کی بگوییم خدایا مرگ ما را برسان؟

کی مرگ به آرزویمان تبدیل شود؟

امام سجاد ـ ع ـ فرمود خدایا اگر بنا شد به سمت گتاه بروم و در محضر تو آبرویی نداشته باشم و خشم و غضب تو نازل شود قبل از آنکه به سمت  گناه بروم جانم را بگیر.

دوم :

چون حضرت مریم ـ س ـ بدون این که ازدواجی کند ، به جناب عیسی ـ ع ـ حامله شد و سپس قصه و قضیه ی حامله شدن بدون ازدواج او نقل و نبات مجالس شد و بر سر زبانها افتاد و به او تهمت زنا زدند گفت ای خدا کاش می مردم و فراموش می شدم و این روز را نمی دیدم .

مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان از قول امام صادق(ع) در خصوص علت تقاضای مرگ از سوی حضرت مریم(س) می گوید:

 «انّها لم تر فى قومها رشيداً ذا فراسة ينزّهها من السّوء »؛ 

این خانم بزرگوار در تمام قومش یک مرد سراغ نداشت که تیزهوش و تیزبین باشد و از او دفاع کند و بگوید که مریم به گناه آلوده نشده است و از اینکه مردم به او گمان بد ببرندخجالت می کشید؛ «إنما تمنت الموت كراهيةلان يعصى الله فيها» 

گفت ای کاش مرده بودم و مردم به گناه نمی افتادند. 

او حرفش این بود اگر ماندنم باعث این است که مردم دینشان را از دست دهند، نباشم بهتر است. اگر زندگی به ضرر دین خودش یا دین مردم بود، آن زندگی به درد نمی خورد. آدم بمیرد بهتر است.

واقعا ای آبرو تو  چه قدر مهمی که متون دینی ما می گویند آرزوی مرگ نکنید مگر اطمینان به بهشتی بودن خود داشته باشید ولی چون تو به خطر می افتی مرگ خواستن بهتر از مرگ توست ؟!

دعایی برای مسئولین !

امام علی ـ ع ـ فرموده اند : 

«وَ اءَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلاَّ بِشَرْط وَثِيق»؛ 

زیاد به یاد مرگ و بعد از مرگ باشید و مبادا مبادا آرزوی مرگ کنید؛ مگر به شرطی که به رضایت الهی اطمینان داشته باشید.

 مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی می فرمودند شصت سال قبل مسئولیتی (مرجعیت) را بر دوش یک از اهل معرفت گذاشتند او دنبال آن مسئولیت نرفته بود و برای رسیدن به آن تلاش و رقابت نکرده بود. آن فرد آمد تعدادی از صلحا را جمع کرد و گفت من دعایی می کنم و شما آمین بگویید.

 گفت خدایا اگر من از عهده این مسئولیت بر نمی آیم، مرگ مرا برسان.

آن استاد  فرمود چهل روز نگذشت که من در مجلس ترحیم او شرکت کردم.

آدم از قیامت بترسد این طوری می شود. آن استاد  می فرمود من از بعضی تعجب می کنم که رقابت می کنند تا این بار را به دوش بکشند.

 اگر انسان احتمال داد که ماندنش برای دینش ضرر دارد، ایراد ندارد برای رسیدن مرگش دعا کند.

 ممکن است ماندن فرد برای دین خودش ضرر نداشته باشد؛ ولی برای دین دیگران ضرر داشته باشد. 

در این حالت هم اشکالی ندارد. من مهم نیستم. دین مهم است.

https://telegram.me/seratsadegh

امام رضا ـ ع ـ کی آرزوی مرگ کرد؟

مرحوم مجلسی   در جلد ۳۳ بحارالانوار می فرماید:

هیچ کس نباید آرزوی مرگ کند و این قاعده ای کلی است . اما  در جلد ۷۹ بحار از امام هشتم روایتی را با این مضمون نقل می کنند که: «كان الرضا عليه السلام إذا رجع يوم الجمعة من الجامع وقد أصابه العرق والغبار، رفع يديه وقال: «اللهم إن كان فرجي ممّا أنا فيه بالموت، فعجله إلى الساعة». 

امام هشتم از نماز جمعه باز می گشتند و عرق و غبار بر پیشانی مبارک نشسته بود. دستان مبارک را بالا بردند و دعا کردند که:

«خدایا اگر خروج از این وضعیت با مرگ است، مرگ من را برسان». 

مرحوم مجلسی در ذیل این روایت می فرماید معلوم می شود که در جاهایی می شود آرزوی مرگ کرد.

 چرا امام رضا آرزوی مرگ کردند؟ چون بعضی از مردم نادان خیال می کردند امام رضا با مامون خوش است و از ولایتعهدی راضی است و به خاطر دنیا دینش را از دست داده است. امام آرزوی مرگ کردند تا مردم با این سوءظن به هلاکت نیفتند و دینشان را از دست ندهند.

https://telegram.me/seratsadegh