او گفت و من  گفتم:

 

   یکم   

 

گفت چرا در جامعه برخیها  قانون گریز و گاه بی ادب و هنجار شکن هستند ...؟  

 

گفتم  چند درصد زندگی ها طبق برنامه ای جامع شکل گرفته اند؟ به نظر شما چند درصد پدر و مادرها خود روشمند و طبق تعالیم ناب اسلامی تربیت شده اند و سپس فرزندان خود را قانونمند و روشمند تربیت کرده اند؟

آموزش و پرورش  و دانشگاهها  تا چه حدی در امر پرورش  موفق بوده اند؟

و...

خدا رحمت کند مرحوم فلسفی را که نوشته اند برخی از مردم چون می خواهند دامداری تاسیس کنند مشورت می کنند که نکند ضرری شوند ولی برای زندگی و تربیت فرزندان نه کتابی می خوانند و نه مشورتی می کنتد!

 دوم:  

 

گفت هزاران طلبه فقط در قم وجود دارد با این همه طلبه چرا جامعه اصلاح نمی شود؟! گفتم کار فرهنگی کردن زمان بر و بسیار سخت است . حضرت نوح (ع)950 سال تبلیغ کرد و فقط 80 نفر به او ایمان آوردند .در جامعه اسلامی ما طلبه ها به تبلیغ مشغولند و دشمنان نیز در قالب ماهواره و سایت و ...زهر خود را می ریزند. برخی نیز گویا با ماهواره در آمیختن و با روحانیت در آویختن سیره ی خود کرده اند!  

 

 سوم:    

 

گفت گفتاری از دکتر شریعتی در دفاع از روحانیت به یاد داری؟  

 

گفتم آن دکتر نوشته اند  در پاریس در سمیناری سخنرانی می کردم به مناسبتی نامی از روحانیت آوردم .شنونده ای گفت دکترجان لطفا نام آخوند نبر که حالت تهوع می گیرم!  

گفتم چرا از آخوند بدت می آید کدام آخوند نجف رفته قرارداد استعماری را امضا کرده است ؟! تو مانند زن حامله ای می مانی که می گوید از آلوچه خوشم می آید و از ...بدم می آید. 

چرا از روحانیت بدت می آید؟!  امضای کدام روحانی بر قراردادی استعماری نشسته است؟

 

 چهارم:  

گفت چرا برخی ها برای نمره دادن به  دولتمردان و سیاسیون دو نمره بیشتر ندارند  یا صفر می دهند و یا بیست؟!      

گفتم  برخی از آنهایی که نمره می دهند روشمند و بدون حب و بغض نمره نمی دهند.

 در بسیاری از موارد بر حسب معیار و منطق و کارشناسی نمره  نمی دهند .

 شاید برخیها هم معتقد باشند سیاست و باندبازی پدر و مادر ندارد  !

 امامان معصوم (ع) نیز فرموده اند حب دنیا سر چشمه ی همه ی خطاهاست .  

 پنجم     

گفت چرا بزرگی یا بزرگانی باندبازان جامعه را نصیحت نمی کنند؟ 

گفتم به فرموده ی استاد قرائتی باندبازان چون دست چرب می مانند. دست چرب آب پس می دهد و باندبازان نصیحت را.

  ششم     

 

  گفت چند درصد مسئولین از کمی حقوقی یا بی حقوقی رنج می بردند ؟ وقتی آن عالی جنابان در هر ماهی حقوقی نسوز دارند و حقوق آنها زیر یک میلیون هم نیست  چرا مرتب به جای مردم  مصاحبه می کردند ما تحریم ها را تحمل می کنیم؟!  

گفتم  این پرسش را باید از خود مصاحبه کننده بپرسی.

درست است حقوق می گیرند اما خرج  و هزینه زندگی آنها نیز سنگین است.

البته واقعیت این است  توده های مردم و کوخ نشینان بیشترین  زجر را کشیدند و دشنه ی شوم تحریم را تحمل کردند  و باتمام توان از  انقلاب دفاع کردند.به نظرم هر مسئولی به اعتبار همین مردم هم  می تواند بارها و بارها مصاحبه کند که ما تحریمها را تحمل می کنیم.

 

 هفتم   

 

گفت واقعا دین با سیاست می سازد؟   گفتم دین و سیاست با هم در آمیخته اند و جدایی این دو ممکن نیست.

البته این سیاست غیر سیاستی است که سرشار از کلک و ...است از اینرو برخی از بزرگان فرموده اند اگر منظور از سیاست کلک و حقه بازی و حق کشی باشد به یقین اسلام هرگز با سیاست نمی سازد. اما اگر مراد از سیاست خدمت به خلق و ضعیف نوازی و دفاع از مسلمانان باشد دین عین سیاست است.

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh