودند: 

«نمی شود از شما پذیرفت که قانون را قبول نداریم، غلط می‌کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. اگر می‌خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، پیرو قانون باشید»

مقام معظم رهبری هم «قانون» را در تمام امور کشور فصل الخطاب می‌دانند تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود و بی‌قانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانسته و تأکید می‌کنند: 

«اصرار بر رعایت نکردن قانون موجب گره خوردن کارها خواهد شد؛ بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.

راستی در روزی چون روز قدس که باید به اسراییل و ستمکاران وحدت و عظمت خود را نشان بدهیم و پیام روشنی چون مرگ بر اسراییل به جانشان بیندازیم  توهین به رییس جمهور کشور با شعارهایی چون ...چه ثمره ای خواهد داشت و با کدام منطق و قانون سازگار است؟!

آیا این نوع حرکتها  به سود فلسطین است و دشمنان را بدحال خواهد کرد؟!

چرا در این موارد به منش و گفتار رهبر عزیزمان توجه نمی شود؟!

https://telegram.me/seratsadegh

اگر یک شنبه را عید قرار ندهی ...

ای ماه مبارک بیست و نه روز از عمرت گذشت  اما برخی ها نپذیرفتند تو ماهی مبارک  و سرشار از رحمتی !

این همه رمضان آمد و گذشت اما عده ای هرگز و حتی یک لحظه نپذیرفتند که در این ماه میزبانی به نام خداوند  و مهمانانی از جنس  روزه داران وجود دارد !

ای خدای من ! خودت نیک می دانی آنان که مهمانیت را پذیرفتند دارای یک بینش و یک اندازه توان و صبر نیستند از اینروز برخی از مهمانان بزرگ سالت  تهدیدت کردند چناچه روز سی ام را عید اعلام نکنی به مهمانیت نخواهند آمد! 

پس ای خدای من ثواب این آخرین روز را مضاعف و کهکشانی تر بفرما.

ای خدای بزرگ ما که تسلیم دستورت هستیم و به میزبانیت  افتخار می کنیم از اینرو دعا می کنیم ما را به رمضانهای دیگرت برسان اما هنوز هم دلشوره داریم و نگرانیم که آیا مهمانی با عملکردی مثبت بودیم یا زبانم لال از این مهمانی بهره ای جز گرسنگی و تشنگی نداشتیم!

نگرانیم آیا خواهیم توانست از کارهای نیکمان پاسداری کنیم یا خدای نخواسته با وسوسه ای از شیطان ، اعمال نیک را آتش خواهیم زد؟

آری ماه در حال رفتن است و ما همچنان خوفناک اما امیدوار به نزول امداد و محبت های نجومی الهی هستیم .

الهی چنان کن سرانجام کار 

که تو خشنود باشی و ما رستگار

https://telegram.me/seratsadegh

دشمن احمق ما چه می گوید؟!

وزیر خارجه آمریکا در سخنانی گفت: سیاست ما در قبال ایران حمایت از عناصری در داخل این کشور است که به تغییر مسالمت آمیز رژیم شان منجر می‌شود

حقیقتا 

چه بسیار بی فهم هستند دشمنان امریکایی ما که بعد از این همه دهه که از عمر انقلاب اسلامی ایران می گذرد و این همه سلحشوری صادر می کنیم باز از تغییر نظام ایران اسلامی می گویند!

واقعا نفهمی امریکایی ها حد ندارد . این خبیثها چگونه از تغییر نظام ما می گویند در حالی که پاسداری از انقلاب اسلامی در خون ایرانیان جاری و ساری است.

تا چه حد احمق و بی سلیقه هستند این دشمنان ما، در  حالی که همین چند روز پیش ، انتخاباتی چهل میلیونی را پشت سرگذاشته ایم ، از تغییر نظام ما می گویند و دست دوستی به  رژیم آل سعودی می دهند که تهی از انتخابات هستند و دستانشان تا مرفق به خون یمنیان و بحرینی ها آلوده هست.

خدایا تو را سپاس می گوییم که دشمنان ما را احمق آفریده ای.

https://telegram.me/seratsadegh

فقط یک ساعت سکوت!

خدای دانا و توانایمان از هر دوازده ماه چهار ماه   ذی القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب ، را  حرام اعلام کرده است.

  در این چهار ماه -به‌جز برای دفاع- جنگ کنار گذاشته می‌شود و دیه افزایش می‌یابد. هدف از این کار ایجاد امنیت برای افرادی است که می‌خواهند به حج بروند یا تجارت کنند و به سلامت به شهر خود برگردند.

اکنون که همگان مدعی پیشرفت و فرهنگ و صنعت و..‌.هستیم و جهان را دهکده ی جهانی می دانیم، قدرتهای استکباری پیوسته جهان را  در دل جنگها و آشوبها قرار می دهند  و جان و مال مردم را به دستان بی رحم داعشیان  و...به قتل و نابودی می کشانند و ...

در این جنگها که هزاران هزار کشته شدند و هزاران هزار نیز به درد گران نقص عضو مبتلا شدند و...هچ روزی  جنگ حرام نبوده و نخواهد بود!

از سویی در این عالم پر جنگ و گرفتاری چند ده سالی است به برکت  نفس مسیحایی امام خمینی کبیر و خون شهدا و ... نظام مقدس  جمهوری اسلامی به وجود آمده است  و روز به روز بر عزت و عظمت آن افزوده می شود .

دریغا این نظام مقدس به آفتی به نام منازعات و بگو مگوهای باندی و جناحی مبتلا شده است ! بگو مگوهایی که از حد مجاز عبور کرده است  و روح و روان  هر گوینده و شنونده ای  را  می آزارد!

 آفتی که هرچه می گذرد بزرگ و عمیق تر می شود و وحدت  و اخلاق جامعه را بیش از گذشته تهدید و آزرده خاطر می کند!

چندی قبل ماه مبارک رمضان با آن همه عظمت و با آن شبهای قدر و روز عید فطر و روز قدس تشریف آوردند خیال کردیم با آمدن آن ماه و این همه گوهرهای گرانسنگش، منازعات سیاسی و جناحی کم رنگ و سیمای نورانی وحدت و اخوت اسلامی آفتابی می شود؛ اما دیدید و دیدیم که هیچ کدام از شبهای قدر ، روز قدس و عید سعید فطر نیز نتوانست ذره ای از بحثهای باندی و جناحی را کم کند !

سی روز سید ماهها  و ماه خودسازی تمام شد خیال کردیم روز عید فطر همه سرشار از معنـویت و دلسوزی و سعه صدر خواهیم شد و برادران ارجمندمان سکوت آرامش بخشی را تقدیم ملت ایران خواهند کرد . دریغا آن روز هم فرا رسید  اما باز دریافتیم چه خیال باطلی ؛ زیرا در همان روز و همان ساعت نیز توسط مداحی تهرانی شعری خوانده شد و همان شعر سوژه ای بکر و ناب برای دمیدن آتش اختلافات جناحی و بحثهای سیاسی به وجود آورد ! از اینرو چون نماز عید فطر تمام شد ،

 تعریف و تمجید از جمعیت عظیم و عزیز نمازگزاران کنار رفت 

و قبول باشد و قبول بماند نیر  به حاشیه رفت

 و  فقط تعریف و تمجید و یا نقد و انتقاد از شعر و شاعری، نقل و نبات مجالس شد! 

ای کاش این دسته از دلسوزان نظام فقط در جایی فریاد بر آورند که به سیمای جمهوری اسلامی ناخنی زده می شود نه این که زمینه ی ناخن زدن به آبروی نظام را فراهم کنند‌

ای کاش فقط در موارد لازم انتقاد و شعر و شاعری به خرج بدهیم.

ای کاش هیچ انتقاد تفنگی و یا نیش آلودی از هیچ صاحب منصبی به گوشمان نرسد.

ای کاش برخی ها  نهادهای انقلابی  همانند سپاه و ...را  تخریب و تضعیف نکنتد.

ای کاش اختلاف سلیقه  صاحب منصبان در جمعهای خصوصی حل و فصل شود.

ای کاش فقط چهار ماه یا یک ماه یا یک روز و یا یک ساعت از روز عید فطر توپخانه جناحها خاموش گردد.

راستی تاکی حاشیه ها به جای متن فرمانروایی خواهند کرد؟!

نا امید نشوید  زیرا در نا امیدی بسی امید است .به امید چنین روزی  و یا چنان ساعتی .

https://telegram.me/seratsadegh