این ابر عمر، چگونه می گذرد؟!

طفل بودم و تازه از پیش خدا آمده بودم .از جهان فقط و فقط شیر مادرم را می شناختم و پاکانه و بی خیالانه می خوردم.

از سرطان ، سکته ، تصادف و ...خبری نداشتم خیال می کردم تا ابد هستم و برای همیشه شیر را با چاشنی مهر و محبتهای مادرانه نوش جان میکنم.

چشمانم باز و بازتر شد و در اطراف مادر ، برادر و خواهرانی یافتم که شیری نیستند و چیزهای دیگری می خورند!

با تعجب نگریستم  که چرا این همه بزرگ شده اند ؟ ! چرا مثل من شیری نیستند  اما چیزی نفهمیدم !

دست و پاهایم مقاوم تر شدند و از دامن مادر کمی فاصله گرفتم چون برگشتم تا شیری بنوشم دریغا مادر راهم نداد و شیرم نداد!

گریستم و نجومی گریستم و شیر طلبیدم اما در مقابل هر گریه و درخواستی، نه ای بزرگ شنیدم!

صورتم را با اشک پوشاندم و دست و پاهایم نیز گریه کردند به حدی جیغ کشیدم که جان به لب شدم، اما شیری ندیدم .گویا مادر دل مرده شده بود و نمی از یم دلسوزیهایش باقی نمانده بود!

گرسنه شدم و باز با درد گرسنگی نالیدم ولی باز مهری و محبتی ندیدم ! 

به ناچار مثل دیگران از چیزهای دیگر خوردم اما این چیزها کجا و شیر مادر کجا؟!

از آن روز به بعد کم کم با غذاهای آشپزخانه کنار آمدم و باز به حدی ساده بودم خیال کردم تا ابد مهمان همین آشپزخانه ام !

غذا خوردن همان بزرگ و بزرگ تر شدن همان. خوردم و خوردم تا این که گفتند اکنون که بزرگ شده ای  باید ازدواج کنی .ازدواج کردم  و ازدواج کردن همان و زیر بار مسئولیت و هزینه های زندگی رفتن همان!

از ازدواجمان شیرخواران تولید شدند و  بزرگ شدند .

. آنان بزرگ شدند ما سفید موی شدیم و چندصباحی دیگر به پایان ازدواج و شروع برزخ می رسیم.

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

آری از آن روزی که مادر با آن همه دلسوزی و مهر و محبت و ایثار شیرم را قطع کرد می بایست دریابم که دنیا وفایی ندارد.

واقعا  :

به فرموده ی امام علی ع :

وَالْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ

فرصت به مانند ابر گذرا مى گذرد، پس فرصت هاى نیک را غنیمت دانید.

https://telegram.me/seratsadegh

 

چرا دنیا زندان مومن است؟

پيامبر  ـ ص ـ فرموده اند:

«الدُّنيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ و َ جَنَّةُ الْكافِرِ.» دنيا زندان مؤمن و٩ بهشت كافر است. بحار ج ٧۴ص١۵٩

 راوندي  می گوید : 

پيامبر اكرم ـ ص ـ دنيا را  به زندان تشبيه كرد؛ چون مؤمن در دنيا مقيد به اوامر و نواهي الهي است و  رعایت کردن بایدها و نبایدها کار سختی است.ولی کافر خط قرمزی ندارد .

باز دنیا زندان مومن است چون به وسيله عذاب خداوندي ترسانده شده است و با شهوات و آرزوها امتحان مي‌شود و مشكلات به او روي مي‌آورد، بر خلاف كافر.(جامع السعادات، نراقي.)

 

علامه مجلسي نیز در تفسیر این حدیث دو  معني ذكر کرده است:

يکم:

 مؤمن در دنيا غالباً در رنج و سختي و خوف آخرتش به سر مي‌برد بر خلاف كافر كه غالباً در امنيت و رفاه و بی خیالی مي‌باشد.

 دوم :

هر چند مؤمن در همین دنیا هم نسبت به کافر از  آرامش  و رفاه و آسایش بیشتری بهره مند است ولی این رفاه دنیایی او  نسبت به زندگي  و نعمتهای بهشتی  که در انتظار اوست، ناچیز است.

 كافر در دنیا با سختی  و  نا آرامی زندگی می کند اما همین زندگی سخت دنیایی او نسبت به جهنمی که  در آخرت  در انتظار اوست بهشت به حساب می ید.

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

آری دنیا زندان مومن است چون  امام صادق ـ ع ـ مي‌فرمايد:

خداوند در زمين بندگان خالصي دارد كه هيچ هديه‌اي از آسمان فرود نمي‌آيد مگر اين‌كه آن را از اين بندگان منع مي كند و هيچ بلايي فرود نمي‌آيد مگر اين‌كه آن را متوجه ايشان مي‌كند.

در واقع ميزان سختي‌هايي كه مؤمن با آن روبه رو مي‌شود با ميزان ايمان او متناسب است و اين سختي‌ها موجب رشد او مي‌شود. اصول کافی ج ٢ ص ٢۵٢ح٣

 https://telegram.me/seratsadegh

 

شال ها هم در حال عقب نشینی هستند !

کار به جایی رسیده است که می گویند ماشین حریم خصوصی من است و سر برهنه ، گردن عریان و پیدا بودن سینه حق من است!

برخی از عزیزانی که نهی از  ارگ  می کردند در عروسی فرزندانشان ارگ آور شده اند!

نوازش سگها و سگ گردانی برای برخی ها  عادی شده است!

اگر آخوندی با حالت تعجب به هم آغوشی او و سگش نگاه کند باید منتظر ...باشد!

یادتان می آید به میشل اوبا گفته بودند شبی که اوباما تشریف ندارد چگونه شب را به صبح می رسانی ؟

 میشل نام سگش را برده بود و گفت بود با بودن او نبودن اوباما را احساس نمی کنم !

و...

راستی تقصیر کیست؟

پدر و مادرها در امر تربیت کوتاهی کرده اند؟

از طریق فضای مجازی از میشل ها یاد گرفته اند؟

آخوند و معلم ها کاربردی کار نمی کنند؟

لقمه های حرام و ...باعث انحراف شده است؟

رفیق بد و ....؟

یا همه اینها و ...؟

راستی چه اشکال دارد همه به هوش باشیم ؟

 

https://telegram.me/seratsadegh