حدیث قدسی:

یابن ادم اطیعونی بقدر حوائجکم الیّ و اعصونی بقدر صبرکم علی النّار و تزوّدوا من الّدنیا بقدر مسکنکم فیها و تزوّدوا للاخرة بقدر مسکنکم فیها و ...

 

ای فرزند آدم به اندازه نیازی که به من دارید مرا اطاعت کنید و به مقدار صبری که بر آتش (دوزخ) دارید نافرمانی کنید، و به اندازه ای که در دنیا سکنی دارید از آن توشه برگیرید  و به اندازه ای که در آخرت سکنی دارید برای آن توشه فراهم کنید (بطور کلی انسان برای آخرت آفریده شده و دنیا مقدمه عالم دیگر است و با توجه به جاودانگی در آخرت، بدیهی است که باید تمام سعی و تلاش ما مصروف به فراهم کردن زاد و توشه آخرت گردد) 

https://telegram.me/seratsadegh

زندگی ادراری :

خداوند بزرگ در حدیثی قدسی می فرماید:

صدقه را از مال حلال پرداخت کنید زیرا همانطور که با ادرار نمی توان طهارت گرفت با مال حرام هم نمی توان صدقه داد.

آری برخی ها زندگی ادراری دارند ! زندگی ادراری همان کسب و کارهای حرام ،اختلاس و...است .

به حج رفتن ،کربلایی شدن و انجام هرکار خیری با چنین پول و اموالی مورد پذیرش خدای عادل واقع نخواهد شد.

و چه مستند کسانی که زندگی ادراری دارند .اموال حرام زیادی جمع کرده اند و در روز روشن  و در محضر عموم مردم فخر فروشی می کنند!

ای کاش حرام خواران  بدانند همانند کسی هستند که هزاران لیتر ادرار افراد مختلف را جمع آوری و نگهداری می کند که در هیچ عصری نمی تواند از آن استفاده ای راستین داشته باشد و با این ندانم کاری در دنیا و آخرت بی آبرو شده اند.

https://telegram.me/seratsadegh

ماشین و حریم خصوصی!

سلام علیکم

چند ماه قبل با خانواده به سمت کوهدشت در حرکت بودیم .

بنده که سید صادق بودم  با لباس طلبگی و عمامه مشکی  بر سر فرمان ماشین را در دست داشتم.

در فاصله بین اراک و بروجرد ماشینی سبقت گرفت و خانمم فرمود دیدی؟!

گفتم چی ؟

فرمود زنی بود بدون رو سری که بر صندلی عقب نشسته است !

گفتم نه 

آن ماشین چون سبقت گرفت ، سرعتش را کم کرد . وسط جاده را گرفت و خانم بدون روسری به ما نگاه می کرد  و سرش را به رقص در می آورد و ...!

بعد از طی مسافتی سرعتم را بیشتر کردم و سبقت گرفتم و به پلیس راه سه راهی ملایر گزارش دادم و...

حال اگر حتی همگان و قانون هم  بگویند ماشین حریم خصوصی است باور کنید آن عریان پسنان  تشکری نخواهند کرد بلکه به آخوندها هم می گویند لباس شما هم بیش از اندازه پوشاننده است و...

یادداشت های یک طلبه

سید صادق محمدی وفایی

 

انتقاد و پییشنهاد و

پاسخگویی به پرسش ها⇓⇓⇓⇓

 

@smsmvh

اگر مقام معظم رهبری صلح نامه را امضاء می کرد؟!

امام خمینی روحی فدا فرموده اند :ً  تاریخ معلم انسانهاست.

تاریخ تحلیلی اسلام را مطالعه  کردم  به شرایط صلح نامه امام حسن مجتبی(ع) و معاویه رسیدم . پیمان صلح دارای شرایطی است از جمله اینکه :

یکم:

 چون معاویه زمام امور را به دست گرفت، باید طبق قرآن کریم  و سنت رسول الله (ص) و ... عمل کند.

دوم:

 برای خودش جانشینی تعیین نکند.

سوم :

توطئه ای پنهانی یا آشکار بر ضد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)نداشته باشد.

چهارم:

باید جان و اموال شیعیان در امان بماند.

تاریخ به صراحت می گوید چون معاویه قصد داشت به صلح نامه عمل نکند و یقین داشت این شرایط هرچه هم باشند.، به راحتی زیر پا گذاشته خواهند شد، بدون هیچ پیش شرطی صلح نامه را امضا کرد!

 او نه تنها به کتاب و سنت رسول خدا عمل نکرد بلکه در حد عثمان هم به کتاب خدا و سنت رسول الله عمل نکرد! 

در صلح نامه متعهد شده بود جانشینی برای خودش تعیین نکند اما معاویه، یزید را جانشین خود قرار داد!

تعهد داده بود شیعیان در امنیت باشند اما او زیاد و...را بر شیعیان مسلط کرد و امنیت را از آنها گرفت و حجر و یاران حجر را نیز به شهادت رساند !

در صلح نامه تعهد داده بود حسنین در امنیت باشند اما معاویه امام حسن (ع) را نیز مسموم و به شهادت رساند!

آری این صلح نامه ای است که امامی معصوم و آگاه به روزگار و اوضاع  و شرایط زمانش، آن را امضا کرده بود.

با خواندن آن صلح نامه  پرسشی به ذهنم رسید 

 و آن این که شرایط آن روزگار کاری کرد که امام چاره ای جز پذیرش صلح نامه را نداشت.با این حال اگر برخی از امروزیهای جامعه ما، در عصر آن امام معصوم وجود داشتند (و این صلح نامه و عهد شکنی معاویه را می دیدند،) آیا به امام مجتبی (ع) اعتراض نمی کردند که چرا صلح نامه را امضا کرده اید؟!

آیا نمی گفتند وقتی وجود معاویه مساوی با نیرنگ  و پیمان شکنی است چرا قرار داد صلح را امضا کردید؟!

اگر رهبر عزیزمان در شرایطی مشابه چنین صلح نامه ای را امضا می کردند، واقعا برخیها  چه می گفتند؟

 آیا همه می گفتند مقام معظم رهبری از روی اجبار تصمیمی حکیمانه گرفته است؟

 یا برخی می گفتند  قبول داریم که اماممان سردار و سرباز نداشت ولی اشتباه کرد چنین صلح نامه ای را امضا کرده است؟!

بنابراین توجه به سه نکته لازم است :

یکم:

با عنایت به این تاریخ می توان گفت اگر کسی دنبال بهانه ای برای انتقاد کردن و جدایی از نظام و رهبری  باشد برای همیشه بهانه های زیادی وجود خواهد داشت.

دوم:

باید بپذیریم که عالی جنابان کشور بر مسائل  اشراف اطلاعاتی دارند که ماها نداریم .وقتی آنها طبق مصالح کشور تصمیمی گرفتند، همگان باید به تصمیمهایی گرفته شده وفادار باشیم و برای آرامش بیشتر و برای افزودن بر عظمت کشور ، به تصمیم تصمیم سازان احترام بگذاریم .

سوم :

تا نسبت به قرارداد و قضایای کشوری  به سودمند بودن ، یا مضر بودن آن  علم نداشته باشیم به قضاوت کردن نپردازیم.

https://telegram.me/seratsadegh

به یاد شیخ و عارف شهرمان!

سلام استاد ارجمندم  جناب مروجی بزرگ ! 

سلام  شیخ و عارف شهرم !

در این شب جمعه  و در این قم سرشار از گرما به یادت هستم و به یادت می نویسم و به یادت عمر صرف می کنم و از  عمق دلم جامی  از مهر و محبتهای ثوابم را  در هفتمین سالگرد رحلت تقدیمت می کنم .

یادش به خیر آن سالها که نو جوان بودم و در زیر چتر دلسوزی و مهرورزیت نو بودنم را صرف می کردم .

چه معصومانه خیال می کردم هر  طلبه ای یک مروجی بزرگ خواهد شد و تا مروجی شدنم فقط چند سال درس خواندن مانده است!

خیال می کردم هر عمامه به سری یا خمینی  و خامنه ای کبیر است و کمتر از آن دو عزیز آقای خودمان شیخ ماشاالله گرامی است!

اما چون بزرگ و بزرگ تر شدم و به شهری بزرگ تر که رسیدم تدریجی دریافتیم همانطور که هر گردی گردو نیست و هر گردویی پر نیست ، هر سیدی نیز امام خمینی و خامنه ای نمی شود و گاه طلبه ای با هزاران ماشاالله گفتن نیز  آن ماشاالله عارف نخواهد شد!

آری کسی  آن  استاد زاهد ما می شود که تا آخر عمر دنیا را سه طلاقه کند و این کار ، از هر کسی  و بنده کمترین بر نخواهد آمد . 

استادم ! 

باصفایم!

و ای روحانی راستینم !

به یادتم و به یادت خواهم ماند و از این که برای نخستین بار نتوانستم در سالگرد عروجت حضور بیابم غمگینم.

الهی سرشار از آرامش باشید و دعای خیرت نصیبمان باد

شاگرد و ارادتمند قدیمیت 

سیدصادق محمدی‌

علی کجاست؟!

در جنگ جمل عایشه از داخل هودج از سوراخی که درست کرده بودند بیرون را تماشا می کرد .او از کسی که افسار شتر را در دست داشت پرسید آیا علی در میان جمعیت است؟

گفت آری

عایشه از او خواست تا علی را به او نشان دهد.وقتی امام را به او نشان داد عایشه گفت چه قدر شبیه برادرش است!

آن مرد پرسید مقصودت کیست؟

گفت پیامبر(ص)

آن مرد تا این جمله را از عایشه شنید افسار شتر را رها کرد و به سپاه امام علی(ع)پیوست.

.سمط النجوم العوالی ج ٢ ص ۴۴٠ https://telegram.me/seratsadegh

نکته ای از تاریخ 

امام علی (ع)به هیچ وجه مایل نبود جنگ جمل اتفاق بیفتد از اینرو سه روز جنگ را تاخیر انداخت و افرادی را به سرای عایشه و طلحه و زبیر فرستاد تا شاید از جنگ منصرف شوند.

ابن عباس یکی از این اشخاص بود او به طلحه گفت : 

مگر تو با امام علی (ع) بیعت نکردی؟!

طلحه گفت شمشیر بالای سرم بود!

ابن عباس گفت من خودم شاهد بودم که با اختیار بیعت کردی!

طلحه که جوابی نداشت از خون عثمان سخن گفت !

ابن عباس فرمود :

یادت نیست عثمان ده روز از چاه خانه خود آب می خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین بنوشد آن گاه امام علی (ع) آمد و از تو خواست اجازه دهی از آب استفاده کند؟! 

پس از آن با عایشه و زبیر سخن گفت .

اما عایشه هم چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچکترین انعطافی از خود نشان نداد!

الجمل ص ٣١۴-٣١٨

https://telegram.me/seratsadegh