ثواب قتل امام علی(ع) از دیدگاه ابن حزم اندلسی!
ابن حزم می گوید همه امت اتفاق نظر دارند که عبدالرحمن بن ملجم مرادی علی را براساس اجتهاد و با این باور که عملش صحیح می باشد کشت!و هرکس براساس اجتهاد و رایش دیگری را بکشد قصاص ندارد.او به ابیاتی از یک شاعر خوارجی تمسک می کند که گفته است:
يا ضربـة مـن تقـيّ ما أراد بها *** الا ليبلغ من ذي الـعرش رضوانا
بل ضربة من غويّ أورثـته لظى *** وسوف يلقى بها الرحمن غـضبانا
من گاهی درباره ضربتی که انسان پارسا ازآن قصدی جز رضای خدا نداشت فکر می کنم و کفه ی عمل او را نزد خداوند از همه مردم سنگین تر می بینم!
علاوه بر این ابن حزم در کتاب الفصل نوشته اند«عمار در بیعت رضوان حضور داشت او از کسانی است که خداوند گواهی داده است که از قلبش آگاه است و آرامش و سکینه در دلش قرار داده و از او راضی است.عمار توسط ابوغادیه یسار بن سبح سلمی به قتل رسید.چون ابوغادیه اجتهاد کرد و از این راه عمار را کشت گرچه خطای زیادی مرتکب شد ولی یک ثواب به او داده می شود»!
جناب این حزم! اگرباب چنین اجتهادی باز شود آن گاه به قتل همه انبیا و خلفا نیز سرایت خواهد کرد و حال آن که جنابعالی هرگز راضی نخواهی شد که قاتل عمر و قاتلان عثمان مجتهد باشند.
این چه اجتهادی است که کشتن آن امام واجب الاطاعه را مهریه زنی قرار دهد؟!
ای ابن حزم ! کدام امت بر معذور بودن ابن ملجم در آن جنایت اجماع دارند؟! به یقین این دروغی بیش نیست.
حافظان و بزرگان نقل کرده اند که پیامبر به امام علی ع فرمود قاتل تو شقی ترین امت آخرالزمان است.شقی ترین کجا و اجتهاد در رای کجا؟!
علاوه بر این عمل امام مجتبی (ع)در کشتن ابن ملجم و تایید آن از سوی مسلمانان اعم از اصحاب و تابعان نشان می دهد که عمل ابن ملجم ملعون عملی نبوده است که اجتهاد در آن راه داشته باشد.
به راستی میان ابن حزم و ابن حجر چه قدر فاصله است .ابن حزم عمل ابن ملجم را توجیه کرده و حق جلوه می دهد ، ولی ابن حجر از ذکر نام ابن ملجم، در کتاب لسان المیزانش عذرخواهی کرده و او را آدم کش و خون ریز توصیف می کند؟!
ابن حزم اندلسی متوفای 456 می باشد و به خاطر انحرافاتی که در تالیفاتش وجود دارد همه فقهای عصرش بر گمراهی او اجماع کردند و مردم را از نزدیک شدن به او بر حذر داشته اند و به سوزاندن آثار او فتوا دادند.آلوسی نیز به صراحت تمام از او به «الضال المضل»؛گمراه و گمراه کننده یاد می کند.
گفتنی است ابن بطوطه نوشته اند:
« در بخش غربى كوفه جاي بسيار سياه و تيره اي را در ميدانگاه سفيدي ديدم ، از احوال آن جويا شدم ، گفتند كه آن گور ابن ملجم شقى است و مردم كوفه هر ساله هيزم مى آورند و به مدت 7 روز بر گور او آتش مى افروزند.»
بــه نــام خـــدایے که دغدغــه ے از دســــت دادنــش را نــــداریـــم