به نام خداوند جان و خرد

 گفتاری از رییس جمهور در بوته ی نقد

چند روز قبل جناب رییس جمهور فرمودند : «مبنای ولایت از دیدگاه امام علی(ع) نظر مردم بوده است و دموکراسی میراث این امام معصوم است!»

به یقین این گفتاری بسیار سست است که در ذیل به سست بنیان بودن آن اشاره  خواهد شد.

یکم:

همه پیامبران الهی دارای وصی بوده اند. علمای اهل سنت از رسول اكرم ( ص ) نقل مى‏كنند كه فرمود : تمام پيامبران داراى وصى و وارث بودند : « لكلّ نبيّ وصيّ ووارث[1] و هیچ وصی و وارثی با انتخابات مردم به درجه وصی بودن نرسیده است.

باتوجه به این که بهترين قاضي براي صدور حکم نهايي، قرآن کريم و روايات متواتر است به اختصار به آیات الهی اشاره ای خواهد شد:

الف) قرآن کريم صراحتاً مي‌فرمايد: امامت منصبي الهي است و انتصاب امام حق خداست و خداوند هرگز شخص ظالم را امام قرار نمي‌دهد.[2]

علاوه بر آية مذکور، آياتي از قرآن مجيد صرفاً در مورد امام علي (ع) و امامت او نازل شده است که به علت اختصار گويي به آدرس آنها اشاره مي‌کنيم:

آيات 3 و 55[3] مائده، 73 انبياء، 24 سجده و 59 نساء و ...با ملاحظة شأن نزولشان گوياي اين نکته‌اند که بعد از حضرت محمد (ص) از طرف خداوند امام علي (ع) به مقام امامت منصوب شده است.

یاین که می فرماید: وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ[4]؛ هيچ‌گاه به کساني که ستم مي‌کنند اعتماد نکنيد تا مبادا آتش دامن شما را بگيرد و در آن حال کسي جز خدا ولي شما نيست و هرگز از جانب کسي ياري نخواهيد شد.در این آیه نیز به نصب اولیای الهی اشاره شده است نه انتخابات.

بنابراين آیات هر کس ظلمي کرده باشد يا سابقة شرک داشته باشد، حق خليفه شدن را ندارد و اگر خود را خليفه بداند و بر مسند امامت و تکيه کند مشروعيت ندارد و همگان مي‌دانند بعد از حضرت محمد (ص) فقط حضرت علي (ع) سابقة شرک را نداشت و توحيد پرست بود.[5]

دوم:

علماى بزرگ اهل‏سنّت مانند ابن هشام وابن كثير و ابن حبّان و ديگران نقل كرده‏اند : هنگامى كه رسول‏اكرم ( ص ) ، قبايل عرب را به سوى اسلام دعوت مى‏فرمود ، بعضى از شخصيّت‏هاى بزرگ قبايل ، مانند : بنى عامر بن صعصعه ، به حضرت گفتند : اگر ما تو را يارى كنيم و كار تو بالا بگيرد ، آيا رياست و جانشينى بعد از تو ، به ما خواهد رسيد؟ « أيكون لنا الأمر من بعدك؟ » حضرت پاسخ داد : تعيين رهبرى به دست من نيست ؛ بلكه به دست خدا است و هر كس را كه بخواهد ، انتخاب خواهد كرد.[6]

علاوه بر این پيامبر گرامى اسلام ( ص)  چون به مسافرتی چند روزه از مدينه بيرون مى‏رفت يكى از اصحاب خودرا به عنوان جانشين معيّن مى‏فرمود[7] با این حال  آیامی توان پذیرفت برای بعد از رحلتش وصی معین نکرده باشد؟ ازاین رو ابن خلدون مى‏گويد : محال است كه جامعه را بدون رهبر و سرپرست رها كرد كه عامل درگيرى ميان مردم و سياستمداران گردد ، بدين جهت در هر اجتماعى نياز مبرم به تعيين حاكمى است كه جامعه را از هرج و مرج جلوگيرى كند.[8]

از سویی واقعیت این است که هیچ کدام ازائمه (ع)از راه انتخابات به امامت وخلافت منصوب نشده اند زیرا  علاوه بر این که شيعه بر اين باور ا ست امامت منصبي الهي است وکسي امام مي‌شود که معصوم باشد و امام از طرف خداوند به مقام امامت منصوب مي‌شود ، تاریخ می گوید هرگز تعیین امامت با رأي مردم يا اهل حق و عقد نبوده است.

سوم:

روايات، متواتری از خاصه و عامه، چون، حديث غدير، منزلت، يوم الدار و احايث دوازده خليفه وجود دارد که امامت را انتصابی از طرف خداوند می دانند.[9]  اهل سنت نیز از سلمان فارسى نقل مى‏كنند كه از حضرت رسول اكرم ( ص ) پرسيد : هر پيامبرى براى خود وصى وجانشين داشت ، وصى شما كيست؟وحضرت خاتم (ص)ازامام علی (ع)نام برده اند»[10].

علاوه بر اين مطالب، حديث غدير که مورد اتفاق علماء شيعه و اهل سنت است بهترين دليل بر جانشيني امام علی (ع) به عنوان امام مي‌باشد که حديث غدير به تعبير ذهبي، عالم اهل سنت، جداً عالي است و متن آن به صورت متواتر مي‌باشد.[11] شيعه با استناد به حديث غدير مي‌گويد: حضرت محمد (ص) در (جمع) 120 هزار نفر فرمود: ...من کنت مولي فهذا علي مول حضرت علی ع را به امامت منصوب کرد..

 اگر آن امام در روز غدیر به امامت منصوب نشد ، چرا حضرت علي (ع) و بزرگاني ديگر بر عليه غاصبان خلافت به حديث غدير استناد مي‌کردند؟ و چرا بعد از صدور حديث غدير، خليفه دوم امام شدن و منصوب شدن او را تبريک مي‌گويد؟![12]

چهارم

دموکراسي دو قسم است:

الف) دموکراسي اسلامي:

قرآن کريم مي‌فرمايد: در احکامي که از سوي خدا و رسولش صادر شده است، مؤمنان هيچ اختياري در دخل و تصرف ندارند[13]. بنابراين مردم بر مبناي دموکراسي اسلامي فقط در چارچوب احکام الهي و قوانين شرعي مي‌توانند در سرنوشت خود شرکت کنند و تا زماني که از قوانين الهي خارج نشوند رأي آنها با ارزش است از اينرو اين نوع دموکراسي از نظر شيعه هيچ‌گاه مشروعيت‌آور نيست و بدين وسيله نمي‌توان امام را منصوب کرد ولي همين دموکراسي که مشروعيت‌آور نيست باعث مي‌شود مردم خود را در ايجاد حکومتي ديني سهيم بدانند و در حمايت از نظام کوشا‌‌‌‌تر خواهند بود و همين شرکت در انتخابات باعث عينيت بخشيدن و تثبيت حکومت مي‌شود[14]  

پيامبر خدا (ص) به امام علي (ع)  فرمود: اي فرزند ابوطالب، ولايت بر امّت من از آنِ تو است؛ پس اگر مردم با رضايت خود حکومت تو را پذيرفتند پس به اداره امور آنان بپردازد و اگر درباره تو با يکديگر اختلاف کردند؛ پس آنان را به حال خود رها کن . [15]

 پيامبر اکرم در اين حديث دو مطلب اساسي را بيان فرموده است؛ يکي اين است که علي(ع) وليّ خداوند است و بر اساس اصل خدا محوري، اين ولايت را در اصل هيچ کس جز خداي سبحان به او نداده است و به عبارت ديگر رسول گرامي اسلام، به امر خدا، ولايت الهي و رهبري بر مردم را پس ازخود به امام علي(ع) سپرد؛ بنابراين اصل ولايت الهي، تحفه اي است که خداوند آن را به پيامبران و پيشوايان معصوم «عليهم السلام» عطا فرموده است اين هدية بزرگ را نه کسي ديگر مي تواند به آنان بدهد و نه از آنان بازستاند. و ديگر اين است که رهبران الهي نمي توانند مردم را با زور و ستم وادارند تا ولايت آنان را بپذيرند بلکه اين کار بايد آگاهانه و با اختيار آزادي باشد.

البته اعمال نظراکثریت در صدر اسلام با نام بيعت با وليّ امر مسلمانان صورت مي گرفت؛ مانند بيعت گروههاي مختلف مدينه با پيامبر اکرم(ص) در پذيرش حکومت اسلامي به رهبري آن حضرت. اين بعيت را در تاريخ اسلام بيعت عقبه دوم مي نامند.[16]علي (ع) نيز پس از کشته شدن عثمان، بيعت عمومي مردم را در انتخاب آن حضرت به خلافت پذيرفت و رسماً خليفه مسلمانان شد.[17] وقتي امام حسن مجتبي(ع)  به خلافت رسيد ، از معاويه خواست، دشمني ها را کنار بگذارد و به او فرمودإنَّ عَليّاً لَمّٰا مَضيٰ سَبيلَه -رَحِمَهُ اللهُ عَلَيْه، يَوْم قبض وَيَوْم مَنَّ اللهُ عليه بالْاِسْلٰامْ يوم يْبعَثُ حيّاً- وَ لاَّنِيَ الْمُسْلِمُونَ ٱلْأَمْرَ مِن بَعْدِه... فَأَ دْخِلْ فيمٰا دَخَلَ فيه النّاسْ. » [18] همانا علي از دنيا رفت (رحمت خدا بر او باد، روزي که از دنيا پر کشيد و روزي که اسلام آورد و روزي که برانگيخته خواهد شد) و مردم مرا، به رهبري برگزيده اند... در آنچه مردم وارد شده اند تو نيز وارد شو هنگامي که بيشتر مردم کوفه با حضرت امام حسين(ع)  بعيت کردند تا رهبري آنان را در براندازي حکومت يزيد و برقراري حکومت اسلامي بپذيرند آن حضرت بيعت آنان را در اين باره پذيرفت و مسلم بن عقيل را براي بررسي اوضاع به کوفه فرستاد.[19]. بنابراين شيعه مي‌گويد حق تعيين امام به مردم و دموکراسي واگذار نشده است و انتصاب امام حق خداوند است[20] هرچندتشکیل حکومت اسلامی به حضوروپشتیبانی مردم بستگی دارد و به تعبير امام خميني: «... تولّي امور مسلمين و تشکيل حکومت اسلامي بستگي دارد به آراي اکثريت مسلمين که در قانون اسا سي هم از آن ياد شده است و در صدر اسلام تعبير مي شد به بيعت با ولي مسلمين.»[21]واین غیرازنصب امام است که حق خداوند است وچون حق خداونداست هرگزنمی توان بانصب امام ازطرف خداوندحق مردم ضایع خواهدشد.

بنابراین نصب امام امری الهی است ولی بیعت مردم برای تشکیل وتثبیت نظام وحکومت اسلامی امری بدیهی است .

ب) دموکراسي غربي:

دموکراسي غربي بر اين اساس دستور است که مردم بالغ هستند و قدرت تشخيص خوب و بد و تشريع حلال و حرام را دارند اکثريت به هرچه رأي دادند همان ارزش و به هرچه نه گفتند، ضد ارزش خواهد بود. اين نوع دموکراسي به درد جامعة اسلامي نمي‌خورد زيرا اسلام حق تشريع را فقط براي خدا مي‌داند و مي‌فرمايد: «ان الحکم الا لله[22]» و هرگز اجازه نمي‌دهد حلال و حرام‌ها بر اساس سليقة مردم شکل بگيرد و هرچه را بر خلاف ميل خود ديدند حرام بشمارند و هرچه را موافق ميل يافتند حلال بدانند[23]. بنابراين اگر دموکراسي به معناي ارزش رأي مردم در مقابل حکم خداوند باشد براي مسلمانان ـ اعم از شيعه و سني ـ هيچ اعتباري ندارد و با اين معيار نمي‌توان سنت نصب خليفه را زير سؤال ببرد. علاوه بر آنچه گفته شد دموکراسي غربي داراي اشکالات زير است:

1. اگر معيار مشروعيت خواست مردم باشد، لازمه‌اش آن است، اگر مردم حکومتي را نخواستند آن حکومت نامشروع باشد (هر چند آن حکومت در پي مصالح مردم باشد) و اگر مردم حکومتي را خواستند، آن حکومت مشروع باشد، هرچند ارزش‌هاي اخلاقي را رعايت نکند و بر خلاف مصالح مردم حرکت کند و در اين صورت حق همة مردم تأمين نمي‌شود.

2. اگر اکثريت جامعه، شخصي را براي امامت و حکومت مناسب ديدند، تکليف اقليتي که آن را نمي‌خواهند چيست؟ و چرا اقليت ملزم به اطاعت از فرامين او و حکومت باشد و در اين فرض حق اقليت ضايع مي‌شود.

1. اگر مردم به کسي يا حکومتي طبق يک شرايطي رأي دادند و حکومت به شرايط عمل نکرد، آيا اين حکومت مشروعيتي خواهد داشت و آن افراد التزامي به آن حکومت پيدا خواهند کرد. اگر شرايط رعايت نشود حق همه ضايع مي‌گردد.[24]

3. چالش‌هاي اهل سنت در تعيين خليفه:

اهل سنت براي تعيين خليفه و مشروعيت حکومت، راههايي زير را ذکر کرده‌اند[25] که علاوه بر اينکه اين روشها پشتوانة شرعي و قانوني ندارند عملاً هم با چالش‌هاي جديي مواجه‌اند[26] و راههاي تعيين خليفه از نظر اهل سنت عبارتند از:

الف) اجماع مسلمانان

ب) تعيين اهل حق و عقد

ج) نصب توسط خليفة قبلي[27]

د) اعمال زور: مي‌گويند خلافت با زور و قدرت حاصل مي‌شود و ما همراه کسي هستيم که پيروز شود[28] [لايق باشد يا نباشد با کودتا پيروز شده باشد يا ...]

معروفترين راه حصول مشروعيت از نظر عامه « تعيين خليفه توسط اهل حق و عقد» است اما اين که اهل حق و عقد با چند نفر شکل مي‌گيرد حرف واحدي ندارند برخي حضور اهل حل و عقد همة شهرها را شرط مي‌دانند در حالي‌که گروه‌هاي ديگر سخن از پنج و سه و حتي يک نفر از اهل حل و عقد داده‌اند[29].

اکنون اين پرسش مطرح مي‌شود آيا تعيين امام و خليفة جامعه بازور و گزينش يک يا چند نفر معين و محدود، آنهم بدون آنکه از طرف همة مردم نيابتي داشته باشند، چگونه با حق و حقوق همة مردم و دموکراسي مي‌سازد و حکومت او عادلانه خواهد بود ولي اگر حضرت پيامبر (ص) با آن همه قداست و اتصال به وحيي که دارد اگر خليفة بعد از خود را تعيين کند، حکومت وصي او مخالف با دموکراسي و ظالمانه خواهد بود؟

آيا خلفاي اول تا سوم با رأي همة مردم به خلافت رسيدند؟ يا به وسيلة اهل حل و عقد خليفه شدند؟

 تاريخ مي‌گويد: همان‌ها که بعد از پيامبر (ص) با ولايت امام علي (ع) مخالفت کردند، بدون اينکه عموم مردم و حتي اهل بيت پيامبر (ص) (را که از همه به او نزديکتر بودند، و شايستگي بيشتري در رأي و نظر داشتند) در جريان بگذارند، کار را يکسره کردند[30]. عمر بن خطّاب مى‏گويد : تمام مهاجرين با بيعت ابوبكر مخالف بودند وعلى ( ع ) و زبير و طرفدارانشان نيز موافق نبودند.[31]ماوردى شافعى ( متوفّاى 450 ) و ابويعلى حنبلى ( متوفّاى 458 ) كه به صراحت گفته‏اند : در بيعت ابوبكر ، اجماعى در كار نبوده و هر گونه سخن از اجماع ، گزاف است.[32]  مفسّر بزرگ  قرطبى ( متوفّاى 671 ) با صراحت کامل می گوید: خلافت ابوبكر فقط به واسطه بيعت عمر منعقد گرديد[33].

 امام الحرمين ( متوفّاى 478 ) مى‏گويد : در تشكيل امامت ، نيازى به اجماع نيست ، همان‏گونه كه در امامت ابوبكر بدون آن‏كه اجماعى در ميان باشد وقبل از آن‏كه خبر امامت آن در بلاد اسلامى به گوش اصحاب برسد ، حكم‏ها امضا گرديد و بخشنامه‏ها صادر شد و در پايان نتيجه مى‏گيرد كه : امامت با تأييد يك نفر از اهل حلّ و عقد تشكيل مى‏گردد[34]
عضدالدين ايجى ( متوفّاى 756 ) از پايه‏گذاران كلامى اهل سنّت ، به صراحت مى‏گويد : هيچ دليل عقلى و نقلى بر اعتبار اجماع در كار نيست و همين‏كه يك يا دو نفر از اهل حلّ و عقد اقدام به بيعت نمايند ، امامت تشكيل مى‏شود ، همان‏گونه‏اى كه امامت ابوبكر با بيعت عمر وامامت عثمان با بيعت عبدالرحمان پسر عوف منعقد گرديد.[35]و هم‏چنين ابن عربى مالكى ( متوفّاى 543 ) از ديگر شخصيّت‏هاى بزرگ( اهل سنّت ) مى‏گويد : در انتخاب امام ، نياز به حضور تمام مردم در انتخابات نيست ، بلكه با شركت يك يا دو نفر ، انتخابات صورت مى‏گيرد.[36]

.در مورد خلافت خليفه دوم هم کار به مردم واگذار نشد، بلکه خليفه اول، به خلافت دومي وصيت کرد. و خليفه سوم را نيز، خليفه دوم، با يک شوراي شش نفره، که خودش اعضاء و آيين‌نامه آنرا تعيين و تنظيم کرده بود، روي کار آورد بنابراين اهل تسنن در مورد تعيين خليفه، نه توصية رسول خدا (ص) را اجرايي کرند و نه به قانون الهي مبني بر انتصاب خليفه عمل کردند بلکه به گونه‌اي مبتکرانه!! خلافت را طبق سليقة خويش به ديگري مي‌سپاردند؟![37]

چرا نظرية الهي و خردمندانة انتصاب امام زير سؤال مي‌رود و حکومت ساير خلفا زير سؤال نمي‌رود در حاليکه عمر مي‌گويد: ابابکر ستم کارانه بر من پيشي گرفت[38] و ابابکر هم مي‌گويد: بيعت با من شتابزده بود[39] و دربارة عمر مي‌گويد: به صلاح عمر نيست که خليفة امت شود.[40]

چرا بايد باور کرد خليفه اول و دوم و... معاويه، بني مروان و بني عباس جانشين تعيين کنند ولي پيامبر اعظم (ص) حق نداشته باشد وصي خود را تعيين کند؟ آيا حضرت محمد (ص) به اندازة نامبردگان دلش براي اسلام نمي‌سوخت و به اندازة آنها آينده نگر نبود؟

خلاصة سخن: اولاً نصب خليفه سنت بوده است و قرآن و روايات بر آن دلالت مي‌کند.

ثانياً: دموکراسي غربي و اسلامي داريم. در دموکراسي اسلامي حق انتصاب امام با خداست و مردم نمي‌توانند با رأي خود چيزي را حلال کنند و يا چيزي را حرام کنند و شعاع دموکراسي در چارچوب شرع ا ست و وقتي انتصاب امام حق مردم نيست به يقين نصب او از طرف خداي سبحان و رسولش ظلم به مردم حساب نمي‌آيد. دموکراسي غربي هم علاوه بر اين که به چالش‌هاي مهمي مبتلاست، وارد کردن آن به فضاي اسلامي ممکن نيست زيرا مسيحيت ديني تحريف شده است و انجيل تحريف شده، جوابگوي نيازهاي جامعه نيست در حالي که اسلام ديني کامل و جامع و قرآن کريم مصون از تحريف است. از طرفي راههاي تعيين خليفه از منظر اهل سنت چون اجماع اهل حل و عقد و اجماع، فقط در حد طرح باقي مانده است چون هيچ کدام از خلفاي اول و دوم و سوم اهل سنت با رأي همة مردم يا حضور همة اهل حل و عقد به خلافت نرسيده است بنابراين اگر بنا باشد از تجاوز به حقوق مردم در امر خلافت سخن گفت، ستم و تجاوز به حقوق مردم و امام علي (ع) در شيوة انتخاب خليفه با زور و نظر چند نفر معين در قالب اهل حل و عقد است.


پاورقی و منابع محفوظند

حادثه ....

حادثه تروریستی میوه شوم روحیه سازش دولت؟!

امام خمینی(ره) فرمودند:  «دنیا بداند “که هر گرفتاری‌ که ملت ایران و ملل مسلمین دارند،از اجانب و آمریکاست، ملل اسلام از اجانب عموماً و از آمریکا خصوصاً متنفر است.»

خانم کلینتون، وزیر خارجه اسبق آمریکا،در کتاب خاطراتش اذعان دارد که «ما داعش را برای تقسیم خاورمیانه ایجاد کردیم.

امروز شنونده سخنان سخنران قبل از خطبه ها بودم  .آن ارجمند خطیب مستدل و منطقی و مستند از جهاد و مبارزه با دشمنان دین گفتند .از اینکه میوه ی جهاد عزت و عظمت است و ذلت و پستی از عوارض شوم عافیت طلبی و سازش ذلیلانه است (.تا اینجا حرفی نیست.)

او در ضمن سخنانش به حادثه تروریستی تهران و به هلاکت رسیدن داعشی ها اشاره کرد و گفت این حادثه ناشی از روحیه ی سازش دولتی هاست ! آنان چون سازش کارند داعشیان به حرم امام و مجلس شورای اسلامی رسیدند و ...!

نماز به پایان رسید و به این برادر محترم گفتم آیا واقعا حادثه مذکور فرزند روحیه ی سازش کاری دولت است؟  

آیا علل و عوامل دیگری در کار نیست؟

اگر جنایت حرامیان داعشی فقط مولود روحیه سازش این دولت است به شهادت رسیدن هزاران هزار شهروند بی گناه ایرانی به دست منافقین چه علتی داشته است ؟

آیا معتقدید دانشمندان هسته ای در عصر  دولت روحانی به شهادت رسیدند ؟! به یقین ترور شهدای هسته ای در دولت در عصر جناب احمدی نژاد اتفاق افتاد .به نظر شما علت چه بود؟ 

برادر گرامی آیا نمی توان گفت یکی از اهداف ایجاد داعش ایجاد نا امنی در ایران اسلامی است  و چون

فرزندان این مرز و بوم به قطب زنده ی مبارزه با تروریسم تبدیل شده اند و داعشیان فراوانی ذلیل و هلاک شده ی سیاست اصولی جمهوری اسلامی هستند.

آنان با پشتیبانی امریکا و سگ نگهبانش اسرائیل و آل سعود صدها نقشه عملیات انتحاری کشیدند اما به لطف الهی و هوشیاری سربازان اطلاعاتی و امنیتی ایران اسلامی نقشه های شوم آنها خنثی و بسیاری از آنها به هلاکت رساندند.

 آیا از آن همه نقشه حرامیان داعشی اگر فقط یک نقشه اجرایی شود باید به جای مرگ بر امریکا و...به جان دولتمردان خودمان بیفتیم؟!

آیا این نوع سخن گفتنها خدمت به وحدت جامعه است؟

آیا با این نوع حرف زدنها به جریان اصول گرا خدمتی خواهد شد و رایهایی اضافه خواهد شد؟!

آیا این از باب

 گنه کرد در بلخ آهنگری 

درشوشتر زدند گرد مسگری 

نیست؟!

آیا نمی توان گفت یکی از علل حادثه این است چون ضریب امنیتی کشور بسیار بالا بود  دقتهای لازم صورت نگرفت؟

آیا نمی توان گفت در چنین حوادثی باید منتظر نظر کارشناسان مربوطه بود؟

آیا نمی توان گفت یک حادثه در چند سال برای کشوری که چسپیده به داعش ودر حال جنگ با آنهاست طبیعی است؟

اگر بپذیریم فقط روحیه سازش باعث عملیاتهای تروریستی می شود علت نفوذ داعشیان به انگلیس و فرانسه و...چه بوده است؟

گفتنی است هیچ خردمندی سازش با ذلت را نمی پذیرد و جمهوری اسلامی با وجود رهبری فرزانه هرگز تن به سازش ذلت بار نخواهد داد.

برادرم بنده در مورد داعشیان وحشی و حامیان خون آشام آنها  و نیز جان فشانی شهدای مدافع یادداشتهای متعددی نوشته ام  و بر این باورم اگر ایثار و جان فشانی شهدای مدافع نبود می بایست در کرمانشاه  و همدان جنگید .آنچه نوشته شد فقط از باب انصاف و روشنگری بود نه ار باب ارادت به دولت یا شخص رییس جمهور. https://telegram.me/seratsadegh

خویشاوند و بیگانه واقعى

 

امام حسن مجتبی ع 

«أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»

 

خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد.

 

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 643 ، ح 7 - تحف العقول ص 23

پلمپ با نصب بلوک های بتنی !

گفت شخصی به دکتر رفت و طبیب گفت کجایت درد می کند ؟ 

گفت موی سرم !

گفت نهار چه خورده ای ؟

گفت نان و یخ !

طبیب گفت چه بگویم تو را نه مرضت مثل مرض است و نه نهارت مثل نهار !

حال برخی از شهروندان کوهدشتی به حدی متنفر از پرداخت عوارض شهرداری هستند که  گویا عالی جنابان شهرداری مجبور شده اند در عصر تلگرام و پیامک و ...با بلوکهای چند تنی مغازه ها را پلمپ کنند!

البته این نوع پلمپ هرچند ظاهرش خشن تر از دیگر پلمپ هاست اما من با چشم خویش دیدم که  مغازه داران پلمپی از روی بلوک بتنی عبور  می کنند و اجناس لازم را به مشتری تحویل می دهند!

به نظر می رسد این نوع پلمپها برای کسبه هایی که مشتریانی خانم دارند قاطع و قانع کننده باشد.چون زنان نمی توانند از روی بلوکها رد و وارد مغازه شوند.

دریغا هر مسافری که این بلوکهای بتنی را ببیند تاحدودی شوکه می شود و می گوید عجب  شهری و چه شهروندانی دارد که تا بتنی نشوند در مقابل قانون تمکین نمی کنند!

البته شاید دیگر ادارات هم در آینده ای نه چندان دور همراه با قبض های برق و گاز و...بلوکی بتنی تحویل برخی از شهروندان دهند!

از شما چه پنهان جمعه ی گذشته به شهردار محترم گفتم آیا پلمپی آبرومندانه تر از بلوک بتنی  وجود ندارد؟

پرسشی دیگر  وقتی در شهر کوچک کوهدشت از این پلمپ ها استفاده می شود در شهرهای بزرگ کشور  از چه بتنی و بلوکهایی استفاده می شود؟!

من چه می دانم شاید اگر قانون گریزی برخی از شهروندان تصاعدی شود ای بسا محل و مکان نصب بلوک های بتنی نیز تغییر کند. اگر برخی از کسبه  در دل بتن و یا زیر بلوک ها قرار داده شوند به یقین خیلی سریع تر عوارض شهرداری وصول خواهد شد و دیگر هیچ کس جرات نمی کند از پرداخت عوارض شهرداری امتناع کند!

از سویی اگر بتن روی کله ای قرار بگیرد هم زمینه جذب کار بی کاری فراهم می شود و هم یارانه بگیری کم می شود و هم قانون گریزی جان می دهد.

https://telegram.me/seratsadegh

امام علی ع

 هفت ویژگی خاص حضرت علی (ع) از زبان پیامبر (ص) بدین شرح است:

 

1-اولین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی. تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است.

 

2-وفادارترین شخص به عهد خدا هستی.

 

3-در همه حال و همه جا امر خدا مهمترین چیز است.

 

4-دارای عدالت علوی هستی.

 

5-بصیرت قضاوت در حکومت خود داری.

 

6-به درد مردم رسیدگی می کردی و بین هیچکس فرق نمیگذاشتی.

 

7-در پیش خدا مقرب هستی.

 

 

پیامبر گرامی اسلام میفرمایند: علی جان تو هفت ویژگی داری که هیچکس این هفت تا را ندارد .اگر هم داشته باشد تو در قله هستی و او در دامنه پس هیچگاه به تو نمیرسد.

 

https://telegram.me/seratsadegh

 شیخ مفید نقل می کند امام علی(ع) بعد از پایان جنگ جمل سخنرانی کردند و فرمودند: چه عیب و ایرادی در من سراغ داشتید که با من جنگیدید؟ طلحه و زبیر از من چه می‌خواستند؟ همه شنیدیم که آنها طمع در یک حکومت منطقه‌ای را داشتند.

 

آن حضرت به کیسه‌ای که در دست داشت اشاره کرد«و اشار الی صره» و فرمودند: به خدا قسم این خرجی سهم خودم هست و از بیت‌المال شما نیست.

 

«و اشار الی قمیصه» به پیراهنش اشاره کردند و فرمودند: به خدا قسم این پیراهن را «و الله انهما لمن غزل اهلی» خانواده من از مدینه آوردند و دست بافت خودشان است.

 

من چیزی از بیت‌المال شما برنداشتم. جرم و اشکال من چیست؟

 

«هَذِهِ وَ رِحْلَتِی وَ رَاحِلَتِی هَا هِیَ فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ بِلادِکُمْ بِغَیْرِ مَا دَخَلْتُ فَإِنَّنِی مِنَ الْخَائِنِینَ‏»

 

روزی که به خلافت رسیدم، درآمد امروز مرا ببینید، این کل زندگی من است. این مرکب سواری من است و این هم زاد و توشه خانه من است. اگر روزی رفتم، به این اضافه شد من به شما خیانت کردم.»

https://telegram.me/seratsadegh

کی چراغ زهد روشن می شود؟!

آیا می دانید از هرصدجمله و حکمت نهج البلاغه بیش از پنجاه درصد در مورد زهد و ساده زیستی است؟

زهد داری درجاتی است :

یکم 

ترک محرمات

دوم 

ترک مشتبهات 

سوم 

ترک مباحات و آسایشهای مشروع و به حد ضرورت بسنده کردن.

آیا می دانید امام علی سلام الله علیه به اندازه یک سرباز حقوق می گرفت و در آن حقوق کم هم قتاعت می کرد؟

آیا می دانید از امام علی(ع) پرسید ند  چرا پیراهن وصله دار پوشیده ای ؟ فرمود: «با این پیراهن، دل فروتن، و نفس رام مى گردد و مؤمنان از آن سرمشق مى گیرند».

آیا می دانید رهبر عزیزمان زاهدانه زندگی می کند؟

راستی چرا چراغ ساده زیستی خاموش گشته است ؟!

چرا ساده زیستی و به کار گرفتن آن مثل برخی از مسایل سیاسی دغدغه ی جامعه و یا لایه هایی از جامعه نمی شود؟

آیا می دانید رهبر فرزانه انقلاب اسلامی علاج دردهای جامعه را زهد و ساده زیستی می داند؟

پس چرا  هیچ نام و نشانی از این معالجه نمی بینیم؟! راستی تا کی به سمت ساده زیستی حرکت نمی کنیم؟

آیا  راهکاری وجود ندارد تا از این جهت نیز کمی به امامان اقتدا کنیم؟

https://telegram.me/seratsadegh

مواظب زبانت باش 

یکی از اصحاب پیامبر به بلال گفت :ای پسر زن سیاه چهره .پیامبر ناراحت شد و با غضب به او فرمود: چرا این حرف را زدی ؟ بلال گفت: تو را بخشیدم. ولی آن مرد گفت :من صورتم را روی خاک می گذارم و تو آنرا با پایت فشار بده.

 

روزی پیامبر با سفیه ازدواج کرده بودند. ازدواج پیامبر براساس مصالحی بوده است. پیامبر 25 سال با خدیجه زندگی کردند و بعد از آن با فردی بنام سفیه که از یهودیان خیبر بود ازدواج کرد. دیگران او را مسخره می کردند و می گفتند :ای یهودی زاده ،درحالیکه او مسلمان شده بود. پیامبر به او گفت که اگر تو را مسخره کردند به آنها بگو که عموی من هارون، عمویم موسی و شوهرم رسول خدا ص می باشد

https://telegram.me/seratsadegh

مردم سه دسته اند 

مگس صفت، 

بوقلمون صفت 

و زنبور صفت . 

 مگس صفت کسانی هستند که به دنبال عیب دیگران هستند. 

بوقلمون صفت کسانی هستند که اهل نفاق و دورویی هستند. 

گروه سوم  زنبور صفت هستند. حضرت علی (ع) می فرماید: مثل زنبور عسل باشید که چیز خوب  (شهد) می نوشد و چیز خوب (عسل) تحویل می دهد.شاخه ای که بر آن می نشیند نمی شکند.

 زنبور صفت بودن خوب است یعنی صفات مثبت زنبور خوب است نه نیش زدن زنبور. https://telegram.me/seratsadegh

از پلمپ تا ...

پلمپ با نصب بلوک های بتنی !

گفت شخصی به دکتر رفت و طبیب گفت کجایت درد می کند ؟ 

گفت موی سرم !

گفت نهار چه خورده ای ؟

گفت نان و یخ !

طبیب گفت چه بگویم تو را نه مرضت مثل مرض است و نه نهارت مثل نهار !

حال برخی از شهروندان کوهدشتی به حدی متنفر از پرداخت عوارض شهرداری هستند که  گویا عالی جنابان شهرداری مجبور شده اند در عصر تلگرام و پیامک و ...با بلوکهای چند تنی مغازه ها را پلمپ کنند!

البته این نوع پلمپ هرچند ظاهرش خشن تر از دیگر پلمپ هاست اما من با چشم خویش دیدم که  مغازه داران پلمپی از روی بلوک بتنی عبور  می کنند و اجناس لازم را به مشتری تحویل می دهند!

به نظر می رسد این نوع پلمپها برای کسبه هایی که مشتریانی خانم دارند قاطع و قانع کننده باشد.چون زنان نمی توانند از روی بلوکها رد و وارد مغازه شوند.

دریغا هر مسافری که این بلوکهای بتنی را ببیند تاحدودی شوکه می شود و می گوید عجب  شهری و چه شهروندانی دارد که تا بتنی نشوند در مقابل قانون تمکین نمی کنند!

البته شاید دیگر ادارات هم در آینده ای نه چندان دور همراه با قبض های برق و گاز و...بلوکی بتنی تحویل برخی از شهروندان دهند!

از شما چه پنهان جمعه ی گذشته به شهردار محترم گفتم آیا پلمپی آبرومندانه تر از بلوک بتنی  وجود ندارد؟

پرسشی دیگر  وقتی در شهر کوچک کوهدشت از این پلمپ ها استفاده می شود در شهرهای بزرگ کشور  از چه بتنی و بلوکهایی استفاده می شود؟!

من چه می دانم شاید اگر قانون گریزی برخی از شهروندان تصاعدی شود ای بسا محل و مکان نصب بلوک های بتنی نیز تغییر کند. اگر برخی از کسبه  در دل بتن و یا زیر بلوک ها قرار داده شوند به یقین خیلی سریع تر عوارض شهرداری وصول خواهد شد و دیگر هیچ کس جرات نمی کند از پرداخت عوارض شهرداری امتناع کند!

از سویی اگر بتن روی کله ای قرار بگیرد هم زمینه جذب کار بی کاری فراهم می شود و هم یارانه بگیری کم می شود و هم قانون گریزی جان می دهد.

https://telegram.me/seratsadegh

نکاتی در مورد آتش به اختیار

رهبر عزیزمان فرمودند

من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملی جهادی، فکری فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً می‌گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار."

برداشت بنده این است در این رابطه باید به نکات زیر توجه کرد:

نکته اول 

یک انقلابی باید نسبت به انقلاب اسلامی به شدت احساس مسئولیت کند.بنابراین اگر کسی  نسبت به قضایا و مسائل نظام پیوسته در لاک بی تفاوتی و یا سکوت و ملاحظه کاری فرو  رود در واقع از انقلابی بودن فاصله می گیرد وبه تدریج خود را  به شخصی خنثی تبدیل می کند.

نکته دوم 

منظور از آتش به اختیار حرکتهای قانون شکن و خارج شدن از دایره ی منطق و  شرع نیست .یک انسان متعهد و نظام دوست باید بداند هدف وسیله را توجیه نمی کند او می داند برای رسیدن به هدف حق فقط باید از ابزار  و صراط حق عبور کند.

مگر می شود این همه از ارزشمندی قانون و حق محوری بگوییم ولی در میدان امر به معروف و نهی از منکر خود به شخصی قانون کش و حق ستیز تبدیل شویم؟!

و اصولا چگونه می توان سخنان عزیزی آن هم به عظمت رهبری را بر مصداقی قانون شکنانه حمل کرد؟!

نکته سوم 

 گستره ی اجرایی آتش به اختیار بسیار گسترده است.آتش به اختیار فقط به دانشجویان متعهد اختصاص ندارد و مورد آتش به اختیار نیز فقط موارد دولتی نیست بلکه اگر در هر اداره یا نهاد و مجموعه ای دیدیم برنامه یا حرکتی برای تضعیف نظام وجود دارد باید در پرتو قانون و منطق خلاف بودن آن حرکت و برنامه را به صورت مستدل و منطقی تذکر بدهیم.

نکته چهارم 

با دید جناحی به چهره آتش به اختیار نگاه نکنیم و آن را فقط در حوزه ی زیر مجموعه های دولتیان به اجرا نگذاریم تا هم آتش به اختیار کوچک نشود و هم قدرت اثر گذاری آن بیشتر شود .

نکته پنجم 

چون هدف از اجرایی آتش به اختیار اصلاح امور است باید با صبوری و سعه ی صدر حرکت کرد .

رهبر معظم انقلاب در سخنانی که در بطن آن اوج مروت و اخلاق‌مداری رهبر يك جامعه دينی نمايان است، در پی غائله 18 تیر به جوانان فرمودند: 

مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات كسانى كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت‌آميز داشته باشد؛ چون اين، دشمن را خوشحال مى‌كند. بارها ما اين حرف را گفتيم، چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمى‌كنند؟! حتى اگر يك حرفى كه خون شما را به جوش مى‌آورد به زبان آورند - مثلاً فرض كنيد اهانت به رهبرى كردند - باز هم بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد.

https://telegram.me/seratsadegh

پدر و مادرها بین فرزندانتان عدالت را رعایت کنید

 

تفاوت و تبعیض بین فرزندان در اسلام مجاز نمی باشد همانگونه که علم روانشناسی روز دنیا برای داشتن فرزندپروری موفق نیز تبعیض را رد می کند.

رسول گرامی اسلام _ صلی الله علیه و آله _ می‌ فرماید:

«اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و الطف»( مکارم الأخلاق ص 252).

میان فرزندانتان عدالت را رعایت کنید چنان که دوست دارید آنان در احسان و نیکی به شما به عدالت رفتار کنند.

او  می‌ فرماید: 

تقوای الهی داشته باشید، و بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید، همان گونه که دوست دارید به شما نیکی کنند.

(میزان الحکمه‌، محمدی ری شهری‌، ج 10، ص 706 ـ 707، مکتب الاعلام الاسلامی‌.)

 

پیامبر اکرم‌ مردی را دید که یکی از فرزندانش را بوسید، و دیگری را نبوسید، پیامبر صلی الله علیه و آله به اوهشدار داد و فرمود: چرا بین فرزندانت با مساوات رفتار نمی‌کنی‌.

(ر.ک‌: وسائل الشیعة‌، الشیخ حر العاملی‌، ج 15، ص 204، منشورات مکتبة الاسلامیة / اسلام و تربیت‌، رضا قربانیان‌، ص 219، نشر حجت).

 

زني با دو فرزند کوچک خود وارد خانه يکي از همسران رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) شد. همسر پيامبر(صلّي الله عليه و آله) سه دانه خرما به زن داد، مادر بچه ها به هر يک از آنها يک دانه خرما داد و خرماي ديگر را نصف کرد و به هر يک نيمي از آن را داد

وقتي پيغمبر اکرم(صلّي الله عليه و آله) به منزل آمد، همسرشان جريان را براي حضرت تعريف کرد. پيامبر(صلّي الله عليه و آله) فرمود: آيا از عمل آن زن تعجب کردي؟ خداوند متعال به سبب مساوات و عدالتش او را به بهشت مي برد. (احمد دهقان، روايتها و حکايتها، ص73)

https://telegram.me/seratsadegh

تو غلمه نیستی

ا چهار خانه خداوند 

 

یک مسأله‌ای برای قلب در یکی از کتاب‌های بسیار مهم دیدم که نوشته بود خدای متعال چهار خانه دارد. تشریفی نه اینکه خدا نیازی به خانه داشته باشد. این خانه‌ها شرافتاً به خدا نسبت داده می‌شود. مثل اینکه در قرآن می‌گوید: «بیتی» کعبه خانه من است. این از باب شرافت است. یعنی من برای این خانه احترام و عظمت و شرف قائل شدم و این خانه من است. یک خانه پروردگار کعبه است. چه کسی ساخته است؟ ابراهیم و اسماعیل، یک خانه خدا بیت المأمور است که می‌گویند: در عوالم بالا است. یک خانه‌اش بیت المقدس است که سلیمان ساخته است. یک خانه‌اش هم دل است که خودش ساخته است. یعنی بنای دل مستقیماًً پروردگار است. دست بشر این خانه را نساخته است. این خانه را برای چه ساخته است؟ برای اینکه جلوه‌گاه اخلاق خودش باشد. یعنی خودش در این خانه طلوع کند. حالا من اگر بیایم غرور را در این خانه قرار بدهم، چون جای غرور هم باطن است. کبر و حسد را قرار بدهم، نفاق را در این خانه راه بدهم، چه کار کردم؟ با هدف خدا جنگیدم. یعنی این خانه‌ای که خودت ساختی، من این را بدون اجاره گرفتن دست شیطان دادم که اینجا را زباله دانی بکند. هرچه زباله دارد از مفاسد اخلاقی بیاورد در این سطل بریزد. کسی که به این شکل خانه را به دشمن بدهد، خانه دوست را مفت بدهد، هیچی هم ندارد، این در قیامت جواب صاحبخانه اصلی را چه می‌خواهد بدهد؟ 

https://telegram.me/seratsadegh

تو غلمه نیستی !

یک کتابی داریم که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی این را زنده کرد. زمان تألیفش به چهار قرن قبل برمی‌گردد. در باب ازدواج بنا کردن این خانه اگر تعجب نکنید، نزدیک پنج هزار قانون اسلام برای خانه و خانواده دارد. پنج هزار مطلب و دستور و فرمان و راهنمایی دارد. در این کتاب نوشته که یک خانمی نزد پیغمبر آمد، گفت: شوهرم به من محل نمی‌گذارد. انگار مرا دوست ندارد. ولی من شوهرم را دوست دارم و آدم خوبی است. یعنی چیزی در او نمی‌بینم که عامل اختلاف باشد. ولی میلی به من ندارد، مرا تحویل نمی‌گیرد. پیغمبر اکرم فرمودند: تو غَلَمه نیستی. اگر تو غلمه بودی خوب تو را تحویل می‌گرفت. خود این زن عرب هم این لغت را نفهمید. گفت: غلمه یعنی چه؟ فرمود: برای اینکه شوهرت بیرون می‌رود، یا کشاورز است یا مغازه‌دار است، بالاخره زحمت می‌کشد. شب که به خانه برمی‌گردد، عامل شادی لازم دارد. عامل رفع خستگی لازم دارد. می‌خواهد تو را ببیند خستگی او برطرف شود و غم و غصه روزش کنار برود. چطور تو را می‌بیند؟ با همین لباس آشپزخانه و با بوی سیب‌زمینی و پیاز! با موهای شانه نکرده و قیافه‌ی معمولی! اگر تو از امروز به بعد بروی کارهایی که در خانه می‌کنی با لباس گران نمی‌شود جارو کشید و گرد و غبار پاک کرد و در آشپزخانه رفت. این را من اضافه می‌کنم که چرا بعضی از خانم‌ها زیباترین لباس را برای مهمانی‌ها و عروسی‌ها می‌پوشند؟ آیا شوهر حق ندارد؟ پولش را داده و خرج کرده است اما خودش هیچ بهره‌ای نباید داشته باشد؟ این لباس‌ها باید در کمد بماند، یک عروسی و مهمانی پیش بیاید استفاده کنند. فرمود: کارهایت را که کردی، نزدیک آمدن شوهرت زیباترین لباست را بپوش. آرایش خوب کن، آراسته شو، بی‌میلی شوهرت معالجه می‌شود. مرض را تو به او دادی. خانم رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: مشکل ما حل شد. زن باید برای مرد عامل تحریک عواطف و محبت و غرایز باشد. اگر اینطور نباشد یعنی اخلاق بی‌تفاوتی، برایش مهم نباشد. برای شوهرش هر لباس معمولی که پوشید، از آن طرف مرد هم همینطور است. بعضی از مردها زود به زود نمی‌روند شستشو کنند و لباس تمیز بپوشند. موی سرشان را کوتاه کنند. ما خیلی از مردها را می‌بینیم که در کوچه و بازار به فکرمان می‌رسد خانم این چه می‌کشد؟ با این ریش و با این تلخی! این حرام است که آدم خودش را به گونه‌ای نگه دارد که در همسرش هیچ گل محبتی برای او شکفته نشود. میلی تحریک نشود. https://telegram.me/seratsadegh

استاد قرائتی و امام

استاد قرائتی فرمودند

یک روز جمعیتی در سالن نشسته بودند و منتظر امام بودند. من خواهش می‌کنم این را برای دیگران هم نقل کنید که ما چطور فکر می‌کنیم در مورد حق الناس و امام چطور فکر می‌کرد. مردم منتظر بودند امام بیاید نماز بخواند، امام آمد پشت در یک مقدار به کفش‌ها نگاه کرد و یک تأملی کرد و فرمود: بگویید: نماز را فرادی بخوانند! من برای نماز نمی‌آیم. گفتند: چرا؟ منتظر شما هستند. فرمود: این همه کفش است. من باید پایم را روی کفش مردم بگذارم، حق الناس است. کفش مرا را له کنم و بیایم نماز جماعت بخوانم؟ این کار را نمی‌کنم. گفتند: ما کفش‌ها را کنار می‌زنیم. کاری ندارد. فرمود: وقتی کفش‌ها را کنار بزنید، وقتی برگشتند، باید دنبال لنگه کفش‌شان بگردند. باز عمر مردم بیت المال است. من نمی‌خواهم عمر مردم را تلف کنم. الآن من که در تلویزیون حرف می‌زنم ضامن عمر مردم هستم. اگر یک چیزی نگویم که مفید باشد، عمر مردم را تلف کردم. اصلاً امام که پیروز شد نه حزب داشت و نه ارتش، نه سپاه داشت. عامل موفقیت امام همین چیزها بود.

مسأله دوم خاطره‌ای بود که حاج حسن آقا نوه امام در اجلاس نماز نقل کرد. ایشان گفت: من تازه به تکلیف رسیده بودم و هوا گرم بود. امام می‌خواست نماز بخواند. من رفتم نماز بخوانم امام فرمود: تو نمی‌خواهد جماعت بخوانی، چون نوجوان هستی. تازه سال اول تکلیفت است، شما اول افطار کن و بعد نماز بخوان. گفت: آقا می‌خواهم جماعت بخوانم. گفت: خوب بخوان. مغرب را خواندیم، عشاء را فرمود: من دعا می‌خوانم و تو برو افطار کن و برگرد. یک چیزی بخور! می‌گفت: من رفتم سرگرم افطار شدم، یادم رفت امام منتظر من است. تقریباً یک ساعت و نیم طول کشید. یادم آمد امام فرمود: من منتظر هستم تو بیایی. گفتم: دیگر یک ساعت و نیم که منتظر نشده است. حتماً نماز را خوانده است. رفتم دیدم امام نشسته است. گفت: چقدر افطاری خوردن طول کشید. گفتم: منتظر بودید؟ گفت: بله! یک نفر هم به یک نفر اقتدا کند، 150 رکعت می‌شود. https://telegram.me/seratsadegh

آقای پزشکیان در اجلاس نماز گفت. چون در اجلاس نماز افرادی که چهره فرهنگی است، دانشجو دارند، طلبه دارند، آموزش و پرورشی هستند، در ارشاد هستند، صدا و سیما هستند، می‌آیند. داریم اگر یک نفر به یک نفر اقتدا کند، نماز جماعت یک نفری، یک رکعت 150 رکعت می‌شود. دو نفر باشد، بیشتر به ده تا که رسید دیگر هیچکس جز خدا حسابش را ندارد. در رساله هم هست. آقای پزشکیان خواست این را بیان کند. گفت: یک مثال بزنم. گفت: شما اگر یک انگشت داشته باشی با آن شماره تلفن می‌گیری. به کسی گفتم: شغل شما چیست؟ گفت: تلفنچی! گفتم: شما ده تا انگشت داری. تلفنچی یک انگشت هم داشته باشد بس است. این نه تا را چه می‌کنی؟ گفت: فکر نکرده بودم. گفتم: از همه انگشت‌هایت کار بکش نه از یک انگشت! اگر دو تا انگشت داشته باشی سطل ماست بلند می‌کنی. اگر سه تا داشته باشی پرتقال را از روی زمین برمی‌داری. اگر چهار تا داشته باشی، سطل آب را بلند می‌کنی. اگر پنج تا داشته باشی، آمپول هم می‌زنی. یعنی هر انگشتی اضافه شود کاربردش مضاعف می‌شود. ده تا که شد دیگر حساب و کتاب ندارد. یعنی در طول تاریخ بشریت هیچ انسانی پیدا نشده که بگوید: یک کاری برای من پیدا شد که یازده انگشت نیاز داشت و من چون ده تا انگشت داشتم مرا استخدام نکردند. یعنی به ده تا که رسید دیگر حساب و کتابی ندارد.

https://telegram.me/seratsadegh

امیرالمؤمنین فرمود: 

هرچه خواستم پیغمبر به من داد جز یک چیزی. چانه زدم به من نداد. گفتم: یا رسول الله! اجازه بدهید من اذان بگویم. فرمود: اذان را باید بلال بگوید.

https://telegram.me/seratsadegh

استاد قرائتی

 

من از آقای انصاری شنیدم که همیشه نزد امام بود. روزهای آخر عمر امام، گاهی چشم‌هایش را باز می‌کرد و نگاه می‌کرد. یکبار چشم‌هایش را باز کرد و گفت: آقای انصاری اگر من خواب بودم و اذان گفتند، مرا بیدار کن. گفتم: چشم! این را گفت و لحظاتی خوابش برد. اذان گفتند. رفتم بالای سر امام بیدارش کنم، دلم نیامد. چون سرم به دستش بود. پیرمرد هشتاد ساله! یک خرده ایستادم، گفتم: گفته مرا صدا بزن. صدایش نزدم! لحظاتی بعد خود امام بیدار شد. گفت: وقت اذان شد؟ گفتم: بله آقا، گفت: کی؟ گفتم: ده دقیقه پیش اذان گفتند. گفت: چرا مرا صدا نزدی؟ مگر به شما نگفتم: مرا صدا بزن. احمد بیا! از اول عمرم نمازم را اول وقت خواندم. چرا روز آخر عمر ده دقیقه دیر !

https://telegram.me/seratsadegh

استاد قرائتی 

. امام 28 سال پیش از دنیا رفت، دو سه سال قبل، سی سال پیش من ریش‌هایم سفید نبود. جوان بودم. رفتم خدمت امام گفتم: اگر کسی نزد شما اشکال کند، ضد ولایت فقیه است؟ گفت: نه، ما معصوم نیستیم. گفتم: دو تا اشکال به شما دارم، ولی خجالت می‌کشم، مثل اینکه چراغ قوه بخواهد به خورشید اشکال کند. حیا هم خوب چیزی است. اما جلوی فهم را هم نمی‌شود گرفت. هم می‌خواهم بگویم حیا می‌کنم، هم می‌خواهم نگویم اذیت می‌شوم و در دلم مانده است. گفتم: شما یک جاهایی نماینده می‌گذاری که ضرورتی ندارد. مثلاً نهضت سواد آموزی بزرگترها هم می‌خواهند سواد یاد بگیرند، خطری درونش نیست. از اول انقلاب تا الآن ذره‌ای فتنه در نهضت سواد آموزی نبوده است. چون یاد دادن آب، بابا و تخته سیاه و موکت و گچ است و با چهار نفر بی سواد! این خطری نداشته است ولی شما نماینده داری. یا مرحوم آقای غیوری، گفتم: آقای غیوری نماینده امام در هلال احمر است، هلال احمر کارش چیست؟ یک جایی سیل می‌آید می‌خواهند پتو بدهند. نماینده ندارد. حالا فرض جایی هم پنجاه تا پتو می‌دزدند. دیگر این خطری ندارد. یک جا که مهم است شما نماینده نداری. گفت: کجا؟ گفتم: آموزش و پرورش و دانشگاه! این کتاب‌های درسی صدها میلیون چاپ می‌شود سطر به سطرش را می‌خوانند و گاهی در این کلمات یک کلمات خیانت باری است. این کلمه بار منفی دارد. شما در کتاب‌های آموزش و پرورش و کتاب‌های دانشگاه نماینده نداری ولی در هلال احمر و نهضت سواد آموزی نماینده داری. یکی هم در اتاق پخش تلویزیون. تلویزیون چه چیزی پخش می‌کند؟ گاهی وقت‌ها بعضی فیلم‌ها بدآموزی دارد. شما در مرزهای فکری و نسل نو و میلیونی نماینده نداری. این اشکال من بود. ایشان فرمود: من در حرف شما تأمل می‌کنم. گفتم: اجازه بدهید یک دقیقه هم غیبت کنم. چون غیبت حرام است ولی باید به رهبر گفت که فلان مسئول دسته گل آب داده است. حضرت امیر پول می‌داد که غیبت بشنود. می‌گفت: این پول را بگیر و برو از فرماندار فلان جا بازرسی کن و به من گزارش بده. «وَ ابْعَثِ‏ الْعُيُونَ»‏ (نهج‏البلاغه، نامه 53) یعنی پول کرایه‌اش را هم بده، آنجا برود عیب‌ها را در بیاورد، بیاید به من بگوید: مملکت چه خبر است. گفتم: اجازه بدهید یک دقیقه غیبت کنم. ایشان یک مقداری تأمل کرد و گفت: چه می‌خواهی بگویی؟ گفتم: فلانی آدم خطرناکی است. اشکالی ندارد که ما کوچکترها یک چیزی را بفهمیم که بزرگترها متوجه نشوند. حیوان‌ها زلزله را زودتر از آدم‌ها می‌فهمند. فلانی آدم خطرناکی است به این دلیل. ایشان فرمود: در این جمله شما هم تأمل می‌کنم. ما دو تا حرف زدیم و هردو را فرمود: تأمل می‌کنم. آمدم به کسی که کنار آقا نشسته بود، گفتم: ما دو تا حرف زدیم، امام هردو را فرمود: تأمل می‌کنم. این یعنی چه؟ یعنی آفرین! برو گمشو! این کلمه تأمل در فرهنگ امام جایش کجاست؟ گفت: امام خوشش آمد. ما دست امام را بوسیدیم و در کوچه جماران می‌رفتیم، سی چهل متر که رفتم، دیدم حاج احمد آقا بدون عبا درون کوچه آمد گفت: حاج آقای قرائتی برگردید! من برگشتم و گفت: شما خانه داری؟ بله، از خودت است؟ بله، بدهکار هستی؟ نه. ماشین داری؟ بله. بدهکار نیستی؟ نه، هیچ طلبی نداری؟ نه. گفت: خداحافظ! من گفتم: یعنی چه؟ ایشان سی چهل متر بدون عبا درون کوچه آمد. پرسید: خانه داری؟ ماشین داری؟ من اینطور فهمیدم که امام گفته: برو ببین شیخ اگر خانه ندارد، ماشین ندارد، هرچه ندارد به او بدهید. یعنی من به امام گفتم: دو تا اشکال دارم. امام فرمود: برایش خانه بخرید. الآن اگر به وکیل و وزیر و نماینده مجلسی اشکال بگیریم، برایت خانه می‌خرد؟ تو را می‌فرستد جایی که عرب نی می‌انداخت!

https://telegram.me/seratsadegh

ظلم نکن

 قاضی چرا روزه نمی گیری ؟

 آیا خدا را قبول نداری؟

آیا قبر و مردنت را باور نداری ؟ 

آخر چرا روزه نمی گیری؟

گفت خدا و قیامت و مردن را قبول دارم اما نمی توانم  چون روزه گرفتن سخت است !

عجب دختر نه ساله روزه می گیرد و می تواند ولی شمای چهل ساله نمی توانید؟!

اگر برای هر روز روزه گرفتن پانصد هزار تومان به حسابت می ریختند باز روزه نمی گرفتی؟

بدن و دستگاه گوارشت به استراحت نیاز دارد چرا با روزه گرفتن به آن رحم نمی کنی؟

خیلی ها با آمدن ماه رمضان روزه نگرفتند و روسفید نرفتند پس من و شما مواظب خودمان باشیم.

اگر دوست داریم فرزندان دین دار داشته باشیم خودمان نیز باید متدین باشیم.

ظاهرا

متهم سربه زیر شد و جواب محکمه پسندی برای خداوند ندارد.

https://telegram.me/seratsadegh

روایتی از پیامبر دیدم که فرمودند: کسی کنار دریا برود و انگشتی یا سوزنی به دریا بزند. چقدر رطوبت در نوک انگشت یا سوزن می‌آید؟ مثل دنیا نسبت به آخرت مثل رطوبت نوک سوزن است در مقابل دریای آخرت. یعنی این دنیا ناچیز و زود گذر است. ولی آنجا ابدیت  دارد و همیشگی و دائمی است.

نتیجه ظلم کردن

خدا علامه جعفری را رحمت کند. ایشان نقل کرده در کرمان یک حاکمی بود خیلی ظالم بود. کسی از خوانین با او مخالفت کرد، او را زندانی کرد. گفت در زندان باید شکنجه هم بدهد. بارها گفتیم که شکنجه روحی و جسمی در اسلام ممنوع است. مؤمن حتی به دشمن هم ظلم نمی‌کند. امیرالمؤمنین امام حسن را قسم داد که شکنجه و آزار نده، از همان آب و غذایی که خودت می‌خوری به او بده. یعنی وسایل رفاه و امنیت و آرامش زندانی را فراهم کن. شکنجه دادن در اسلام ممنوع است. خیلی از مواقع افراد ظالم هستند، ولی ما هم یک کاری می‌کنیم که ظالم می‌شویم. مخصوصاً شکنجه روحی! ما حق شکنجه نداریم. باید مطابق قانون اسلام با افراد برخورد کرد، حکم را هم اجرا کرد ولی شکنجه دادن یا توهین و تحقیر نباشد. 

حاکم کرمان خیلی آدم بی‌رحمی بود و گفت: من باید او را شکنجه بدهم. چه کنم؟ یک بچه سه ساله داشت، گفت: او را هم کنار زندان ببرید. او هم در سلولی که هست باشد. گفت: من مجرم هستم. این بچه چه گناهی دارد؟ هرچه التماس و خواهش کرد، قبول نکرد. آن زمان پانصد تومان خیلی پول بود. گفت: من حاضر هستم تمام هستی‌ام را بفروشم و پانصد تومان بدهم. بچه را از این زندان ببرید. گفت: حکم مملکت با پانصد تومان عوض نمی‌شود. همین که گفتم. این بچه در زندان مریض شد و درمان نشد. مثل شمع جلوی پدر آب شد، این پدر از شکنجه روحی از بین رفت. بچه از دنیا رفت. چند روزی گذشت. حاکم کرمان یک پسر سرحالی داشت. خیلی امید داشت که او جانشینش شود. مریض سختی شد. سرطان بد و بدخیم گرفت که قابل علاج نبود. هرچه دکتر و دوا کرد و دعا کرد، نشد. پانصد گوسفند برای سلامتی‌اش کشت.    جلوی چشم خودش بچه‌اش از دنیا رفت. به یکی از علمای کرمان گفت: من پانصد گوسفند برای سلامتی بچه‌ام کشتم. گفت: خدا قانونش را با پانصد گوسفند به هم نمی‌زند. قبول کنیم که از هر دست بدهیم از همان دست می‌گیریم. به قول مثنوی که می‌گوید:           

زخمی که زنی چو باز باید خوردن *** در کم زدن اختیار باید کردن

https://telegram.me/seratsadegh

ای زن دسته گل بمان 

 مردی خدمت حضرت رضا(ع) می‌آید. می‌گوید: من می‌خواهم بروم ازدواج موقت کنم. حضرت می‌فرماید: زن داری؟ می‌گوید: بله. بچه داری؟ بله. می‌فرماید: این ازدواج به تو چه ربطی دارد؟ این را برای شما نگذاشتند. برای یک مردی است که واقعاً امکان ازدواج ندارد. خدا هم اجازه نمی‌دهد به حرام بیافتد. برای این است که از گناه مصون بماند و برود یک ازدواج کم خرجی بکند. اما تو که زن و بچه داری چرا این سؤال را می‌کنی؟ بلند شو برو به زن و بچه‌ات برس. خیلی خوب مرد باید به زن و بچه‌اش برسد. اما خانم هم باید هنر اسیر کردن او را داشته باشد که اسارت با محبت، اسارت با جاذبه ایجاد کردن، اگر بیرون هم حتی یک خانمی پیشنهاد داد که بیا با من ازدواج موقت کن، بگوید: من یک زن مثل دسته گل دارم. همه چیز برای من تمام است. من هم پیش او همه چیز تمام هستم. https://telegram.me/seratsadegh

چگونه حرف می زنید؟

 

هارون خواب دید همه دندان‌هایش ریخته است. کلا معبران می‌گویند: افتادن دندان دلیل بر مرگ یکی از کسان است. یک معبری را آوردند و این کلام را زیباسازی نکرد. گفت: همه قوم و خویش و برادرها و خواهران تو قبل از تو از دنیا می‌روند. هارون گفت: او را بخوابانید و صد شلاق بزنید و بیرونش کنید. این چرند می‌گوید! یک معبر دیگر را بیاورید. این معبر هنر زیباسازی سخن داشت. وقتی آمد، گفت: عمر شما از باقی اقوام طولانی‌تر است. همان تعبیر بود اما چقدر زیبا گفت. هارون گفت: هزار دینار طلا به او بدهید. شما قرآن مجید را نگاه کنید، قرآن گفتار پروردگار است. امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فَإِنَّهُ‏ أَحْسَنُ‏ الْحَدِيث‏» (نهج‌البلاغه/خطبه 110) این زیباترین سخن است https://telegram.me/seratsadegh

چند دختر دیدی؟

چند دختر دیدی؟

یک جوان از عالمی پرسيد: من جوان هستم و نمی توانم خود را از نگاه به نامحرم منع كنم، چاره ام چيست؟

 

عالم نيز كوزه ای پر از شير به او داد و به او توصيه كرد كه كوزه را سالم به جایی ببرد و هيچ چيز از كوزه بیرون نريزد و از شخصی درخواست كرد او را همراهی كند و اگر شير را ريخت جلوی همه ی مردم او را كتك بزند!

 

جوان کوزه را سالم به مقصد رساند و چيزی بیرون نريخت.

 

عالم از او پرسيد: سر راهت چند دختر دیدی!؟!

 

جوان جواب داد: هيچ!؛ فقط به فكر آن بودم كه شير را نريزم كه مبادا در جلوی مردم كتك بخورم و خار و خفيف شوم.

عالم گفت: اين حكايت مؤمنی است كه هميشه خدا را ناظر بر كارهايش می بيند و از روز قيامت و حساب و كتابش که مبادا در منظر مردم خار و خفیف شود بيم دارد....

 

 https://telegram.me/seratsadegh

 

 

فرق من و روحانی حقوق دان

فرق من و  روحانی حقوقدان ؟!

گفتند ...گفته است برخی از ما آخوندهای حکومتی سوار ضد گلوله می شویم ولی آخوندهای کوچه و بازار، سرزنشها و فحشها را دریافت می کنند!

روحانی های کاندیدای ریاست جمهوری  مناظره می دهند و در مقابل هم  از گل و بلبل و بهاران می گویند  اما طلبه های بدون صدا و سیما پرسش پیچ می شوند و باید گل و بلبل روز را تقدیم مردم کنند !

آنها در مقابل دوربین وعده می دهند و اینها باید استرس عمل به وعده و اضطراب چگونگی وفای به وعده ها را داشته باشند!

آنان حقوق دان و حقوق بگیرند اما اینان باید در تب بی حقوقی  بسوزند و از حقوق انقلاب اسلامی و حقوق بگیران آن دفاع کنند!

آنان در مناظرات همدیگر را نوازش می کنند و اینان باید از لازم بودن یا خطا بودن برخی از آن نوازشها سخن بگویند!

واقعا گنه کرد در بلخ آهنگری 

به شوشتر زدند گردن مسگری

فیلم خوشی های مستند آنها پخش می شود و اخبار گرفتاریهای متراکم این یکیها دیده نمی شود!

پرکاهی از آه آنها در دنیا دیده می شود ولی جان کندن خیل طلبه ها در زیر خروارها گرفتاری و مشکلات دیده نمی شود!

ای  صادق وای بر تو مگر نمی دانی اینجا دنیاست ؟ و در این دنیا جایگزینی مسگر و آهنگر بلخ و شوشتر و رویش این گونه درد دلها طبیعی طبیعی است؟ !

https://telegram.me/seratsadegh

عزیزی نوشتند 

با این وصف سید مخالف حضور روحانیون در مناسب حکومتی است؟!🌷

 

 

سلام بر جمعتان 

خیر مخالف نیستم .

اما...

سلام سید جان منتظر شنیدن اماهاتون هستیم

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

حرف برای گفتن بسیار است و فضای مجازی طاقت شنیدن برخیها را دارد .

خدا رحمت کند مرحوم لنکرانی را که می فرمودند طلبه ها چون لباس سفیدی می مانند که اگر لکه سیاهی بر آن افتد همه خواهند دید.

حضور طلبه ها در مناصب حکومتی و دانشگاهی لازم است  اما هر طلبه ای برای دانشگاه  و ...مفید نیست .

شهید مطهری در دانشگاه درخشید و تغییر ایجاد کرد ولی برخی دیگر به جای این که تغییر دهند خودشان تغییر می کنند!

هر طلبه ای برای امام جماعت و جمعه مناسب نیست .پس باید در این باره بیش از این فکر شود.

چون همانند لباس سفیدی می مانیم و جامعه نوعا با یک دید همه را می بیند باید نظارت دقیق و فراگیر و حساسی بر روحانیونی که جذب کار می شوند صورت بگیرد .

در میان مردم هم باید روشنگری شود تا اگر روحانیی در منصبی خطا کرد به آن بهانه از دیگر طلبه ها گریزان نشوند.

و...

 

از عالمی پرسیدند دین باسیاست سازگاری دارد؟

فرمودند اگر سیاست به معنای کلک و...باشد خیر.

اما اگر منظورت از سیاست خدمت به خلق در پرتو  دین و ...است دین و سیاست کاملا با هم سازگارند.

بنابراین هر روحانی که می تواند در محدوده دین و  در پرتو چراغ دین به ملت بزرگ ایران خدمت کند نباید لحظه ای درنگ کند..

آیا بلوغ زود رس رسیده است؟

ماه مبارک رمضان است نیم ساعتی قبل از اذان به مسجد می روم تا شاید گره از پرسشی باز کنم.

جوانان و نوجوانان و حتی بچه ها می آیند و دورهمیی تشکیل می دهیم .

روزی رفتم و همه هم آمده بودند عزیزی گفت حاج آقا کمی از راز و رمزهای ازدواج بگو و این درخواست خود را در طول چند دقیقه سه                                          بار تکرار کرد!

گفتم عزیزم  چند سال داری ؟ 

فرمود چهارده سال !

کبوتر خیالم پرواز کرد و بر شاخه سار گفتار کارشناسان نشست که تاکید دارند والدین به هوش باشید بلوغ زودرس رسیده است.

حافظه ام گفت یادت می آید فلان معاون مدرسه می فرمود دو دانش آموز راهنمایی غایب بودند ! چون پلیسی پیگیر ماجرا شدیم دریافتیم بدون اطلاع خانواده مقدمات ازدواج را مهیا می کردند!

آری گویا فضای مجازی و این همه دختر خانم رنگارنگ  و ...گاه تمام رنگ  بلوغ زود رس را برای راهنمایی ها  به ارمغان آورده است.

پس ای پدر و مادرها حسابی به هوش باشید.

https://telegram.me/seratsadegh

ماه مبارک رمضان ، سید ماهها

                                                                           به نام خداوند جان و خرد

                                                                      ماه مبارک رمضان ، سید ماهها

صدای پای شهر خدا ، ماه رمضان ،موسم طهارت و پاکیزگی، می­آید.الهی  آن شهر صیام  و خودسازی  مبارکمان باشد .

ما را به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

چون از رسول خدا(ص) نقل شده است که : «خداوند هیچ چیزی را نیافریده است مگر این که برای آنها سیدی قرار داده است.«ماخلق الله شيئاً إلاّ جعل له سيّداً» . و نیز در روایات از ماه مبارک رمضان به عنوان «سید ماهها» یاد شده  است ، به صدها کتاب روایی مراجعه کردم ، تا از اقسام و انواع «سیدها» اطلاعی پیدا کنم . ثمره ی مطالعات سیدیابیم ،یافتن سادات زیر است که تقدیمتان می گردد:

1.       سید انبیاء ، رسول خدا(ص)

2.       سیدالعرب ، امام علی (علیه السلام)

3.       سید جوانهای بهشت امام حسن و امام حسین  علیهما السلام

4.       سید المجالس، مجلس شیعیان

5.       سید فرشتگان، اسرافیل

6.       سید فارسها، سلمان فارسی

7.       سید حبشی ها ، بلال حبشی

8.       سید کوهها، طورسینا

9.       سید درختها ،درخت سدر

10.   سید میوه ها، انار

11.   سید غذاها در دنیا و آخرت، گوشت

12.   سید نوشیدنیهای بهشت ،آب

13.   سید حیوانات وحشی ، شیر

14.   سید هر قوم ، خادم آنهاست. هرکسی که تکبر نداشت و به دیگران خدمت کرد ، اشرف آنها محسوب خواهد شد. به تعبیری هر چه داریم از خداست و هرچه توان داریم، باید برای خدا خرج کنیم

15.   سید  کارها این است هرچه را برای خودت می پسندی برای دیگران بپسندی و هرچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسندی. " سيد الاعمال " أي أشرفها وأفضلها " حتى لا ترضى بشئ " أي لنفسك أي لا يطلب منهم من المنافع إلا مثل ما يعطيهم ولا ينيلهم من المضار إلا ما يرضى أن يناله منهم، ويحكم لهم على نفسه "

16.   سید اعمال ، عقل انسان است زیرا ارزش کردار انسانها به درجه ی خردمندی او بستگی دارد.« سيد الاعمال في الدارين العقل

17.   سیدکلام و گفتارها، قران کریم و سید قرآن ، سوره ی بقره و سید  سوره بقره  نیزآیه الکرسی است.

18.    سید روزهای هفته روز جمعه و سید ماهها ، ماه مبارک رمضان است.

اما چرا ماه مبارک رمضان سید ماههاست؟ بر سید بودن این ماه دلیلهای فراوانی دارد که به برخیها اشاره خواهد شد:

یکم:

در اين ماه كتاب هاى آسمانى قرآن كريم، انجيل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.

دوم:

رمضان  تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است و يكى از چهار ماهى است كه خداوند متعال جنگ (نه دفاع) را در آن حرام كرده است.

در ماه رمضان ، شب قدر وجود دارد.این شب به حدی مهم است که حضرت پیامبر(ص) فرمودند: «من قام ليلة القدر إيمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه» .

در این شهر خدای مهربان بیش از پیش به کمک مومنین می شتابد از اینرو چون ماه رمضان می آید شیطانها زنجبر، درهای بهشت باز و درهای جهنم بسته می شود. إذا جاء رمضان فتحت أبواب الجنة، وغلقت أبواب النار، وصفدت الشياطين، ونادى مناد يا باغي الخير أقبل ، ويا باغي الشر أقصر.

 استاد فاطمی نیا

جمال السالکین آیت الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی قدس الله روحه مینویسد یک سال مانده به شب قدر به فکر شب قدر باشید، من نمیگویم که الان این جمله را میفهمم، ادعا ندارم اما انقدر بگویم که در جوانی که این مطلب را دیدم خیال خامی داشتم، خیال میکردم که این مرد بزرگ میخواهد بگوید که یعنی آدم تقویمش را نگاه کند آن شب مثلا به خانه دوستش نرود، آن شب عروسی نرود، آن شب را ضایع نکند و ازاین حرف ها. بعد فهمیدم که نه مقصودش این نیست میخواهد بگوید در طول سال کاری نکنی که آن کار شب قدر بیاد جلوی تو را بگیرد. یک دلی شکستی بدست نیاوردی همینطور که سرگرم بک یا الله هستی اون دل میاد میگه یواش برو کجا میری! حقی رو ضایع کردی هنوزجبران نکردی، پدر رو خشمگین کردی، دل مادررو شکستی و هکذا.»

سوم:

رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مى باشد. چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى شود، به اين ماه مبارك رمضان گفته اند. از این ماه به عنوان  فصل و بهار مغفرت یاد شده است. پیامبراعظم (ص) فرموده اند:« من صام رمضان إيمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه ".» روزه داری در این ماه باعث بخشیده شدن گناهان کذشته خواهد شد. بنابراین چون در این ماه مبارک ، اسباب و مقدمات بخشیده شدن نهاده شده است، در روایات آمده است اگر کسی در این ماه بخشیده نشود ، از اشقیا خواهد بود.

چهارم:

از منظر متون دینی ، هیچ موجودی به تیر بلایی مبتلا نمی شود مگر بر اثر غفلت. در این ماه، غفلت زدایی ها، آغاز و خودسازی ها  شروع  می شود. در این ماه، دیده ی توجه ها ، به خدای متعال ، دوخته می شود  و  به برکت این همه دلی که به یاد خدا زنده اند ، بلاها دفع و رحمتهای الهی نازل می شود.در این ماه نفس کشیدن عبادت است کارهای خیر انسان ثواب چند برابری دارد .شیطانها زنجیر شده اند. با طلوع ماه رمضان ، درهای ویژه ی رحمت و کرامت الهی باز می شود.در پرتو این همه رحمت و برکت می توان به مقام رضوان الهی رسید.امام سجاد (ع) ماه رمضان را چنین معرفی می کند: شهرالصیام و شهر الاسلام و شهر الطهور و شهرالتمحیص و شهر القیام الذی انزل فیه القران هدی للناس؛ شهرروزداری و شهر اسلام ،شهرپاکی و پیرایش ،شهر شب زنده داری و شهر قران ؛شهری که در آن هدایت و بینات برای عموم مردم فرود آمده است.

پنجم:

در این ماه خداوند میزبان است و روزه دارن میهمان اویند . فرشتگان الهی نازل می شوند و هستی را پر از رحمت و برکت می کنند.

و..

نیم نگاهی از خداوند بس است همگان را، عزیزان مطالعه محور را به همه نگاههای خداوند بزرگ می سپارم.