بسم الله الرحمن الرحیم
قالرسول الله«صلی الله عليه و آله»:احبوا (اکرمو) أولادي ، الصالحون لله ، والطالحون لي؛ [1] دوست بدارید ذریه ام را خوبان را به خاطر خدا و بدان را به خاطر من پیامبر.
باخبر شدم برخیها که در نسب شناسی تخصصی ندارند ، در سیادت سادات ابوالوفا تردید دارند و برخی فراتر از این رفته و از به کار بردن واژه سیادت برای طلاب وفایی خود داری میکنند. البته این حرکات ایذایی مسبوق به سابقه است یک وقت شخصی به طلبه ای از سادات وفایی گفته بود شما که معلوم نیست سید باشید و بدون رعایت ادب انسانی و اسلامی جلو افتاده بود !!!!
ازخدا جویم توفیق ادب بیادب محروم گشت از لطف رب
بیادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش در همه آفاق زد
گفتمش کاش می فرمودی بندهی خدا سید هم نباشیم ، مثل شمایی خواهیم بود در این صورت نیز باید به رسم ادب و اخلاق اسلامی بفرمایی برزبان بیاوری. گفتنی است سالها با این نامهریها انس گرفته بودم و ضمیرم را به دریا دلی توصیه میکردم که ای دل گویند «کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود روی ساحل نوشت دریا دزد کفشهای من. مردی که از دریا ماهیی گرفته بود ، روی ماسه نوشت سخاوتمندترین سفره ی هستی دریاست. موج آمد و جملات را با خود برد ، تنها پیام موج این بود برداشتهای دیگران را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.اما اکنون که گرامیانی از سادات وفایی در آن حوزه ی با برکت به علم آموزی مشغولند و از دشنه اذیت و آزار برخی ها در امان نیستند ، مفید پنداشتم برخی از تجربیات 28 ساله دوران طلبگیم و نیز مطالعات و اسناد موجود را ، در مقوله سیادت نامبردگان تقدیم کنم . امیدوارم نسبت به دانش افزویی طلاب ارجمند حوزه سرشار از خیر و برکت باقرالعلوم(ع) و مردم شهید پرور کوهدشت مثمر ثمر واقع گردد.
نکته اول:
دانیان می دانند صرف سید بودن مجوز عبور از پل صراط نیست و آنچه راهگشاست ، داشتن تقوای الهی است. در روایت آمده است :«خداوند جهنم را برای معصیت کاران آفریده است هر چند سید قرشی باشد.» و به قول سعدی«ره»:
گرطهارت نبود کعبه و بتخانه یکی است
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
نکته دوم
به یقین شبهه ی همه سیادت ستیزان ، شبهه علمی نیست ، گاه شبهه ای با چاشنی شهوانی است. مخاطب این نکات ، فرهیختگانی است که محور و مدار اموراتشان دانایی و خارج نشدن از گستره پر برکت تقواست و گرنه در بحث شجره نیز ، بهانه های کافی برای نپذیرفتن حرف حق وجود دارد ، گویند : «یک نفر بار باروتی داشت و خواست از گمرک عبور کند مامورین او را گرفتند و گفتند باروت را کجا می بری؟
گفت نه این سیاه دانه است ، گفتند سیاه دانه نیست ، این باروت است! گفت نه ، نیست سیاه دانه است! یک مقدار از باروت را ریختند کف دستش و آتش زدند ، آتش گرفت و دستش سوخت. باز هم گفت : دیدید سیاه دانه بود.»
نکته سوم:
سیادت نیز ، همانند خود معصومین(سلام الله علیهم)که مظلومین تاریخند ، تنی رنجور و مجروح دارد ؛ زیرا در هر عصری برخی رها زبانان ، نیش و کنایه های زهر آگینشان نثار سادات مظلوم میکنند و به انکار سیادت و شبهه ی در آن روی می آورند و حتی قلم به دستان مزدور خارجنشین ، سیادت برخی از مراجع گذشته را هدف شبهات نفسانی خویش قرار دادند ،که قلم از نوشتن اراجیف آنها شرم دارد و در عین حال«و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا»[2] گمان مى كنند كار نيك مى كنند.
نکته چهارم:
برداران و خواهران ایمانیم ! شجره سادات ابوالوفا ، مزین به مهر26 نفر از علمای نجف اشرف از جمله حضرت آیتالله آخوندخراسانی«ره»[3] و آیت الله محمد طه نجف«ره» است. به یقین خیلی از خوانندگان محترم نه آخوند خراسانی را خوب می شناسند و نه طه نجف را ولی ای کاش شک محوران محترم ، در احوالات و شخصیت علمی و عملی این استوانه های علم وعمل تحقیقاتی داشته باشند . به فرموده استاد معظم آیت الله احمد مبلغی (زیدعزه العالی) مرحوم آیت الله طه نجف«ره» همانند مرحوم آیتالله مرعشی«ره» متخصص انساب بوده است و آخوند خراسانی هم شخصیت علمی و عملی او اظهر من الشمس است.او دارای بیش از سه هزار شاگرد بوده است و کفایه او برهانی قاطع وکافی برای جایگاه علمی اوست. به یقین آن بزرگواران بیش از این شک محوران ، عالم و متقی و تخصص و درد دین داشته اند . پس و للتامل مجال یا اولی الاباب. البته گویند کسی می گفت میخواهم به نجف اشرف بروم و همه علمایش را محکوم کنم.گفتند چه طور؟ گفت هر چه فرمودند می گویم اشتباه می کنید !! امیدوارم برخی از خواننندگان مکرم چنین دیدگاهی را نداشته باشند. و گرنه :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه به جایی نرسد فریاد است
نکته پنجم:
بنده سالها قبل از این که برخی از این سیادت گریزان متولد شوند ، و قبل از آن که شجره معتبر نجفی(با مهر 26 نفر از علمای نجف) و مورد تایید واقع شدن آن توسط پژوهشکده انساب قم به دستم برسد ، به مراجع بزرگ حوزه علمیه قم نامه نوشتم و از شهرت به سیادت اهل ابوالوفا پرسیدم ، که آیا شهرت به سیادت کفایت می کند؟ آیتالله فاضل لنکرانی«ره» و آیت الله مکارم شیرازی«دام ظله العالی» و...به صراحت نوشتند شهرت در منطقه کفایت میکند ، حتی آیت الله فاضل لنکرانی«ره» نوشته اند:« سیدید شک نکنید.»
ای خدای بزرگ چه شده است سید رنجوران را ، که در هر زمینه از اعتبار سخن متخصص و گفتار علما میگویند ولی در زمینه سیادت ، خود مرجع علمی میشوند و شهادت 26 عالم نجفی از قدما را ، مردود می پندارند ؟ فتوای مراجع معاصر را مبنی بر کفایت شهرت کان لم یکن می شمارند ؟ برای به روز شدن شجره سادات توسط پژوهشکده انساب قم در تاریخ 28دی ماه 1384ارزشی قائل نیستند؟!!!
به یقین اسناد وگفتاری که بیش از صد سال پیش توسط آخوند خراسانی که بیش از سه هزار شاگرد داشته است امضا و مهر شده است و نظریه اعتبار شهرت در محل از منظر فقهاء ، معتبرتر از شبهه ی کسی است که عالم نیست ، و از علم انساب و فقه آل محمد(ص) خبری ندارد ، و واژه سیر و سلوک و جهاد با نفس به گوشش نخورده است.
ای کاش و هزاران کاش برادران دینی من به جای این تردید افکنیها کفایه الاصول آخوند خراسانی «ره» و مکاسب شیخ انصاری و سر گذشت و زندگی نامه علمای ربانی را بخوانند تا با جان دل دریابند که مقامات علمی و احتیاطات آنان از چه عیار بالایی بهره مند بوده است.
نکته ششم:
بنده در زمان حیات آیت الله مرعشی نجفی«ره»طلبه قمی نبودم و به فکر سند سیادت نیز نبودم ولی شاگرد خاص آن بحرالانساب ، جناب رجایی خراسانی است و او نیز شجره سادات ابوالوفا را امضا کرده است. اگر جناب رجایی را خوب نمی شناسید ، امام جمعه محترم شهرتان اطلاع کافی دارد ، او میداند و دریافته است که استاد رجایی خراسانی شاگرد ممتاز و برجسته ی نابغه ی نسب شناسی آیت الله مرعشی نجفی«ره» است. و نظریه پرداز در علم انساب است. لطفا از او اطلاعات لازم را کسب کنید.
نکته هفتم:
گویند به کسی گفتند چرا نماز نمی خوانی؟ گفت سندم آیه ی:«ياأيها الذين آمنوا لاتقربوا الصلاة»است.فرمود چرا ادامه آیه را نمی خوانی؟ پس وأنتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون را چه کردی؟! و اکنون نیز گویا برخی ها ملاحظاتی که استاد ارجمند و عارف بالله مرحوم آیت الله مروجی«ره»نسبت ابوالوفا مطرح کردند به گوششان خورده است و از ادامه ی سخن آن بزرگوار غافلند. اما گرامیان ژرف اندیش ! بدانند ، روزی در چهار راه شهدای قم خدمت استاد فرزانه آیت الله احمد مبلغی رسیدم و گفتم خاندان مروجی برای شهر کوهدشت سرشار از خیر و برکت هستید ، ولی گستره لطفتان نسبت به ابوالوفا آن گستردگی را ندارد.
فرمودند چرا؟
گفتم قصه ابوالوفا و ...
فرمودند از بنده چیزی شنیده اید؟
گفتم خیر ولی حضرت آقا (آیت الله مروجی)«ره» ملاحظاتی داشتند؟
فرمودند:خودت می دانی ابوی بنده از روی کینه و...چیزی نمیگوید. بعدها که شجره شما به دستمان رسید و مورد تایید بزرگانی چون طه نجف ، و...بود، بنده به آقا عرض کردم ، طه نجف مثل آیت الله مرعشی عصر خودمان متخصص انساب بوده است و این شجره تایید شده آن اعاظم است و حضرت آقا نیز پذیرفتند.
و اکنون دل من محمدی و همه ی استاد شناسان نیز می دانند به یقین حضرت استاد و آن سفر کرده که صد قافله دل به همره اوست ، با آن همه احتیاطی که داشت هرگز در مقابل مهر و امضای 26 نفر از علمای نجف به تردید روی نمیآورد. و مقصر خاندان وفایی بودند که به خاطر ملاحظاتی شجره را عرضه نمیکردند و حتی من طلبه ی وفایی تبار نیز از دیدن رخ آن محروم بودم.
نکته هشتم:
برخی خیال میکنند همراه با متولد شدن انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ، وفاییها زرنگی کردند و خویشتن را به سیادت آراستند و شاید در ذهن برخی از منکرین این شبهه وجود داشته باشد که سادات ابوالوفا ، منتسب به ابوالوفا هستند و ابولوفا نیز از سران اهل حق بوده است و... در این مورد توجه شمارا به واقعیتهای زیر معطوف میدارم:
1- شهید مظلوم آیت الله بهشتی«ره» فرمودند : «پنجاه هزار کلمه بخوانید و پنج کلمه بگویید.» چه شده است برخیها را پنج کلمه نمیخوانند و پنجاه هزار کلمه میگویند. اهل تحقیق لطف کنند مزارهای موجود در روستای ابوالوفا را مطالعه کنند تا با چشم خویش ببینند تاریخها ی چهارصد ساله را. تاریخ هایی که به واژه سیادت مزین شدهاند آن هم در عصری که سیادت ، مثل امروز فخری به حساب نمیآمد. سری به ثبت احوال شهرتان بزنید و با دیدههایی پاک شده از تعصب صدها سیادت ثبت شدهی وفایی را بینید.نامه ناصرالدین شاه به عالم وفایی مرحوم سید نوشاد«صارم السادات» وفایی ( نبیره سیدنوشادبزرگ سراینده دار جنگه و گلزار ادب لرستان) را ببینید.آیا می دانید وقتی ناصرالدین شاه سید نوشاد را میبیند و حاضر جوابی و عالم بودن او را در مییابد، سالی صدتومان حقوق برایش معین می کند و از او میخواهد هر سال به دیدار ناصر الدین شاه برود؟ آیا ملبس بودن او به لباس سیادت را دیدهاید؟ عکسی که در صفحات اول این جزوه میبینید مربوط به 125 سال قبل است که در موزه ناصر الدین شاه وجود دارد.آیا اسناد تاریخی اعتبار ندارد؟ آیا سندهای تاریخی 400ساله اعتبار ندارد؟ این تذهبون؟!
لطفا برای یک بار هم شده نگاهی به رخ وبلاگ « صراط صادق» و نیز وبلاگ «سادات ابوالوفا» کنید تا هم عکس سید نوشاد را ببینید و هم اسناد تاریخی دیگر را ، شاید بیش از این نبینیم ضایع شدن بعضی را و بیش از این نشویم سخنان دل آزار را.و بیش از این نیابیم عذرخواهی و حلالیت طلبیدنها را.
2- ابوالوفای اهل حق در کنار باباطاهر همدانی در همدان دفن است[4]. و حتی اشعاری در دل تاریخ آن نوشته شده است و زوار او آدابی برای زیارت کردن داشتهاند و جملاتی وکلامهایی داشتهاند[5]. گفتنی است برخی از این اسناد چون نامه سرانجام مربوط به قرن هفتم است [6]و سیدابوالوفای اهل حق نیز سید بوده است و شجره او نیز موجود است. ابوالوفای وفاییها به قرون اولیه مربوط است و ابوالوفای اهل حق در قرن ششم بوده است. سیاست اهل حق این بوده است همیشه جمعیت خویش را بیش از واقعیت نشان دهند و چه گزینه ای بهتر از ابوالوفایی ها که هم در غرب کشورند و هم بارگاهی با مریدان فراوان دارند .آنان سرتا پا ناحقند و اجداد ما از قدیم الایام با آنها سر ستیز داشتهاند. گر برخی از کتب اهل حق ابوالوفای ما را همان ابوالوفای خویش پندارند جای تعجب نیست . تعجب از دوستانست که چرا تاریخ را نمیخوانند؟!!!
سوال: آیا اهل حق بودن با سیادت قابل جمع است؟
پاسخ : به یقین میشود کسی اهل حق باشد و سید هم باشد همان طور که شجره سادات آتشبگی مورد تایید مرحوم آیت الله مرعشی نجفی«ره» قرارگرفته است و سندش نیز هم اکنون موجود است و ابوالوفای اهل حق نیز سید بوده است که در ذیل به آن اشاره خواهدشد.
شجره سید ابوالوفا اهل حق: علی بن ابی طالب(ع) ، امامحسین(ع) ، امام زین العابدین(ع) ، امامباقر(ع) ، امام جعفرصادق(ع) ، سیدمظفر بن سیدمحمدالمتقی بن سید داوود بن سیداحمدبن سیدسلیمان بن سید محمدابوالوفا. این شجره به مهر عدهای ازبزرگان سادات برزنجه(عراق)رسیده است وعده ای از اهل ثقه وعلما آن را مهر کرده اند نودهی معروف درذیل شجره ابوالوفا نوشته اند هذه شجرصحیح استفاض منذ ایام عدید کانوا بیت مجد واهل بیت فی شهر زور (ازشهرهای عراق) اکثر من سبعائه سنین،کانو ا مشهورین،معتقدا فیهم واهل نفوس ومن طعن فیهم فلیس طعنهم الاالزور -اناالفقیر الحقیر مطلع علی ما حرز؛السید احمد النودهی.[7]
3- اوقاف کوهدشت نیز کتاب تهیه کرده است و شخص مدفون در روستای ابوالوفا را احمد ابوالوفا و او را از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) ذکرکرده است.[8]اما مهم و حق همان سند علمای نجف است.
نکته نهم:
مقام معظم رهبری دام «ظله العالی» فرمودند امام زادگان باید به قطب های فرهنگی تبدیل شوند. به نظر شما مراد کدام امام زادگان است؟ امام زادگانی که به امام زاده بودنشان قطع دارید؟ و از دفن آن امام زاده در حین دفن و تشیع جنازه او فیلم برداری کرده باشند یا منظور امام زادگانی است که اوقاف آنها را به رسمیت شناخته باشد؟ به یقین اگر معیار دوستان فیلم وپخش اخبار دفن و تشیع جنازه از صدا و سیما باشد ثمره اش تعطیلی همه امام زادگان است.آیا شما یقین به امام زاده بودن الباقی امام زاده ها دارید؟ اصولا امام زاده به چه کسی میگویند؟ صدها گنبد و بارگاه در این کشور است آیا همه امام زاده اند؟ یا از نوادگان امام هستند؟ یا ...؟ نکند بر خلاف نظریه رهبر فرزانه انقلاب سلامی (دام ظله العالی) و دین مبین اسلام ، برخیها برنامه ای برای هدم بارگاه و حرم امام زاده ها داشته باشند؟
می گویند -_و به طنز می گویند_یکی از نامزدهای نمایندگی مجلس یا ریاست جمهوری در نطق انتخاباتی خود خطاب به مردم وعده می داد که «اگر بنده را انتخاب کنید با مارکسیسم ، امپریالیسم ، سوسیالیسم ، اومانیسم ، فمنیسم و اپورتونیسم به شدت مقابله میکنم و به هیچکدام از آنها فرصت و اجازه نمیدهم در آرامش و رفاه مردم کمترین خدشهای پدید آورند» ! در این هنگام ، پیرمردی رنجور از میان جمعیت برخاست و خطاب به آقای کاندیدا گفت ؛ «پیشاپیش از مبارزه بیامان حضرتعالی با همه ایسم هایی که اشاره فرمودید تشکر میکنم ولی کاش برای روماتیسم بنده هم که بدجوری آزارم میدهد فکری میکردید و برنامهای داشتید.
پس ای برادران همهی هنر خویش را در ارشاد زائرین محترم امام زادگان این مرز و بوم صرف کنید و توصیه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی را در تبدیل امامزادهها به قطبهای فرهنگی را جامه عمل بپوشانید. و به جای این که از روی حدس و ظن در این مقوله که متخصص خودش را میطلبد سخن بگویید به فکر و چارهای برای دهها مشکل فرهنگی شهر و حومه باشید.
نکته دهم
آزردن طیف وسیعی از مومنین ومومنات ، خشم الهی و جهنم را به دنبال دارد .مومنی که حرمتش بیش از دویست برابر خانه خداست نباید به راحتی اورا آزرده خاطر کرد. عالمی فرمودند هر کسی از من غیبتی کرده است حلالش میکنم مگر غیبت کننده اهل علم باشد .
گفتند چرا ؟
فرمود : چون اهل علم اول مهر فاسق بودن را میزند و سپس غیبتهایش را صادر میکند و ما وفاییها نیز به این قاعده و قانون ارادتمندیم.
قم شهر کریمه اهل بیت(س):
کمترین: سید محمدصادق محمدی وفایی
13/10/92
[1] مستدرک الوسایل ج12 ص343
[2] کهف ایه0صد و چهار
[3] آیت الله محمدکاظم خراسانی درسال1255 ق درمشهد متولد شد.دردوازده سالگی وارد حوزه مشهد شد.در سال 1277قمری در سبزوار از محضر ملاهادی سبزواری فلسفه آموخت .سبزواری در باره او گفت آخوند در علم و دانش نابغه خواهد شد و ازانوار نبوغ او هزاران نفر به بزرگی خواهند رسید.
[4] سیدابوالوفا به دستور سلطان اسحاق به همدان رفت وتا آخرعمردرآنجا ماند و در همان جا وفات یافت ودرکنارقبر باباطاهرهمدانی به خاک سپرده شد. منبع کتاب پیرا ن ومشاهیر اهل حق ص156
[5] عبیدالله ایوبیان مینویسد ابوالوفا در جوار مزار بابا طاهرهمدانی به خاک سپرده شده است و دراویش به زیارتش میرفتند و این بیت برسرمزارش نقش بسته بود. این کرد پریچهره ندانم که چه کردست ..................کزجمله خوبان جهان گوی ببردست
بیت شعر فوق الذکر هم از شمس مغربی است. منبع :پاورقی پیران و مشاهیر ص157
[6] زبده الاولیا سید ابوالوفا فرزند سید احمد شهرزوری از اعاظم وبزرگان اهل حق بنا به یاداشت قرندی درسال 663هجری درشهرزور متولدشده پدرش که ازعلمای آن روزگاربوده به پرورش فرزندس همت گذاشت وبعداز این که درفرزندش حالات عالیه ومتعالیه دید درطریقه طریقت مرید پسر خودگردید...درنامه سرانجام آمده است سیدابوالوفاازهفتوانه وازفرزندان سلطان اسحاق به شمارمیرود ودرقرن هشتم ه.ق می زیست به دستور سلطان اسحاق به همدان رفت ومردم آن سامان را ارشاد کردودرهمان جا وفات یافت:دکترصدیق صفی زاده ،نامه سرانجام ص 184 ،چاپخانه حیدری ،انتشارات هیرمند ،چاپ اول 1375.
[7] منبع خاندانهای حقیقت ص65.این کتاب به عنوان کتاب سال نیز شناخته شده است.
[8] عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب ص157؛الاساس الانساب الناس ص137؛الدرالمنثورفی انساب المعارف والصدورص 145؛الراغب الی تشجیرعمده الطالب ص106؛مناهل الضرب فی انساب العرب ص248؛المعقبون من آل ابی طالب ج1 ص165؛شجره طیبه امام زادگان فارس ص 127
