تو غلمه نیستی
یک مسألهای برای قلب در یکی از کتابهای بسیار مهم دیدم که نوشته بود خدای متعال چهار خانه دارد. تشریفی نه اینکه خدا نیازی به خانه داشته باشد. این خانهها شرافتاً به خدا نسبت داده میشود. مثل اینکه در قرآن میگوید: «بیتی» کعبه خانه من است. این از باب شرافت است. یعنی من برای این خانه احترام و عظمت و شرف قائل شدم و این خانه من است. یک خانه پروردگار کعبه است. چه کسی ساخته است؟ ابراهیم و اسماعیل، یک خانه خدا بیت المأمور است که میگویند: در عوالم بالا است. یک خانهاش بیت المقدس است که سلیمان ساخته است. یک خانهاش هم دل است که خودش ساخته است. یعنی بنای دل مستقیماًً پروردگار است. دست بشر این خانه را نساخته است. این خانه را برای چه ساخته است؟ برای اینکه جلوهگاه اخلاق خودش باشد. یعنی خودش در این خانه طلوع کند. حالا من اگر بیایم غرور را در این خانه قرار بدهم، چون جای غرور هم باطن است. کبر و حسد را قرار بدهم، نفاق را در این خانه راه بدهم، چه کار کردم؟ با هدف خدا جنگیدم. یعنی این خانهای که خودت ساختی، من این را بدون اجاره گرفتن دست شیطان دادم که اینجا را زباله دانی بکند. هرچه زباله دارد از مفاسد اخلاقی بیاورد در این سطل بریزد. کسی که به این شکل خانه را به دشمن بدهد، خانه دوست را مفت بدهد، هیچی هم ندارد، این در قیامت جواب صاحبخانه اصلی را چه میخواهد بدهد؟
https://telegram.me/seratsadegh
تو غلمه نیستی !
یک کتابی داریم که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی این را زنده کرد. زمان تألیفش به چهار قرن قبل برمیگردد. در باب ازدواج بنا کردن این خانه اگر تعجب نکنید، نزدیک پنج هزار قانون اسلام برای خانه و خانواده دارد. پنج هزار مطلب و دستور و فرمان و راهنمایی دارد. در این کتاب نوشته که یک خانمی نزد پیغمبر آمد، گفت: شوهرم به من محل نمیگذارد. انگار مرا دوست ندارد. ولی من شوهرم را دوست دارم و آدم خوبی است. یعنی چیزی در او نمیبینم که عامل اختلاف باشد. ولی میلی به من ندارد، مرا تحویل نمیگیرد. پیغمبر اکرم فرمودند: تو غَلَمه نیستی. اگر تو غلمه بودی خوب تو را تحویل میگرفت. خود این زن عرب هم این لغت را نفهمید. گفت: غلمه یعنی چه؟ فرمود: برای اینکه شوهرت بیرون میرود، یا کشاورز است یا مغازهدار است، بالاخره زحمت میکشد. شب که به خانه برمیگردد، عامل شادی لازم دارد. عامل رفع خستگی لازم دارد. میخواهد تو را ببیند خستگی او برطرف شود و غم و غصه روزش کنار برود. چطور تو را میبیند؟ با همین لباس آشپزخانه و با بوی سیبزمینی و پیاز! با موهای شانه نکرده و قیافهی معمولی! اگر تو از امروز به بعد بروی کارهایی که در خانه میکنی با لباس گران نمیشود جارو کشید و گرد و غبار پاک کرد و در آشپزخانه رفت. این را من اضافه میکنم که چرا بعضی از خانمها زیباترین لباس را برای مهمانیها و عروسیها میپوشند؟ آیا شوهر حق ندارد؟ پولش را داده و خرج کرده است اما خودش هیچ بهرهای نباید داشته باشد؟ این لباسها باید در کمد بماند، یک عروسی و مهمانی پیش بیاید استفاده کنند. فرمود: کارهایت را که کردی، نزدیک آمدن شوهرت زیباترین لباست را بپوش. آرایش خوب کن، آراسته شو، بیمیلی شوهرت معالجه میشود. مرض را تو به او دادی. خانم رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: مشکل ما حل شد. زن باید برای مرد عامل تحریک عواطف و محبت و غرایز باشد. اگر اینطور نباشد یعنی اخلاق بیتفاوتی، برایش مهم نباشد. برای شوهرش هر لباس معمولی که پوشید، از آن طرف مرد هم همینطور است. بعضی از مردها زود به زود نمیروند شستشو کنند و لباس تمیز بپوشند. موی سرشان را کوتاه کنند. ما خیلی از مردها را میبینیم که در کوچه و بازار به فکرمان میرسد خانم این چه میکشد؟ با این ریش و با این تلخی! این حرام است که آدم خودش را به گونهای نگه دارد که در همسرش هیچ گل محبتی برای او شکفته نشود. میلی تحریک نشود. https://telegram.me/seratsadegh
بــه نــام خـــدایے که دغدغــه ے از دســــت دادنــش را نــــداریـــم