ا سیدصادق محمدی:

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بود(قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )

 

و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منتهى مى‏شود، اطلاق می شود.

 

اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مى‏رسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.(خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )

 

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مۆمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مۆمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیه) را سفارش و تأکید کرده است.

 

اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ایشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده.

 

این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیت‏ها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیت‏هاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(سلام الله علیه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژه‏اى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذارید، به جهت پیامبر است.

 

 

 

احترام و نیکی به سادات

 

نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود. (1)

 

خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم

رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)

 

آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمی‌کنم.(8)  

 

حکایتی از شأن عظیم سادات

 

روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش ‍ سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.

 

می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس ‍ جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.

 

نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود

 

پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.

 

می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس ‍ اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستا

 

ن اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)

 

 

 

پی نوشت ها:

 

1.الاحتجاج، ص103

 

2.سوره شوری، آیه 23

 

3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823

 

4.عیون الاخبارالرضا، ج اول

 

5.بحارالانوار ، ج93، ص234

 

6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51

 

7.الامالی، طوسی، ص355

 

8.الأمالی، صدوق، ص294

 

فرآوری: محمدی               

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

منابع:

 

احترام به سادات (2)

    

تاريخ :  شنبه 1390/11/29 تعداد بازديد :  9260 

 

شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است.

 

به نام خدا

 

در قسمت اول این نوشتار، با تمسک به روایات، نگاهی به سیره بزرگان در احترام و اکرام سادات و ذریه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله داشتیم. اینک ادامه مطلب:

 

فلسفه احترام به سادات

 

از محضر مرحوم «علامه طباطبایی» سؤال شد که:

 

 آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟

 

پاسخ علامه:

از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود.

 

ریشه اصلی احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت نمایند. (1)

 

و سرّ این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند.

 

 پس از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود، عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. (2)

 

وعده شفاعت پیامبر

 

رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:

حَقَّتْ شَفَاعَتِی لِمَنْ أَعَانَ ذُرِّیَّتِی بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ مَالِه‏ (3)؛ شفاعت من براى كسى كه با دست و زبان و مال خود به فرزندان من كمك كند، لازم گردیده است. (4)

 

و روایت شده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:

أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْیَا الْمُكْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِه (5)؛ چهار كس هستند که من در روز قیامت شفیع ایشانم، اگر چه آورده باشند گناهان اهل دنیا را: بزرگوار دارنده ذریه من، و قضاكننده حاجتهاى ایشان، و سعى‏كننده از براى ایشان در وقت اضطرارشان، و دوست دارنده ایشان به دل و زبان خود. (6)

 

در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم:

لَیْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ‏ یَرْحَمْ‏ صَغِیرَنَا وَ یُوَقِّرْ كَبِیرَنَا وَ یَعْرِفْ حَقَّنَا. (7)؛ از ما نیست كسى كه بر صغیر ما (سادات) رحم نكند و بزرگ ما را احترام نكند و حق ما را نشناسد. (8)

 

و از حضرتش روایت است که:

اكرموا اولادى الصّالحون للَّه و الطالحون لى. (9)

گرامى دارید اولاد مرا خوبانشان را از براى خداوند و بدانشان را از براى من. (10)

 

در معراج السعاده می خوانیم:

و از جمله طوایفی که زیادتی تعظیم و اکرام ایشان لازم، و احترام ایشان متحتم است، سلسله جلیله سادات علویه است، که مودت و محبت ایشان، اجر رسالت، و مزدنبوت است.

 

و از حضرت رسالت پناهی - صلی الله علیه و آله - مروی است که: «شفاعت من ثابت است از برای هر که اعانت کند ذریه مرا به دست، یا زبان، یا با مال خود».

و فرمود:

 

«چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قیامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنیا را آورده باشند:

یکی: آنکه اکرام کند ذریه مرا.

 

دوم: آنکه حاجت ایشان را بر آورد.

سیم: آنکه سعی نماید از برای ایشان در وقتی که مضطر باشند.

چهارم: آنکه به دل و زبان، با ایشان دوستی و محبت کند»

 

و فرمود:

«اکرام کنید خوبان ذریه مرا از برای خدا. و بدان ایشان را از برای من».

و احادیث در فضیلت سادات، و اجر اکرام و تعظیم ایشان بی نهایت است. و آنچه مذکور شد از برای اهل ایمان کافی است. (11)

 

احترام به کودکان سادات

 

شخصی از اقوام «آیت الله میرزا جواد تهرانی» که از سادات محترم است نقل می کند:

روزی به دیدن آقا آمده بودم و به همراه من برادر کوچکم که در آن موقع سنش حدود 7 یا 8 سال می شد بود، داخل اطاق با آقا مشغول صحبت بودیم، هر چندگاه آقا با تمام قامت از جایشان برمی خاستند و می نشستند.

 

این ک

 

ار را چند بار با اندک فاصله ای تکرار کردند، وقتی دقت کردم فهمیدم علت قیام و قعود ایشان به خاطر برادرکوچکم می باشد، چون او بازیگوش بود و چندین باز از اطاق خارج شد و برگشت و هر نوبت که وارد اطاق می شد، آقا به احترام سیادت او می ایستاد و بعد می نشست.

 

بعد از اینکه متوجه قضیه شدم، دست او را گرفتم و پهلوی خودم نشاندم که دیگر رفت و آمد نکند تا مزاحم آقا نشود، ایشان با مهربانی و عطوفت فرمودند: « بگذار بچه آزاد باشد و مزاحم او نشو، آزادش بگذارید تا بازی کند.» (12)

 

دستتان را بدهید تا من به بوسم

 

«آیت الله میرزا جواد تهرانی» از عالمان ربانی و صاحب کرسی درس خارج بودند.

یک روز هنگام درس، سیدی سؤالی می کند، آقا پاسخ او را می دهند، ولی آن سید بزرگوار، جواب را قبول ندارند و آن مطلب را انکار می نماید، و آقا اصرار برصحت جواب دارند تا اینکه بحث داغ می شود، آقا کمی با صدای بلندتر پاسخ می دهند و آن سید جلیل القدر دیگر سکوت اختیار می کند؛ پس از اینکه درس تمام می شود، آقا نزد آن سید می روند و از او پوزش و عذرخواهی می کنند و به او می گویند:

 

«دستتان را بدهید تا من به بوسم که چرا من با فرزند زهرا (سلام الله علیها) با تندی صحبت نمودم.»

یک روز دیگر پای درس، شخصی که سید بود، چیزی گفت که بقیه، طلاب به حرف او خندید و او خجالت کشید و شرمنده شد، در آن موقع آقا طوری حرفهای او را تصحیح و توجیه کردند که آبروی سید نرود و او خجالت نکشد، از تمامی حرکات ایشان محسوس و معلوم بود که عشق و محبت و ارادتشان به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار است. (13) 

پی نوشت ها:

(1)   شوری/23

(2)   کتابخانه طهور

(3)   جامع الأخبار(للشعیری)، ص140

(4)   الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص239

(5)   جامع الأخبار، ص140، فصل101 فی إكرام أولاد النبی

(6)   كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص35، فصل ششم در بزرگوار داشتن اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله

(7)   بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏93، ص231، باب 27 مدح الذریة الطیبة و ثواب صلتهم؛ الأمالی (للمفید)، ص18، المجلس الثانی

(8)   ارشاد القلوب- ترجمه رضایى، ج‏1، ص434

(9)   جامع الأخبار(للشعیری)، ص140

(10)  گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص79، احترام به سیدها

(11)  معراج السعاده، ص433- 434

(12)  کتاب خاطراتی از آیینه اخلاق 

(13)  همان

 

تهیه و فرآوری : حامد رهنما ، گروه حوزه علمیه تبیان

 

 

درس اخلاق امام خامنه ای در مورد رابطه بین توجه به دنیا و آخرت

 

ساده زیستی و سیره عملی علماء

 

من طالب او ، او طالب من!

 

کلید حل مشکلات

وبگردی

 

تخفیف ویزه دستبند و گردنبند طلا

 

سفر ارزان به پاریس ،هم اکنون

 

وارد شو ، عضو شو ، سکه بگیر

 

سکه ، هدیه ویژه به مشتریان وفادار

 

قیمت و امکانات هتل های خارجی را ببینیم

 

10 باشگاه پردرآمد جهان را بشناسید

 

تا ۷۰٪ تخفیف برای زیبایی آقایان

 

روش نوین کاشت ابرو

نظرات کاربران ( انتشاریافته:19 ,غیر قابل انتشار :2 ,در حال بررسی :0 )

ناشناس‎1396/06/14‎-‎12:02

سهم سادات را اگر به سادات فقیر می دادند دیگر سید فقیر نداشتیم بنده هم دو برادر بیکار دارم که خرج یکی را خودم می دهم یک بار هم کسی نیامده بگوید این هم سهم این سید

00

پاسخ

ناشناس‎1396/03/19‎-‎12:28

با سلام. غرض ما هم از سادات هستیم و الان غریب به 8 سال از زندگی مون می گذره و هنوز که هنوزه در گیر اقساط و هزینه های درمانی خویش و خانواده هستم و هیچ نهادی حتی برای تامین دارو خارجی بنده اقدامی نمی کند و در کنار بحث اجاره و اقساط تامین دارو هم معضلی شده. انشاالله آقا رسول الله شفیع ما باشه.

00

پاسخ

ناشناس‎1396/01/06‎-‎14:01

احترام به سادات بخاطر وصیت پیامبر و حضرت زهرا و ائمه علیهم السلام است.علت این وصیت این بوده که سادات به عنوان یادگاران و یادبودان نسل ائمه بوده اند و اینکه سادات غالبا به عنوان مبلغان دینی وارد سرزمینهای دیگر میشدند و اینکه دشمنان همیشه دنبال از بین بردن نسل پیامبر بوده اند و بااین احترام ما وظیفه در حفظ نسل پیامبر داریم.در ضمن گوشت و پوست انها از حضرات پیامبران مانند ابراهیم و محمد صلی الله علیه و اله است

00

پاسخ

ناشناس‎1395/09/23‎-‎09:41

بنام خدا با عرض سلام خدمت همه دوستان خاصه سادات عزیز 

عرض کنم طبق آیه 23 سوره شوری احترام سادات واجب است . نماز ما هم بدون احترام به سادات باطل است !! تعجب نکنید . ما در تشهد نماز باید صلوات بفرستیم و اگر عمدا"نفرستادیم نماز باطل است. آخر صلوات هم دارد « و آل محمد » آل هم همان اهل می شود . خوب اهل و خاندان پیامبر کیانند ؟ همین سادات . پس احترامشان واجب است . حالا اگر خدای ناکرده سیدی بدی کرد ، بگذارییم به حساب فرزند پیامبر بودنش و به خاطر پیامبر گذشت کنیم. چ/ن پیامبر (ص) فرمودند: سیدهای خوب را به خاطر خدا و سیدهای بد را به خاطر من دوست بدارید. و نکته آخر اینکه حساب و کتاب قیامت برای همه هست . سید و غیر سید ندارد. البته سی

 

دها با آتش عذاب نمی شوند . یا بگویم جهنم نمکی روند .عذاب دیگری برای سید های بد در نظر گرفته شده که شاید از جهنم بد تر باشد. به خاطر اینکه اینها فرزند پیغمبرند باید بیشتر گوش به حرف پیامبر بدهند. متشکرم.

10

پاسخ

رقیه ‎1395/05/05‎-‎13:28

اگه سیدی اینو خوند ممنون میشم بهم جواب بده....

من محبت حضرت فاطمه به نواده هاشو درک نمیکنم..

اصلا چرا باید چنین چیزی باشه...خب ما میگیم فاطمه زهرا اشرف مخلوقات..میگیم پیامبر با تبعیض نزادی مبارزه کرد حالا چطور میشه بیاد در مورد نزاد و نواده های خودش این جور بگه...

والا من قبلا به این چیزا اهمیت نمیدادم..

ولی روزگار باعث شد پسری که غاشقش بودم با یه سید که اتفاقا چند سال باهم دوست بودن ازدواج کنه..

من ول چون دختر سید بود ازش خوشم اومد ولی والا همین که پاشو پیش مادرشوهرش محکم کرد چادرشو کنار گزاشت...بعذش کم کم روسریش عقب رفت..ماشاالله ارایشم که میکنه.....

تا اونجا من میدونم همه این کارا خلاف شرع هست...

حالا چرااااا باید فاطمه زهرا این دخترو فرزند خودش بدونه...بهش محبت کنه...

خب اگه حضرت بخواد بهش نگاه خاصی کنه..چون از یک نزاد هستن..

پس کل دین رو هواس...

لطفا یکی جواب بده

00

پاسخ کاربران به این نظر

ناشناس‎1395/09/19‎-‎20:00

و در ضمن اون احترامی که عامه مردم به سادات قائلند صرفا بخاطر آینه ک از حضرت رسول (ص) هستن وگرنه سادات معصوم نیستند و مثل بقیه مردم جایزالخطا هستن

00

ناشناس‎1396/02/12‎-‎23:40

این سفارشها بخاطر توجه به سادات در هرزمان و سید سادات امام زمان هرعصر وگسترش دین واحترام به پیغمبر ص است وقتی به کسی ارادت داری و دستت به او نمیرسه به بچه هاش احترام میگذاری و این احترام را مردم احترام به پدر میشمارند و پدر هم این را احترام به خود میداند

وبویژه برعکسش هم بی احترامی همینطور هست 

ضمن اینکه با این همه تاکید میبینیم چقدر ظلم کرده اند به فرزندان پیامبر پی به خباثت وپستی قاتلان امامان معصوم میبریم و هدف اصلی همین است در آخر دعای توسل دشمنان امامان دشمنان خدا شمرده شده اند . زیرا این دشمنان چون دستشان به پیغمبر و بهطرق اولی به خدا نمیرسید به منسوبان آنان ظلم کرده اند

00

alavi_m‎1396/04/10‎-‎15:57

حتی تو قرآن خطاب به منسوبین پیامبر آمده و تهدیدشون کرده که خطاهاشون دوبرابر عذاب داره...

00

پاسخ

ناشناس‎1394/09/27‎-‎03:11

هیچ فرقی بین بندگان خدا نیست

00

پاسخ کاربران به این نظر

ناشناس‎1394/11/16‎-‎00:24

تو درک این حرفارو نداری بچه جون

30

ناشناس‎1395/02/21‎-‎01:57

قبل این عالم،عالم دیگه ای بوده،و انتخواب ما تو اون عالم باعث شده یه فرقایی باشه،ولی بازم فرصت انتخواب هست،مثلا میشه از یه سادات فضیلتت پیش خدا بیشتر باشه

20

ناشناس‎1395/09/19‎-‎19:56

هیچ فرقی بین بنده های خدا نیست خواهر یا برادر عزیزم.

00

پاسخ

ناشناس‎1394/09/05‎-‎09:22

سلام من ی سید هستم 4سال متاهل شدم ولی الان بیکارم 4ماه قسطم عقب افتاده شمابگید من چیکارکنم

00

پاسخ کاربران به این نظر

ناشناس‎1395/02/21‎-‎01:58

شماره کارت بده😌

10

پاسخ

ناشناس‎1394/04/07‎-‎01:07

درود خدا و مردمانش بر ذریه پاک رسول خدا.

20

پاسخ

ناشناس‎1394/02/17‎-‎01:11

عالی بود

 

10

پاسخ

ناشناس‎1393/12/11‎-‎13:14

عالی

10

پاسخ

بیشتر

 

وبگردی

فستیوال فساد؛ فساد در این کشورها بیداد می‌کند

  

تعدادبازدید

تاکنون 8666329519

اکنون 4213

روابط عمومی - صفحه اصلی - نقشه سایت - درباره ما - ارتباط با ما

Copyright © 2012 . All right reserved

 

بازدید

34275 تاریخ بروزرسانی 1389/05/12

اشتراک گذاری

خلاصه پرسش

دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟

پرسش

در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟

پاسخ اجمالی

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به  سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، احتراماً سید گفته مى‏شود.

دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،

البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام  و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.

پاسخ تفصیلی

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مى‏شود، اطلاق می شود.

اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]

احترام به سادات از منظر آیات و روایات:

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.

آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏کنم جز دوست ‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏]...».[3]  را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.

ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که  در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را  که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.

در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به  مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.

همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:

1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]

2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]

3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى‏ کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام داده‏اند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مى‏بینند».[6]

گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:

گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:

1.در انجام  تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مسا

 

وی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]

2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مى‏نماید.[8]

 

[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین،‏ مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.

[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.

[3] . شوری، 23.

[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.

[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان‏، تهران، چاپ سوم، 1398ق.

[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.

[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

پرسش های مرتبط

 

شهر سوال

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

فرم جستجو جستجو  

  پاسخگویی آنلاینمنوی ثانویهعضویت ورود

چرا از نظر اسلام مقام سادات بیش از دیگران است؟

ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۳/۶ - ۷:۵۵

در اسلام، شرافت و کرامت انسان ها، به نسب آنها مربوط نیست. بلکه کرامت و شرف هر انسانی در گرو اعمال خود اوست:

 

«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[حجرات/۱۳] اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله ‏ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى ‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!»

 

امام على علیه السلام می فرمایند: چنگ زدن به كانونهاى فضیلت، از كمال شرافت است.[۱]

حضرت علی (ع) می فرمایند: هر آن كس كه پَستى اَدَبش او را پست گرداند شرافت تبارش او را بلندى نمى بخشد.[۲]

 

حتی در جایی که شرف ائمه یاد می شود، اهل بیت (علیهم السلام) علت آن را ذکر می کنند تا مردم بدانند که سبب اصلی شرف چیست: مردى بحضرت رضا (ع) عرض كرد بخدا قسم كه در روى زمین از جهت پدر احدى با شرف تر از تو نیست آن بزرگوار فرمود تقوى پدران مرا مشرف ساخت و اطاعت خدا ایشان را بهره ‏مند گردانید.[۳]

 

اما وقتی یک شخص در مقام انتساب به اهل بیت دیده می شود، (سید بودن او مد نظر است) احترام بیشتر به او، جهت در نظر گرفتن نسبت اوست. و دلیلی برای پاسداشت حرمت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد. همانگونه که اگر فرزند یکی از دوستان عزیز خود را ببینیم، به خاطر پدرش او را تکریم می کنیم. اگر چه هیچ نوع عمل خلاف ظابطه ای انجام ندهیم.

این نوع مواجهه سبب تکریم شعائر است و یاد اهل بیت (علیهم السلام) را در جامعه زنده تر می کند و از همین جهت نیکوست.

 

با توجه به این توضیحات، می توانیم به بعضی از فرق ها بین سادات و غیر آنها دقت کنیم و بنگریم که علی رغم این فرق ها، بی عدالتی ای بی آن ها و سایر افراد جامعه به وجود نمی آید:

۱. در زمینۀ  مالی‌: نیمی از خمس به سادات اختصاص داده شده است. اما این فرق، سبب بی عدالتی نیست، چونکه :

اولاً: سهمی كه در خمس برای سادات معین شده فقط به نیازمندان آن‌ها اختصاص می‌یابد، آن هم به اندازه رفع نیاز آن ها، بنابراین تنها از كار افتادگان‌، بیماران‌، كودكان یتیم و یا افراد دیگری كه به علّتی مشكل مادی از نظر هزینه زندگی پیدا كرده‌اند، حق استفاده از آن را دارند.

ثانیاً: مستمندان و نیازمندان سادات‌، حق استفاده از زکات را ندارند و زکات برای جبران نیازهای مالی غیر سادات است. در واقع سادات منبع مالی متفاوتی دارند، نه اینکه حق بیشتری داشته باشند.

ثالثاً: اگر سهم سادات‌ در خمس، از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ملحق کرد و در مصارف دیگر مصرف نمود.

 

این فرق می تواند حکمت هایی داشته باشد مثل اینکه  بهانه‌ای به دست مخالفان نیفتد كه پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط كرده است‌، چون زکات مالیاتی است که حکومت از مردم اخذ می کند. و البته دلایل این تفاوت هر چه باشد، منجر به بی عدالتی نمی شود.

حتی شاید سادات در این فرق احساس محرومیت نیز بکنند: امام صادق ع مى‏فرمایند:" جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر ص رسیدند و تقاضا كردند كه آنها را مامور جمع‏آورى زكات چهار پایان كنند و و گفتند این سهمى را كه خداوند براى جمع‏آورى كنندگان زكات تعیین كرده است، ما به آن سزاوارتریم پیامبر ص فرمود: اى" بنى عبد المطلب" زكات نه براى من حلال است، و نه براى شما ولى من به جاى این محرومیت به شما وعده شفاعت مى‏دهم .... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین كرده راضى باشید (و كار به امر زكات نداشته باشید) آنها گفتند راضى شدیم‏.[۴]

[ر.ك‌: تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران‌، ج ۷، ص ۱۸۲؛ دارالكتب الاسلامیة/  پرسشها و پاسخهای مذهبی‌، آیت اللّه مكارم شیرازی و جعفر سبحانی‌، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۲، انتشارات نسل جوان‌.]

 

۲. در امور و مناصب اجتماعی‌: در این زمینه هیچ فرقی بین سادات و غیر آنها نیست. و قرار گرفتن امامت در خاندان پیامبر (ص) نیز دلیل اختصاص جایگاه ویژه به خاندان پیامبر (ص) به دلیل انتساب خانوادگی آنها نیست. امامت نیاز به عصمت دارد و عصمت را تنها خدای متعال تشخیص می دهد و شخص آن را متعین می کند. و دلیل کسب این جایگاه، طهارت شخص و دوری او از هر نوع آلودگی است. و دقت در درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدا، برای امام شدن ذریه اش و پاسخ خدای متعال نشان می دهد که در این امر، رابطه خانوادگی تعیین کننده نیست.

«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ[بقره/۱۲۴] (ب

 

ه خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض كرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمكاران نمى ‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند)»

 

۳. در فضایل و پاداش اخروی‌: در این مساله، انتساب خانوادگی به پیامبر (ص) تنها سبب سنگین تر شدن، مسئولیت ها می شود. همانگونه که قرآن این مساله را درباره زنان پیامبر (ص) بیان کرده است:

«یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیراً * وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَریماً[احزاب/۳۰-۳۱] اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. * و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده ‏ایم.»[۵]

 

امام رضا (ع) در جایی که متوجه می شوند، برادرشان بر دیگران به دلیل نسبش فخر می فروشد، به ملاک اصلی توجه می دهند که تنها عمل خود شخص معتبر است و می فرمایند: اینكه موسى بن جعفر علیهما السّلام پدرت اطاعت خدا كند، روزها را روزه بگیرد و شبها را بنماز و عبادت پردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا كنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس بدون تردید تو عزیزتر از او در نزد خدا باشى (چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بى‏ طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته ‏اى در حالی که این گونه نیست) آرى علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرموده است: براى نیكوكار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدكار ما دو چندان عذاب و جریمه.[۶]

 

در موضعی دیگر امام رضا (ع) به برادر خود که مرتکب اعمال خلافی شده است، این گونه می فرمایند: اى زید از خدا پروا كن و بدان كه ما این موقعیّت را نزد خدا و خلق بدست نیاوردیم مگر از راه تقوى و پرهیزكارى، و هر كس تقوى نداشته باشد و فرمان خدا را رعایت نكند از ما هرگز نخواهد بود، و ما نیز از او نیستیم‏.[۷]

 

[۱]. غرر الحكم: ٩٣٥٧.

[۲]. غرر الحكم: ٨١٤٢.

[۳]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۲۳۶.

[۴]. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۸۶ به نقل از تفسیر نمونه.

[۵]. ر.ك‌: بررسی مسائل كلی امامت‌، ابراهیم امینی‌، ص ۵۵، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلام / پیام قرآن‌، آیت‌...مكارم شیرازی و دیگران‌، ج ۷، ص ۱۹۴، ج ۹، ص ۲۷، دارالكتب الاسلامیة‌.

[۶]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۲۳۲.

[۷]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۲۳۴.

 

کلام و عقاید›دین و فرقه شناسی›ادیان›اسلام

 

 

Facebook Twitter Google+ Pinterest PrintFriendly اشتراک

اشتراک نظرات بازدید: ۷۲۱۸

 

رسول خدا (صلی الله علیه آله) فرمودند: هرکس برای فردی از فرزندانم کار نیکی انجام دهد و او پاداش وی را ندهد من نیکی او را پاداش می دهم. (7)

 

آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمی‌کنم.(8)  

 

حکایتی از شأن عظیم سادات

 

روزی نظام حیدرآباد دكن در عماری می نشیند و عده ای هنود بت پرست آن عماری را به دوش حمل می كنند (طبق مرسوم تشریفات سلطنتی آن زمان) پس در آن حالت چرت و بی خودی عارضش می شود و حضرت امیرالمۆ منین علیه السّلام را می بیند به او می فرماید: نظام ! حیا نمی كنی كه به دوش ‍ سادات عماری خود را قرار دادی ؟ چشم باز می كند و منقلب می شود می گوید عماری را بر زمین گذارید.

 

می پرسند مگر از ما تقصیری واقع شده؟ می گوید نه لكن باید عده دیگری بیایند و عماری را بلند كنند، پس ‍ جمعی دیگر را می آورند و عماری را به دوش می كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمی گردد به منزلش.

 

نیکی به سادات که نوادگان پیامبر (صلی الله علیه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلی الله علیه آله) شمرده می شود، چنانچه آن گرامی (صلی الله علیه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعایت شئون فرزندان او حفظ می شود

 

پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماری بر دوش آنها بود، در خلوت می طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ایشان معانقه نموده و رویشان را می بوسد و می گوید شما از كجایید؟ جواب می دهند اهل فلان قریه. می پرسد آیا از سابق اینجا بودید؟ می گویند همینقدر می دانیم اجداد ما از عربستان اینجا آمده اند و توطن نموده اند.

 

می گوید باید فحص كنید، نوشته جاتی كه از اجدادتان دارید جمع كنید و نزد من آورید پس ‍ اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بین آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را می بیند كه نسب آنها به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام می رسد و از سادات رضوی هستند، نظام به گریه می افتد و می گوید شما چطور هنود شده اید در حالی كه مسلمان زاده بلكه آقای مسلمانانید؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شیعه اثنی عشری می شوند، نظام هم املاك زیادی به آنها عطا می كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جلیله سادات و ذریّه های رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از مسلمیات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبیره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصیل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طیبه مرحوم نوری چهل روایت و داستان اشخاصی كه به بركت اكرام به ذرّیه طاهره آثار عظیمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روایت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِی الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لی یعنی :ساداتی كه اهل صلاح و تقوا هستند برای خدا آنها را گرامی دارید و ساداتی كه چنین نیستند برای خاطر من و انتسابشان به من گرامی دارید. (داستانهای شگفت/آیت الله دستغیب)

 

 

 

پی نوشت ها:

 

1.الاحتجاج، ص103

 

2.سوره شوری، آیه 23

 

3.البرهان فی التفسیر القرآن، ص823

 

4.عیون الاخبارالرضا، ج اول

 

5.بحارالانوار ، ج93، ص234

 

6.عیون الخبار الرضا، ج2، ص51

 

7.الامالی، طوسی، ص355

 

8.الأمالی، صدوق، ص294

 

فرآوری: محمدی               

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

منابع:

 

احترام به سادات

 

بیان روایتی شنیدنی از امام حسن عسکری (ع)

 

احترام به سادات و مودّت و محبت به آنها، خیلی سفارش شده است. بعضی فرموده‌اند بارها اتفاق افتاده با نظر سیدی مخالفت نمودم و چوبش را از جای دیگر خوردم. بلکه از این بالاتر، پدری که سید بود نقل می‌کرد: گاهی فرزند خود را به‌عنوان تأدیب کتک می‌زدم، بلافاصله گرفتاری و ناراحتی برایم پیش می‌آمد.

 

حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام به شخصی که به یکی از سادات بی‌اعتنایی کرده بود ایراد گرفتند. آن شخص عرض کرد: بی‌اعتنایی من به او، به‌خاطر مخالفت او با شما بود. حضرت در جواب فرمود: چون او به ما انتساب دارد، نمی‌بایست چنین می‌کردی!

 

 

 

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۰۵

 

احترام سادات اهل‌بیت 

 

سادات طبق آنچه در کتاب فضائل السادات آمده، افرادی هستند که از اولاد عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که جد حضرت رسول(ص) است بوده باشند و فرقی از این جهت بین مرد و زن نیست ولی این که سیادت از ناحیه پدر است یا از ناحیه مادر اکثر علمای شیعه بر این عقیدهاند که سیادت از طرف پدر است نه از جانب مادر. 

بنابر حدیثی که از امام موسی بن جعفر(ع) وارد شده است که مردم را به نسب پدرها بخوانید نه به نسب مادران آنها.

 

و امام(ع) در این خصوص به آیه{p - کافی، ج 1، ص 540. P} شریفه »اُدْعُوهُمْ لِابائِهِمْ...« استناد کردهاند.

طبق آنچه که بیان شد ریشه سادات به حضرت عبدالمطلب و هاشم جدّ اعلای{p - احزاب، آیه 5. P}

 

پیامبر گرامی اسلام بر میگردد و طبیعی است که هاشم و عبدالمطلب فرزندان زیادی داشتهاند که از جمله آنها عبدالله پدر پیامبر(ص) و ابوطالب پدر علی(ع)؛ عباس، عموی پیامبر و... میباشند و لذا نسل سادات از آنها شروع میشود ولی از آنجا که خداوند اراده نموده است پیامبر(ص) ابتر (مقطوع النسل) نباشد چون فرزند پسری نداشت لذا کوثر یعنی فاطمه(س) را به آن حضرت بخشید که ریشه سادات فاطمی از ایشان و حضرت علی(ع) است و فرزندان و نسل حضرت علی(ع) از دیگر همسران آن حضرت را سادات علوی گویند و آنچه که روشن است شرافت و عظمت ساداتی که اعقاب آنها به حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر میگردد بیشتر از دیگر سادات است زیرا از ناحیه پدر و مادر به آن ذوات مقدسه منتسب میشوند. اگر چه بعضی از بزرگان فرمودهاند سیادت از طرف مادر هم به فرزند منتقل میگردد و فرزند از طرف مادر سید میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتری میتوانید به کتاب فضائل السادات مراجعه نمایید.