درم داران عالم را کرم نیست
کرم داران عالم را درم نیست
چند سالی است پارک مهرگان کوهدشت می داند چه جمعیتی در آن نماز جماعت می خوانند!
دل پارک برایمان می سوزد ولی دل سوز  و سرمای صبح  و پول و زمین داران هرگز و هرگز نسوخته است و نمی سوزد!
عزیزانی می گویند از این یلهای زمین دار ، برای ساخت مسجد زمینی طلب کن!
اما
خردم می گوید این نماز جماعت پارکی چند سال است همصدا و پیوسته درخواست زمین دارند!
کیست که نداند دل ماها برای قطعه زمینی لک زده است؟!
 پیامبرمان فرموده اند این انسان هرچه پیر می شود حرص و امیدشان جوانتر می شوند!
ای خدای من!
نکند
 برخی از این زمین داران نیز حرص و  امیدشان جوان جوان تر شده باشد!
به هر حال این نماز جماعت پارک مهرگانی با ندا و صدایی رسا زر و زمین داران را به مسجد سازی دعوت 
می کند.
امیدوارم دل عزیزانی به رحم آید و این جماعت خدا جو را مسجد دار کنند و اگر هم دل زر و زمین داران نرم نمی شود 
✍دل شورای شهر و شهرداری امام حسنی و مهرگانی شود.
چه خواهد شد اگر در دل توانمندی ذره ای از سخاوت امام حسن(ع)روییده شود؟!
الهی دلها دست توست و این جماعت مومن بندگان دلداده کوی تو هستند
پس 
ترحمی کن
@seratsadegh

روایت داریم یک نفر آمد در محضر حضرت سید انبیاء ایستاد گفت که یا رسول الله من زنا کردم، حضرت صورتش را برگرداند که یعنی من نشنیده ام، رفت از آن طرف آمد گفت آقا من زنا کردم حضرت باز صورت مبارکش را برگردوند، رفت از طرف سوم و بالاخره از طرف چهارم آمد، آخر حضرت فرمود: از این مردم تعجب میکنم که خدا عیوب اینها را پرده کشیده است خودشان به دست خودشان عیبشان را فاش می کنند. چی کار داری بنده خدا، گناهی کردی، پشیمانی، ناراحتی، توبه کن خدای متعال می بخشد اصلا خدا دوست ندارد مومنین لکه دار شوند، شیوه خدا این است که همیشه زیبایی ها را ظاهر می کند، قبیح ها را می پوشاند، از دعاهای خیلی عظیم القدر است که می فرماید: "یا من اظهرالجمیل" ای خدایی که زیبا را ظاهر می کند و "ستر القبیح" قبیح را می پوشاند

بخوانید و کیف کنید!
آقای خویی در طلبه گی که جوان بوده است میرود پیش آیت الله آسید علی قاضی بزرگ، قاضی تبریزی که در نجف بوده است، میگوید آقا راجع به شب های قدر یک چیزی به من مرحمت کنید، به من یک چیزی بگویید، آقای قاضی یک دستورالعمل به ایشون میدهد، آن دستورالعمل حالا شاید امانت باشد،چه عرض کنم،شاید نزد اولیاء باشد ما هم ندانیم، نمیدانم
خلاصه دستورالعملی میدهد، میگوید اینها را انجام بده شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان بیا پیش من ایشون انجام میدهد، اقای خویی طلبه ای بوده جوان، میگوید رفتم پیش آیت الله قاضی ایشون گفت بنشین، نشستم یکوقت دیدم که یک نفر عین من روبه روی من نشسته، اصلا فرقی با من ندارد، گفتم اقا اون کی روبه رو؟ گفت اون تویی، حالا عجله نکن،فقط دقت کن ببین چه تغییری در این صورتی که میبینی به وجود می آید، میگوید دیدم که این صورت که عین من است و رو به روی من نشسته، یواش یواش تار موهای سفید در محاسنش می افتد، فرمودند: باز هم نگاه کن، نگاه کردم دیدم چند تا طلبه آمدند دور من بهشان درس میدم، دیدهم اینها زیاد شدند، این محاسن هم یک خورده بیشتر دارد سفید میشود و بالاخره جمعیت زیاد شدند و من در مسجد حلی نجف رفتم روی منبر درس خارج میدهم، همان ها را با چشم سر دارم میبینم که این صورت رفته روی منبر و طلبه ها نشسته اند، فرمود: این تویی، این آینده شماست تو مجتهد میشوی و درس خارج هم میدهی این هم درست است، بعد فرمودند: باز هم نگاه کن، نگاه کردم دیدم که یک گوشه ای از اتاق روزنه ای مثل اینکه باز شده، چاپ خانه ایست، دارند حروف چینی میکنند، فرمود:رساله شما دارد انجا چاپ میشود، بعد دیدم این محاسن این صورت سفیدتر شد و بالاخره مراجعات زیادی، استفتاء می آورند، من هم خیلی ضعیف و نحیف شده ام و مراجعین ازدحام کرده اند و بالاخره دیگه این صورت پیرتر شده که به زحمت میتواند بلند شود و بشیند، فرمود: حالا گوش بده یک صدایی می آید، گوش دادم دیدم بلندگو دارد میگوید که: مردم آیت الله العظمی آقای خویی به رحمت خدا رفت، میگوید این را هم شنیدم مسئله تمام شد، نه صورتی نه چیزی، آقای قاضی فرمودند:پسرم این تو بودی، اینی که حالا دیدی تمام آینده تو بود.

آیت الله فاطمی نیا :
من تعجب می کنم از بعضی ها! یک خانم مومن 20 بار به عمره رفته. بار 21 به او می گویند بیا این پول عمره را بده برای یک دختر یتیم، می گوید: "نه من نمی توانم. دوستان همه دارند می روند عمره. من چطور نروم؟"
حالا به این خانم بگو شما این همه عمره رفتی، مساله اخلاق رو در خانه رعایت می کنی؟ مگر دین خدا مسخره است؟ هر سال عمره می روی یک عیب و بدی را از خودت دور نکردی؟ یا آقا؛ فرقی ندارد. آقا بداخلاق بشود، عبادتش ضایع می شود. خانم بداخلاق بشود، عباداتش ضایع می شود.

مولوی می گوید در قدیم موذن بدصدایی بود. دیدند روزی صف بلندی از هدایا و تحفه ها تشکیل شده برای این موذن بدصدا. تعجب کرد و علت را پرسید. گفتند همه این افراد در صف مسیحی هستند. گفت چرا برای من تحفه آورده اند. گفتند برای صدایت. گفت صدای من که بد است.
گفتند این مسیحی ها شش ماه با یک دختر مسیحی سر مسلمان شدنش بحث داشتند. دختر اصرار داشت که من می خواهم مسلمان بشوم. مسیحی ها هم در طول شش ماه نتوانستند او را قانع کنند. صدای تو را که شنید گفت من اصلا اسلام را نمی خواهم. این تحفه و هدایا قدردانی مسیحیان از توست

سفره خدا بزرگ است. پیرزنی نابینایی جلوی حضرت موسی را گرفت. گفت دعا کن خدا چشمانم را برگرداند. حضرت موسی گفت باشد. پیرزن گفت دعا کن جمالم را هم برگرداند. حضرت یک توقفی کرد. با خود گفت چشمانش را خدا داد ، دیگر زیبایی و.... وحی آمد که موسی چرا فکر می کنی؟ مگر از تو می خواهد؟

۱۴۰۰آیه از آیات قرآن کریم از برگشت و
" الیه تحشرون" انسان به قیامت 
سخن می گویند.
یعنی ۱۴۰۰بار تذکر داده است که هر چه دارید فانی است!

شیخ رجبعلی خیاط فرمودند:
 اگر ما به اندازه ترسيدن از يك عقرب، از عِقاب خدا بترسيم، عالَم اصلاح مي شود.

کاش کلانتری یازده ، فرمانداری و شهرداری می شد!
نام کوچه اش را «خدا مرگ» گذاشته بود! 
پرسیدند فلسفه این نام گذاری چیست؟ !
گفت این کوچه به حدی خاکی و دست انداز و چاله و چوله دارد با آمدن بارانی هم، پاهایم در گل گیر 
می کند و گیر کردن چندباره پا و با زحمت بیرون کشیدن آن باعث می شود،  بگویم ای خدا مرگم را برسان!

اکنون  موارد خدامرگها ، در کوهدشت یتیم ، خیلی زیاد شده اند!
عزیزان همشهری !
اگر زرق و برق دنیا باعث شد مرگ را فراموش کنید ، برای معنوی شدنتان هم شده به خیابان کلانتری یازده شهرمان بیایید!
بیایید تا دریابید برخی خیابانها هم چه قدر با هم تفاوت دارند!
بیایید اختلاف طبقاتی را در خیابانها هم تماشا کنید!
چند بار که رفت و آمد کنید به یاد خدا مرگ خواهید افتاد!
واقعا
آیا اگر شهرداری و فرمانداری در این خیابان بود ، آیا این چاله و چوله ها، این گونه پایدار می ماندند؟!
خوش به حال خیابان فرمانداری در حدی صاف و خوشبخت است که نماز عید فطر و روز عاشورا هم در آن خوانده می شود!
 البته شاید چون ماشین و قطعات جلوبندی ماشینها بسیار ارزان هستند و شهروندان کوهدشتی پول دار هستند و دلهای مردم هم ارزشی ندارد 
کوچه و خیابانهای شهر برای همیشه میزبان این همه چاله و چوله های شوم هستند!
@seratsadegh

حضرت نوح (ع) ۹۵۰سال تبلیغ کرد ولی ۸۰-۸۲ نفر به او ایمان آوردند !
اکنون هم اگر هزار حضرت نوح (ع) و هر کدام با ۹۵۰سال تجربه تبلیغی به میان مردم بیایند برخی از همین مردم هرگز و هرگز سوار کشتی او نمی شوند!
@seratsadegh

دزد آمده بود و دزدانه از منزلش چیزهایی برداشته بود!
هرکسی به سمتی رفت که شاید دزد را بگیرد .
صاحب منزل به قبرستان رفت و گفت دزد را گرفتم !
گفتند کجاست؟!
گفت هر جایی رفته باشد در نهایت ، به قبرستان بر می گردد!
حال وعده گاه موقت همه برزخ و وعده،گاه ابدی همگان قیامت است الهی با روی سفید و سری بلند، برویم
@seratsadegh

الکی برای الک کردن نا اهلان!👇
سوم خرداد است و سالروز جان فشانی مردان میدان نبرد و پیروزی حزب الله بر حزب شیطان .
مبارک آن فتح المبین و آن شهادتها.
آنان احسنانه کار خویش را به سر انجام رساندند اما جمهوری اسلامی ، که ثمره ای از ثمرات خون آنهاست ، از بلای کم کاری و رخوت و نا اهلی برخی از رییسها و مدیران و کارمندانش رنج می برد!
ای کاش الکی می بود که می توان با آن اهل و نا اهل را با آن الک می کرد
تا در هیچ وزارت و نهاد و سازمانی ، شخص و رییس الکیی بر مسند قدرت و ریاستی باقی نمی ماند.
واقعا 
چه جانگداز است که آن اصیلها و اصلیها رفتند و این الکیها نه می روند و نه قصد رفتن دارند؟!
دلم می گیرد و می گرید برای نبودن در جمع آن شیرمردان آزادساز و بودن این نااهلان ، دردسرساز!
@seratsadegh

🌹زیبایی انسان درچیست؟🌹

روزی شاگردان نزدحکیم رفتندوپرسیدند: استاد زیبایی انسان درچیست؟ 
حکیم 2 کاسه کنارشاگردان گذاشت وگفت: 
به این 2کاسه نگاه کنید اولی ازطلا درست شده است ودرونش زهراست ودومی کاسه ای گلیست ودرونش آب گوارا است، شما کدام رامیخورید؟ شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را. حکیم گفت: آدمی هم همچون این کاسه است. آنچه که آدمی رازیبامیکند درونش واخلاقش است. باید سیرتمان رازیباکنیم نه صورتمان را
@seratsadegh
🌺