با اینکه شب از ساعت یک گذشته است خواب از چشمانم پریده است و دل همچنان زانوی غم در بغل گرفته است و درجه غمناکی آن در حدی بالاست که با هیچ دلداریی پایین نمی آید. آخر در کربلای حسینی در روزی یا نیمه روزی سرها را بریدند و بر بدن‌های عریان اسب تاختند اما در کربلا ی عصر ما ده ماه است از زمین و آسمان بر سر کودکان و زنان غزه ای بمب ، موشک و گلوله می ریزند و به هر قبرستانی که می رسند جنازه ها را در می آورند و به آنان بی حرمتی می کنند!!! در کربلا چون امام سجاد علیه السلام مریض بودند در امان ماندند ولی در کربلای غزه بیمارستان ها را بمباران و یا بیماران را تیر باران می کنند !!! در آن کربلا گلوی علی اصغر علیه السلام بود و تیر سه شعبه ای و دیگر کودکان در امان بودند اما امان از حال کودکان غزه ای که چند هزار شهید داده اند و باقی یا گرسنه اند و یا از ترس خواب ندارند!! علاوه بر این در عصر ما برخی ها برای زخم گوش ترامپ ، بیانیه دادند و ترور و تروریسم را محکوم کردند ولی برای ترور و شهادت اسماعیل هنیه رهبر حماس و شهادت پنجاه هزار زن و کودک فلسطینی سکوت کردند و وجدانشان را به محکومیت نداد!!! بعضی در مرگ مهسا زمین و زمان و فضای مجازی را پر از انتقاد و دعوت به شورش و ...کردند ولی هم اکنون در خواب عمیقی فرو رفته اند!!! و چه مظلومانه سربریده شدند چهل شیعه پاکستانی ؟!!! پرسش اصلی این است ماها در این کربلای جدید چه نقشی داریم ؟ نکند حتی در دعا کردن هم کوتاهی می کنیم؟! الهی و ربی من لی غیرک